مجله حامی نو

سخنانی در باب اندیشه و آثار میس وندروهه

سخنانی در باب اندیشه و آثار میس وندروهه
ميس ون دروهه معتقد بود ارزشمند ترين معماري بدون انعكاس راههاو حفظ نيروهاي زمانه ارزشي ندارد وندروهه يك مد نيست و چيزي جاودانه هم نيست . در نيروهاي علم و دانش فناوري صنعتي سازي و اقتصاد و الگوهاي اجتماعي كه با تا ثيراتشان توسعه مي يابند او نياز به جهاني شدن را در زمان ما حس كرد و پذيرفت كه اين واقعيت است .او مي گفت من سعي كرده ام معماري را براي جامعه ي فني به وجود آورم تا معماري داشته باشد كه كسي قادر به ايجادش نباشد
مقاله های بیشتر از معماری

بسیاری باور دارند که مدرنیته یعنی روزگار پیروزی خرد انسانی بر باورهای سنتی (اسطوره ای، دینی، اخلاقی، فلسفی و...) ،رشد اندیشه ی علمی و خردباوری،افزون شدن اعتبار فلسفه ی نقادانه، که همه همراهند با سازمان تازه ی تولید و تجارت،شکل گیری قوانین مبادله ی کالا، و به تدریج سلطه ی جامعه ی مدنی بر دولت. (احمدی،بابک؛معماری مدرنیته،ص.9)

مدرنیته خود را «موردی شناختی» یا«ایدئولوژی کشف و دانستن» معرفی کرد،جست و جوی نهایت سعادت آدمی روی زمین و کشف آزادی همچون خود آگاهی انسان. (همانجا،ص.11) پس می توان نتیجه گرفت که در دوران مدرن معماران علاوه بر خلق فضاها شیوه زندگی نوینی را ایجاد کردند به طور کلی هدف معماری مدرن اين است كه برای انسان سكونتگاه جديدی تدارك ببيند،اين سكونتگاه جديد بايد نياز به شناسايی را برآورده سازد و بدين ترتيب تجلی «رابطه دوستانه" جدید بین انسان و محیط زیست او باشد.

با پایان جنگ جهانی اول وبحران شدید اقتصادی نیاز شدید به ترمیم خرابیهای جنگ و تولید انبوه ساختمان، گرایش به سمت معماری مدرن افزایش یافت،لذا استفاده از تکنولوژی روز، مصالح مهم ، پیش ساختگی، عملکردگرایی و دوری از سبکهای پر زرق و برق تاریخی مورد توجه قرار گرفت. در این دوره، معماری مدرن به عنوان تنها سبک مهم و در غرب مطرح شد و دامنه نفوذ آن بصورت یک سبک جهانی، در اقصی نقاط گیتی گسترش یافت.

ميس ون دروهه معتقد بود ارزشمند ترين معماري بدون انعكاس راههاو حفظ نيروهاي زمانه ارزشي ندارد وندروهه يك مد نيست و چيزي جاودانه هم نيست . در نيروهاي علم و دانش فناوري صنعتي سازي و اقتصاد و الگوهاي اجتماعي كه با تا ثيراتشان توسعه مي يابند او نياز به جهاني شدن را در زمان ما حس كرد و پذيرفت كه اين واقعيت است .او مي گفت من سعي كرده ام معماري را براي جامعه ي فني به وجود آورم  تا معماري داشته باشد كه كسي قادر به ايجادش نباشد

در حقيقت او به ساختن به عنوان روح اصلي زمان توجه كرد چون هدف اصلي بود و توسط سليقه شخصي فرد متاثرنمي شد. بدين ترتيب اساس و بنياد جانبهاي معماري او را به استيلاي ساختار تبديل نمود. وجه مشترک تمامی مکاتب هنری قرن بیستم توجه به فرم و صورت است و هر کدام به نحوی و با ابتکاری خاص ابعاد هنری را در محدوده ی انواع فرم های تجرید شده خلاصه می کردند و از معنا به صورت جدی در این مکاتب خبری نبود  

بنابراین می توان گفت معماری مدرن بدين‌خاطر پا به عرصه حيات نهاد كه به انسان ياری رساند كه در دنيای جديد هم چون كاشانه خود احساس آسايش كند. مفهوم اين احساس آسايش، فراتر از نياز به سرپناه، پوشاك و غذاست؛ و در وهله نخست به مفهوم همانند پنداشتن خود با محيط زيست طبيعی و اجتماعی است. اين مفهوم در عين حال نوعی احساس تعلق ومشاركت را نيز دربردارد، يعنی تملك جهان آشنا و درك شده. انسان بايد احساس كند كه از جمله درمعرض چيزهای شناخته شده و با معنی قرار دارد.

میس واندرو در بیان نظریه و آثار خود عموما به چند مورد از محورهای فکری خود اشاره و تاکید می کند:

1)تاکید بر نگرش اقتصادی در معماری: میس وندرو بنا به جو غا لب زمان خود اساس و پایه ی تمامی تحولات زمان را less is moreاقتصاد دانست. یکی از معروف ترین جملاتی که محور افکار میس را در معماری تشکیل می دهد جمله ی است.این موضوع دقیقا چیزی است که تحت تاثیر روح زمانه بوده است، عصری که عموما محور و زیربنای تمامی تحولات اجتماعی و تاریخی را اقتصاد می دانستند و او این ا قتصادی نمودن را در استفاده ی حد اقل  از مصالح در معماری به کار می گرفته است

- در دومین کنگره سیام ((ClAM) که در سال ۱۹۲۹ در فرانکفورت برگزار شد میس وند رو (Mies van der Rohe) شعار « مسکن با حداقل استانداردهای زندگی» را مطرح کرد و در این باره می گوید:مسئله مسکن مدرن از لحاظ جنبه های فنی و اقتصادی در درجه ی اول وجه معمارانه دارد. تمايل ميس نه تنها كاستن جزييات بلكه پيوند ميان معماري و طبيعت نيز بوده است.

2)تاکید بر راسیونالیسم، عقل گرایی علمی در معماری: میس وندرو چنان که خود نیز به این مسئله توجه دارد تحت تاثیر عقل گرایی علمی زمان خود است البته لازم به یادآوری است که علمی را که ایشان مطرح می کند همان چیزی ایست که در فرهنگ سنتی به آن علم جزئی می گفتند و نباید با علم کلی که در فلسفه و حکمت قدیم به کار می رفته است اشتباه گرفته شود .هیچ رابطه ای بین معماری و ابداع فرم های تازه وجود ندارد همچنین معماری هیچ ارتباطی با ذوق و سلیقه ی شخصی ندارد زیرا معماری موضوعی است که مطابق با روح دوره ای که در آن زندگی می کنیم شکل می گیرد.

3) گرایش به عملکردگرایی فیزیکی:در تداوم نگرش غالب بر ذهنیت میس وندرو که علمی نگری و گرایش به اقتصاد در استفاده از مصالح در معماری است به نوعی عملکردگرایی (فانکشنالیسم) می رسد .اساس کار معماری عملکرد و خرد است.با این که می گوید فرم برای من معنی ندارد مگر این که عملکرد داشته باشد البته او این عملکرد را به گونه ای به کار می برد که پاسخگوی نیازهای اولیه انسان باشد. (همانجا،77) در واقع در معماری مدرن، کارکردfunctionalism))با ایده‌هایی ترکیب می‌شود که مفاهیم و فرم‌های تاریخی از آن حذف شده‌اند.

4)سازه گرایی در معماری:میس وندرو مصالح ساختمانی را (در ابتدا آجر و بعد ها آن و شیشه )به گونه ای به کار می برد است که امکان نمایش و بهره برداری اقتصادی از مصالح ساختاری، مد نظرش بوده است.میس در دقت به اجرا، ساختمان،تعصب خاصی داشت.او با اعتقاد به فن آوری جدید و ابداعات آن که آهن و شیشه بودند و نیز اتصال این دو ماده که آشکارا صورت می گرفت و با این صراحت در جزئیات به کمال جویی می رسید تاکید می ورزید.در آثار میس وندرو توجه به جزئیات و اتصالات به صورت آشکار به نمایش گذاشته شده است.ویژگی های مصالح به کار رفته نقش تعیین کننده ای در فرم های معماری او داشته است میس در ساختمان های کم ارتفاع (مانند باکاردی مکزیکو) نحوه ی استفاده از فولاد و شیشه را به بهترین وجه ارائه داده است. سازه گرایی (استراکچرالیسم) که از اهداف میس واندرو بوده است تا آخرین پروژه های ایشان دیده می شود این نحوه ی نگرش در معماری در حقیقت نوعی صنعتی دیدن معماری نیز هست که میس از بنیان گذاران آن محسوب می شود.

5)تاکید بر تجرد گرایی فرم و فضا از عوامل (به اصطلاح) غیر ضروری، گرایش به نئوپلاستی سیسم new-plasticism: از نهضت های هنری نیمه ی اول قرن بیستم ،نئو پلاستی سیسم است، که توسط نقاش شهیر هلندی موندریان ابداع گردید .در این شیوه عواملی که معتقد بودند غیر منطقی و غیر ضروری هستند را کنار می گذاشتند و برای رسیدن به چیزی که به آن صراحت و روشنی ، توازن و تعادل می گفتند به تجرد در فرم رو می کردند و در حقیقت اعتقاد داشتند آن چه که حذف می شود رها شدن از جزئیات فرم های دکوراتیو است.حتی این موضوع را در مورد موجودات و طبیعت نیز به کار می بردند مانند درخت.میس تنوع فرم  را  تا آن جا که می شد کم کرد و سبک معماری خود را از هر چه غیر ضروری بود تصفیه کرد و همان طور که اشاره شد در اکثر کارهای میس گرایش به مکتب هنری نئوپلاستی سیسم به چشم می خورده است.

6)توجه به تناسبات: از موضوعاتی که در آثار میس واندرو دارای اهمیت ویژه ای است توجه به تناسبات است.او سعی داشت که بنای خود را دارای تناسبات موزون طراحی نماید و از این طریق کیفیت معماری خود را ارتقا دهد.ساختمان های میس به ویژه آسمان خراش ها تلفیقی است از سادگی،دقت و تناسبات میس وندرو حتی این تناسبات را تا حد تقارن نیز پیش برده است. میس در کارهای ابتدایی خود (پاویون،بارسلون) تقارن را به کار نبردولی از سال 1933 آن را یکی از عناصر اصلی کارهایش قرار داد. (و این تحت تاثیر افکار شینگل بود.)

علل استفاده از تقارن:

 

1)پایبندی شدید میس به استفاده ازفولاد او را مجبور به استفاده ازاستخوان بندی هایی می کرد که تقارن را طلب می نمود.2)به گفته خود میس:ساختمانی مثل دانشکده و ... که نشانگر یک اهمیت نمادین است تقارن را طلب می کند این تناسبات که گاهی از شبکه بندی و تکرار شکل های ساده هندسی بوجود می آید و ارتباط یک مجموعه را با مجموعه دیگر بر قرار می کنند می توانستند گاهی نسبت به هم عمودد باشند(آپارتمان های لیک شور) و یا گاهی دیگر موازی باشند(فارنزورث) .در ضمن میس واندرو در آثار معماری خود بدون آنکه به اصل سیستم یا عناصر اصلی خللی وارد شود فضا ها را چنان منظور می نموده است که متناسب با نیاز تغییر می یافتند.در طرح های او عوامل باربر وو عوامل جدا کننده مجزا از هم طراحی می شدند.

یکی از کارهای میس پاویون آلمان در نمایشگاه بارسلون بود که اصول معماری او را در آن می توان مشاهده کرد

.Less is more- گزیده گویی و ایجاز در فرم بنا (با استفاده از سطوح افقی کشیده) و جمله ی معروف میس

منوچهر مزینی معتقد است این موضوع به معنای تابعیت فرم از عملکرد نیست بلکه از این طریق میس در تلاش بوده تا با سبک کردن بنا به“ شفافیت“ دست پیدا کند.(ویژگی دوم).

- ترکیب فضاهای درون و بیرون (با استفاده از سبک کردن بنا): در پروژه های خانه آجری و خانه فارنزورث این موضوع به وضوح قابل مشاهده است.

 ميس فضا را همچون جرياني آزاد و مطبوع در بين توده داخلي بنا و همچنين داخل و خارج هدايت مي كند. تمايل ميس نه تنها كاستن ،بلكه پيوند ميان معماري و طبيعت نيز بوده است. مي توان گفت كه شيشه مهمترين ماده براي مدرنيست‌هاي اوليه به حساب مي امد كه پيوندي غيرمترقبه بين درون و برون ايجاد مي كرد.

تبلیغ با میترا نت