مجله حامی نو

رویکرد پدیدارشناختی در روانشناسی محیط

رویکرد پدیدارشناختی در روانشناسی محیط
رویکرد پدیدارشناختی تقریباً به طور انحصاری به تجربه های شخصی توجه دارد. این رویکرد با تجارب شخص از رویدادها، یعنی با پدیدارشناسی فرد سر و کار دارد و برخاسته از واکنش پدیدارشناسان به ماشینی دیدن انسان در سایر رویکردها است.
مقاله های بیشتر از معماری

همان طور که در 4 رویکرد فوق ملاحظه کردید برخی ديدگاه ها محرك هاي خارجي را عامل رفتار مي دانسته، رفتار انسان ها را در برابر محرك هاي خارجي يكسان مشابه فرض مي گيرند (رويكرد رفتارگرايي) و برخي ديگر فرآيندهاي ذهني و خاطرات را عامل اصلي بروز رفتار مي پندارند (رويكرد شناختي و روانکاوی). اما در رویکرد پديدارشناختي علت تمايز رفتار در افراد مختلف و علل آن مورد بحث قرار می گیرد. به عبارت ديگر، مي خواهيم بدانيم كه چرا و چگونه رفتار انسان ها در مقابل عوامل مشابه می تواند كاملا متفاوت باشد . در واقع در رويكرد پديدارشناختي اين موضوع مورد تاكيد قرار مي گيرد كه انسان ها متفاوتند و از خويشتن فهم متفاوتي دارند، بنابراين نگرش ها و رفتارهاي متمايزي خواهند داشت، خواه تحت شرايط مشابه باشند و خواه متفاوت.


رویکرد پدیدارشناختی تقریباً به طور انحصاری به تجربه های شخصی توجه دارد. این رویکرد با تجارب شخص از رویدادها، یعنی با پدیدارشناسی فرد سر و کار دارد و برخاسته از واکنش پدیدارشناسان به ماشینی دیدن انسان در سایر رویکردها است.


به باور طرفداران این رویکرد انسان نه ماشین مورد تصور رفتارگرایان است که با زدن یک دکمه عکس العمل خاصی را از خود نشان دهد، و نه مانند کامپیوتر ماشینی است که دارای علائق و عاطفه نباشد. رویکرد پدیدارشناختی بر این نکته تأکید دارد که مردم می توانند عنان زندگی شان را در اختیار بگیرند و بازیچه دست محیط نشوند . از آن جا که پدیدارشناسی به دنبال پژوهش و آگاهی يافتن مستقیم نسبت به پدیدارهایی است که بی واسطه در تجربه ی زندگي ما ظاهر می شوند، اين رويكرد معقتد است که "درك يك پديده تنها از درون خود آن امكان پذير است و آنچه خارج از آن قرار دارد هيچگاه نمي تواند از آن پديده فهم كامل و درستي داشته باشد".

 

البته ممکن است در وهله اول این جمله نامفهوم به نظر برسد و این سوال مطرح شود که درک یک پدیده از درون آن امکان پذیر است یعنی چه؟ منظور طرفداران این رویکرد از جمله درون یک پدیده این است که هیچ پدیده ای را نمی توان به عنوان موضوع مورد شناسایی از بیرون نگاه کرد و خود را به مثابه عامل شناسایی کننده، طبیب یا اصلاح گر تصور نمود و برای بیمار نسخه پیچید. پیشنهاد آن ها این است که باید مسائل و مشکلات موضوع مورد شناسایی را عمیقا درک کرده و خود را به جای فرد گذاشته و دنبال چاره جویی باشیم و بیش از آن که خود را متخصص تصور كرده و تنها از دیدگاه تخصصی خود، تصمیماتی یکجانبه اتخاذ کنیم، سعی داشته باشیم تا حتی الامکان تمام جوانب موضوع را به صورت ملموس درک کرده و تصمیماتی چند جانبه اتخاذ کنیم. بنابراين، براي درك يك مسئله مي بايست موضوع را از درون آن پديده ديد و نه به عنوان فردي خارج از آن كه بر مسائل تكنيكي و تخصصي مسلط بوده و قادر است در همه جوانب براي آن تصميم گيري كند.


از این رو اصلی ترین قاعده و روش پدیدار شناسی این است که باید به خود چیزها روی آورد. این رویکرد چیزی را به وسیله قانون ها توضیح نمی دهد و هیچ اصولی استنتاج نمی کند، بلکه بی واسطه، آنچه را که در برابر آگاهی قرار دارد ـ یعنی خود موضوع را ـ می بیند. به عبارت ديگر، در این رویکرد پدیده به وسیله قانونی توضیح داده نمی شود. به عنوان مثال، گفته نمی شود طبق این قانون این محرک این پاسخ را در پی دارد بلکه مستقیماً به مطالعه عکس العمل انسان پرداخته و آن را ریشه یابی و ارزیابی می کند. در این رویکرد انسان بازیچه دست محیط نیست و می تواند عکس العمل خاصی را اختیار کند که او را به هدفی که دارد برساند.


بر اساس اين ديدگاه است كه برخي از طراحان سعي در برداشت تصاوير ذهني و دريافت معناي فضا از ديدگاه استفاده كنندگان آن دارند و نه ديدگاه تخصصي خود. به عبارت بهتر، اين دسته از طراحان شهري در فضاي مورد طراحي قرار مي گيرند، با استفاده كنندگان آن صحبت مي كنند، نظرات آن ها را جويا مي شوند و سعي دارند به نوعي خود را در شرايط استفاده كننده قرار دهند تا به درك مشابه او برسند و بتوانند فضا را بر اساس اولويت ها، ارزش ها و مطلوبيت هاي او طراحي كنند. در واقع، اين اولويت ها و ارزش ها ناشي از تجارب فرد از فضاست و طراحان با حضور در فضا و تجربه آن سعي در دريافت تجربيات مشابه خواهند داشت.


بر اساس اين ديدگاه چون خود را در شرايط استفاده كننده از فضا قرار مي دهيم بيشتر مي توانيم به آنچه مي پسندد و آنچه او را آزار مي دهد پي ببريم. اما بسياري از طراحان اين ديدگاه را نمي پذيرند و سعي در اعمال ديدگاه تخصص-گراي خود به فضاي شهري دارند. در چنين شرايطي نمي توان انتظار داشت كه هميشه نتيجه مطابق با پيش بيني-هاي تخصص محور ما باشد. بسيارند فضاهايي كه يا بي استفاده مانده و به محيط ناامن تبديل شده اند و يا نوع رفتار و فعاليت انجام شده در فضا با آنچه براي آن پيش بيني شده مغايرت پيدا كرده است. اين فضاها نه تنها توقعات استفاده كنندگان را برآورده نمي كنند بلكه از ديدگاه آنان بسيار ناخوشايند و نامطلوب خواهند بود.

تبلیغ با میترا نت