مجله حامی نو

روند شکل گیری فضای کالبدی بازار سنتی

روند شکل گیری فضای کالبدی بازار سنتی
از قرن های سوم- چهارم هجری به این سو، که در واقع نظام اقتصادی و اقتصادی- اجتماعی شهرهای ایران بحران‌های بسیار پذیرفته و تحول نیز یافته‌اند و گاه تخریب هایی سخت را نیز متحمل شده‌اند، بازارها به گونه ای مستمر در دل شهرهای ایران رشد کردند و نقش تعیین کننده‌ای نیز در شکل دادن به شالوده کالبدی آنها را دارا شدند.
مقاله های بیشتر از معماری

شواهد و مدارکی که از دوران پیش از اسلام بر جای مانده است جز به کلیات و به قرائنی کم و بیش پراکنده راه نمی‌دهند. بیش از دو قرن ویران سازی، آتش سوزی و براندازی اندیشه که از طرف بیگانگان، در شهرهای ایران صورت گرفته، سبب شده که تنها چارچوب هایی بی نقش از گذشته باز مانند. در واقع، چگونگی های دقیق ساختمانی و شکلی و چگونگی های کاربردی بازار در شهرهای کهن کشورمان را نمی توانیم بشناسیم و امروز، بیشتر براساس قرائنی که رابطه های دقیقشان را با جامعیت آنها نمی دانیم، با تاریخچه شکل گیری بازار مواجهیم.


از یک سو مفاهیمی موجود دارند که بر گسترده بودن فضای اجتماعی و فرهنگی بازارها حکایت دارند و از سوی دیگر چنین عنوان می شود که جامعه شهر نشینی در ایران قدیم، جامعه ای دقیقا طبقاتی بوده و نمی توانسته از فضای همگانی باز و آزاده ای بهره مند بوده باشد.

 

از قرن های سوم- چهارم هجری به این سو، که در واقع نظام اقتصادی و اقتصادی- اجتماعی شهرهای ایران بحران‌های بسیار پذیرفته و تحول نیز یافته‌اند و گاه تخریب هایی سخت را نیز متحمل شده‌اند، بازارها به گونه ای مستمر در دل شهرهای ایران رشد کردند و نقش تعیین کننده‌ای نیز در شکل دادن به شالوده کالبدی آنها را دارا شدند.

 

در طول این هزاره، شکل های گونه گون و رو به تکامل در ترکیب کاربردها، در فن برپا داشتن ساختمان ها، در جایگزین کردن واحدهای معماری شهری ویژه (از گرمابه های عمومی تا کتابخانه ها) و در آراستن فضای درونی به ویژه در شهرهای ایران دیده شده‌اند که، دست کم در ارزیابی های اجمالی، موید این نکته‌اند که بازار، در سرزمینی که زاده شده- در ایران- بیش از سایر جاها رشد کرده و به تکامل کالبدی و کاربردی رسیده است. سرزمین های دیگری که شهرهایشان به بازار مجهزند، به تناسب فرهنگ معماری شهر سازی و تاثیر پذیری از شرایط اقلیمی جغرافیایی و در رابطه با دسترسی مواد اولیه یا مصالح و فنون توانسته‌اند به تجهیز ستون فقرات شهر خود بپردازند و به آن توان اقتصادی و توان اجتماعی و توان فرهنگی بخشند. نگاهی به بازار مراکش، بازار تونس، بازار استامبول، بازار دمشق، بازار اورشلیم و جز این ها روشن می دارد که تنوعی وسیع (در شکل ها و در مفهوم ها و در رابطه ها) در این تجربه بزرگ جهان معماری و شهر سازی نهفته است.

 

حرکت کند و منضبط به چگونگی های ارگانیک، حرکت کند بازار را می توان در دو جهت اصلی باز شناخت. یکی، جهتی که از پیکره اصلی، از تداوم معبر سر پوشیده اصلی یا از تنه اصلی بازار بر می آید و دیگری جهتی است که می تواند به معنای جهتی مخالف با اولی تعبیر شود، حتی اگر نه همیشه شکلی عمود بر آن دارد. آنگه که در قطعه هایی از معبر اصلی بازار، تراکم فعالیت های خاص به حد اشباع می رسد، فضای پشت دکان ها، به یاری بازار می آیند.

 

فضای پشت دکان های بازار در موقعیت هایی مقارن با ترقی شهر و در پی تحصیل اطمینان‌هایی که چگونگی دریافتشان خود از مهارت ها و از هنرهای بازاریان به شمار می‌آید، به تناسب نیازها، واحدهای معماری- شهری دیگری می دهد که، علاوه بر پاسخ گویی به امر خرید و فروش و ذخیره سازی کالا و مواد اولیه، به تولید و به خدمات عمومی مختص بازاریان نیز اختصاص می‌یابد.


بازار، از دیگر سو، نمی تواند به حرکت و رشد خود، به ویژه در طول ادامه ندهد زیرا شهر ظرفی که آنرا در بر گرفته است، هرگز وضعی مقارن با سکون نمی پذیرد. شهر نمی تواند شکلی یکباره ثابت را، چه به کمال رسیده و مجهز به تمامی وسائل کاربردی شده باشد چه نشده باشد، دارا شود.

 

نظام فضایی و کارکرد بازارهای سنتی ایران:

 

برخلاف شهرهای عربی- اسلامی که در بسیاری از موارد، بازار از طریق تبدیل کویهای مسکونی به کویهای تجاری فقط متشکل از دو ردیف دکان در امتداد دو سوی یک راسته یا معبر بود. بر اکثر بازارهای ایران نظامی منسجم براساس تنوع صنف حکمفرما بود و هر صنف در محل ویژه ای موسوم به راسته فعالیت می کرد. راسته که دالان سر پوشیده ای متکشل از قیصریه ها، سراها و تیمچه های متعدد بود، استخوان بندی بازار را تشکیل می داد. در دو سوی هر راسته تعدادی دکان و حجره ساخته می شد که به صورت پیوسته به هم در کنار یکدیگر قرار داشتند. برخی از دکانها مانند قالب فروشی ها، پاره فروشی ها و دکانهای فروش لوازم زینتی و لوکس تنها مخصوص عرضه و فروش کالا بودند. یعنی کالا در همانجا شکل نهایی به خود می گرفت یا ساخته می شد و سپس عرضه می‌گردید مانند دکانهای مسگری، آهنگری، خراطی و بسیاری کفاشی ها. دکانها متناسب با کالایی که در آن عرضه می شد شکل و ابعاد خاصی داشت مثلا دکان نانوایی یا قند ریزی علاوه بر پامچال (فروشگاه مجاور بازار) انبارها و کارگاههایی ضمیمه آن بوده و اغلب دکانهایی که به سوداگران خرده فروش چون ریسمان فروش و داروگر اختصاص داشت دو طبقه بوده و از بالا خانها آن برای جور کردن کالا یا ساختن دارو و تنظیم حساب و دفتر استفاده می شد.

تبلیغ با میترا نت