مجله حامی نو

شناخت در معماری

شناخت در معماری
مرحله شناخت اغاز فرایند است وبه تشخیص مسائل اصلی ،تعیین اهداف طراحی ،ومحدودیتهای طراحی آینده می پردازد. به این مرحله برنامه ریزی سهولت نیز میگویند. هدف از این مبحث بررسی مسائل نظری رویه عملی طراحی است.
مقاله های بیشتر از معماری

مقدمه:


هدف هر فعالیت شناختی تشخیص ودرک مسائلی ست که در رویه عملی طراحی باید به انها پرداخته شود. مرحله شناخت اغاز فرایند است وبه تشخیص مسائل اصلی ،تعیین اهداف طراحی ،ومحدودیتهای طراحی آینده می پردازد. به این مرحله برنامه ریزی سهولت نیز میگویند. هدف از این مبحث بررسی مسائل نظری رویه عملی طراحی است.

 

فعالیتهای شناختی


اگرچه شناخت شامل تحلیل، طراحی، ارزیابی وانتخاب است ولی اساس آن فعالیتی تحلیلی است که خود ان شامل دو فرایند پرسش و مقایسه است.


طراحی:ترکیبی از فرایندهای واگرا و همگرای اندیشه. هدف فعالیتهای شناختی در طراحی ،فهم بهتر وضع موجود است. فرایندهای تحلیلی در هر مرحله طراحی ،شامل خرد کردن یک مساُله به اجزا و دریافت نظم آن هاست.


به نظر دون کوبرگ و جیم باگنال فرایندهای سؤال و مقایسه مقاصدی به این شرح دارند:
• کشف روابط درونی
• آزمون اجزا در رابطه با کل
• تشریح مساله
• تجزیه مساله
• فهم بیشتر مساله
• اشنا شدن با مساله
• مقایسه مساله با شرایط دیگر
• سؤال یا تحقیق مساله
• باز کردن و بسط مساله
• نظم و ترتیب دادن به مساله
• طبقه بندی عناصر مساله
• تفکیک مساله
• شناخت درونی مساله
• تلاش برای تدوین دستور العمل ها
• ریشه یابی مساله وشناخت آن


طراحی کردن،تدوین انکاره ها و کنار هم قرار دادن اجزای آنها برای شکل دادن به کلی واحد است. نکته مورد نظر در مرحله شناخت تشخیص مساله ایست که طراح باید به حل آن بپردازد.


مرحله شناخت:


تعریف مسایل مورد نظر مرحله شناخت تحت تاثیر تصورات ذهنی برنامه ریزان است در صورتیکه نباید اینگونه باشد. استفاده از گونه های ساختمان در تدوین ماهیت موضوع وتدوین راه حلهای طراحی شیوه ای معمول شده است. مرحله شناخت بطور غیر مستقیم سیاسی نیز هست و این سیاسی بودن بدلیل کثرت مشارکت کنندگان در فرایند طراحی ست. هدف این مرحله فهم مسایل موجود وپیدا کردن راه حلی برای آنهاست. این مرحله پیش بینی زمینه های طراحی آینده است.

 

شناخت وضع موجود


مرحله شناخت بادرک تفاوت بین وضعیت موجود ووضع مطلوب فرض شده شروع می شود. شناخت وضعیت مساله شامل موارد زیر است:


- شناخت محیط اجتماعی – کالبدی در سطح مورد نظر
- شناخت وارزیابی اجرای بنا
- تشخیص میزان تفاوت وضع موجود باشرایط مطلوب و ضرورت اقدامات طراحی

 

شناخت گروه های ذی نفع، این گروهها شامل:


- کارفرما یا سرمایه گذار پروژه
- حرفه های مرتبط با طراحی
- سازمان های کنترل کننده وناظر
- پیمانکاران


از 40-30 سال پیش 2گروه دیگر افزوده شدند:


- بهره برداران یا استفاده کنندگان اصلی
- غیر بهره بردارانی که تحت تاثیر طرح پیشنهادی قرار میگیرند.
طراحان در مرحله طراحی و پیمانکاران در مرحله اجرا ،محور کار هستند.

 

شناخت محدودیتها:
محدودیتهای مالی و زمانی معمولا توسط سزمایه گذار تحمیل میشود و وضعیت زمین از جمله محدودیتهای محیطی ست. محدودیتها مثل اهداف نیازهایی هستند که به انها باید پاسخ داده شود.

 

تدوین اهداف


اهداف جملاتی کلی هستند که مقصود طراحی را بیان میکنند یا نتایج مورد انتظار طراحی اند. در شناخت شرایط مساله یک هدف اصلی وجود دارد،و آن نیاز به تغییر وضع موجود است. اگر طراحان محیط در این مرحله فرایند طراحی دخالت داشته باشند باید به نیاز تمام گروههای ذی نفع پاسخ گویند.


مراحل تعیین اهداف طراحی:


1- تعیین محدوده های مورد نظر و زمینه هایی تدوین اهداف طراحی
2- تعیین دامنه اهداف در زمینه مورد نظر
3- آزمون سازگاری و هماهنگی اهداف
4- فهرست کردن و نظم دادن به اهداف
5- پذیرش آنها به عنوان مبنای عمل


طراحی الگوی رفتار


اهداف طراحی محیط را الگوهای رفتاری مورد نیاز مردم تعیین میکنند. پرداختن به مسایل زیباشناختی و اسایش بطور سنتی در مرحله طراحی انجام میشود.

 

تدوین نیازهای کالبدی


یکی از اهداف اصلی مرحله شناخت،تدوین الگوهای مورد نیاز محیط برای پاسخ به فعالیت ها ونیازهای روان شناختی و زیبایی شناختی است.

 

ارزیابی وضع موجود


اگر محیط موجود ویزگیهای تامین برنامه رفتاری و یا سلیقه های زیبایی شناختی مردم را نداشته باشد :
1-یا برای پاسخگو بودن محیط کالبدی موجود میباید برنامه رفتاری و نظام زیبا شناختی تغییر کند.
2-یا چگونگی تغییر محیط برنامه ریزی شود.

 

تدوین برنامه معماری 

 

کیفیت نتیجه نهایی به میزان زیادی به کیفیت برنامه ریزی معماری بستگی دارد. در حال حاضر برنامه های معماری به جای کیفیت و کمیت فضاها بیشتر نیازهای اجرایی را روشن میسازد. این برنامه ها علاوه بر چیدمان فضا،شامل پاسخ به نیازهایی چون خلوت ،حریم و قلمرو ،و عناصر زیبایی شناختی محیط هستند و میتوانند چگونگی پیوند های مورد نیاز فضاهای داخلی و خارجی،ویژگیهای نمادین فضاهای ورودی ،و نمای بیرونی ساختمانها را تعیین نمایند.

 

عدم قطعیت در برنامه ریزی معماری
اعتقاد نداشتن به قطعی بودن کارکرد بنا نه تنها از تنوع ارزشهای مورد قبول مردم ،بلکه از قطعی نبودن چگونگی کارکرد آینده ساختمان نشات میگیرد. اتکای همیشگی به عدم قطعیت منجر به گونه ای از خودبینی میشود که اغلب دیگران به معماران نسبت داده اند.

 

کسب اطلاعات برای برنامه ریزی معماری ، بدین منظور 2شیوه وجود دارد :


1-مداخله گر
2-غیر مداخله گر

 

شیوه های مداخله گر :
آنهایی هستند که به فرد یا گروه مورد مطالعه معرفی شده باشند.مانند تحقیق تجربی،مصاحبه و نظر خواهی
این شیوه ها درتحقیقات ساخت نظریه و ازمون نتایج مفیدترند تا در انجام کارهای عملی طراحی محیط.
مشکل این شیوه انست که نمیتوان به نتیجه آن اعتماد کرد.


برای غلبه بر این مشکلها شیوه های دیگری ابداع شده است:
1-طراحی سریع:برای کسب پاسخهای غیر کلامی
2-ثبت زمانی :ثبت فعالیتها و مکان وقوع آنها و یا ترسیم روی عکسهای هوایی
3-شیوه کاغذ و قلم:نوعی بازی نیمه تصویری است.در مورد انتخابها پاسخگویان باید تصمیم بگیرند.
کیفیت نظریه محتوایی مبنای پرسشهای طراحان،کیفیت اطلاعات جمع آوری شده را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد.

 

شیوه های غیر مداخله گر:
در ان افراد مورد مطالعه نسبت به انجام تحقیق اگاهی ندارند. شیوه های واسطه ای از قبیل جستجودر ادبیات و تحلیل گونه های ساختمانی در این شیوه وجود دارد. این شیوه ها مسایل روش شناختی و اخلاقی دارند.


مسایل روش شناختی:تواناییهای فردی برای مشاهده بدون مداخله و کسب اطلاعات از طریق شیوه های واسطه ای اطلاق میشود.


مسایل اخلاقی :دخالت طراحان در خلوت زندگی مردم

 

شیوه های مشاهده غیر مداخله گر


- آزمایشهای طبیعی :مشششاهده گر بعضی از عناصر محیط را دستکاری میکند.
- مشاهده ساده:ثبت سازمان یافته رفتار است،بدون اینکه محیط دستکاری شود.
- مشاهده همراه با مشارکت:مشاهده گر بخشی از نظام مورد مطالعه میشود
- مشاهده رد های فیزیکی:ثبت گوشه هایی از محیط ساخته شده است،که کم یا زیاد شده اند.
شیوه هایی از مشاهده ساده در برنامه ریزی و طراحی محیط مانند مطالعه فضاهای عمومی محلات مسکونی و فضاهای شهری استفاده شده اند.

 

فنون جمع اوری اطلاعات :نتیجه گیری


استفاده از شیوه های مختلف جمع آوری اطلاعات فهم چگونگی مشارکت مردم در محیط ،نظر مردم نسبت به وضع موجود محیط و تمایلات آنها نسبت به آینده را میسر میسازد. طراحان برای برنامه ریزی بیش از انکه در جستجوی سازگاری های مطلوب باشند،به جستجوی ناسازگاری های رفتارومحیط میپردازند.

 

تحلیل اطلاعات


یکی از راه های تحلیل اطلاعات طراحی،مقایسه موقعیت های مختلف با یکدیگر است. بعضی از طراحان شیوه های تحلیل جامعه سنجی و تحلیل محتوا را ابزار تحلیلی مفیدی یافته اند.

 

تحلیل جامعه سنجی:با توزیع فضایی رفتار اجتماعی سرو کار داردو در تعیین موقعیت فیزیکی فرد در گروه،آزمون موقعیت اجتماعی فرد و الگوهای کاربری محیط نیز کاربرد دارند.


تحلیل محتوا:در مطالعه نگرشهای مردم کاربرد دارد و گفته های انان را تحلیل میکند.

 

تبلیغ با میترا نت