مجله حامی نو

رویکرد شناختی در روانشناسی محیط

رویکرد شناختی در روانشناسی محیط
از اين منظر، فرآيندهاي ذهني شامل توجه، يادگيري، حافظه، تجربه و ... منجر به تشكيل نقشه شناختي، تصوير ذهني و معنابخشي به محيط مي شود و رفتار ما تحت اين فرآيندهاي ذهني خواهد بود.
مقاله های بیشتر از معماری

كمي به فعاليت هاي روزمره خود دقت كنيد. رفتارهاي شما بيشتر تحت تاثير واقعيت است يا ذهنيات و ارزيابي-هايتان؟ پاسخ هاي مختلفي به اين سوال وجود دارد كه بستگي تام به نوع ديدگاه دارد. ديدگاه شناختي پاسخ اين سوال را تاثير ذهنيات بر رفتار مي داند. در واقع اين ديدگاه بيانگر اثر مهم ذهن و فرآيندهاي ذهني بر رفتار است.


از اين منظر، فرآيندهاي ذهني شامل توجه، يادگيري، حافظه، تجربه و ... منجر به تشكيل نقشه شناختي، تصوير ذهني و معنابخشي به محيط مي شود و رفتار ما تحت اين فرآيندهاي ذهني خواهد بود. اين به معناي آن است كه ما رفتار خود را نه بر اساس آنچه در واقعيت وجود دارد، بلكه بر اساس آنچه در ذهن داريم و تفسيرهايمان از رويدادها انجام مي دهيم. بدين ترتيب، با توجه به اينكه تصاوير ذهني و معناهاي شكل گرفته براي هر فرد بسته به ارزش ها، اولويت ها و تجارب منحصر به فرد است، رفتار افراد مختلف در برخورد با مسئله مشابه متفاوت خواهد بود.


به عنوان مثال، شما در مواجهه با فضايي كه در گذشته در آن مورد تعرض سارقين قرار گرفته ايد دوري مي كنيد، در حاليكه دوست شما ممكن است در آن خاطرات خوبي داشته باشد و آن فضا را مطلوب و دوست داشتني بداند. آشكار است كه تفاوت تصوير ذهني شما و دوستتان سبب متفاوت بودن قضاوت شما از فضا و انجام رفتارهاي كاملا متفاوت شده است.


در واقع، اين ديدگاه واكنشي در برابر محدوديت هاي رويكرد رفتارگرايانه است. چنانكه در رويكرد رفتاري تشابه و تعميم حاكم است و در رويكرد شناختي تمايز و انحصار. به عبارت ديگر رويكرد شناختي در مقابل رويكرد رفتاري مبني بر رفتار مشابه در پاسخ به محرك مشابه در مورد افراد مختلف قرار گرفته و رفتار هر فرد را بسته به فرآيندها و تصاوير ذهني وي منحصر به فرد مي داند. بنابراين رفتارها را نه بر اساس محرك ها بلكه بر اساس فرآيندهاي ذهني زيربنايي آن ها بايد تفسير كرد.


بدين ترتيب، اينكه ما در مواجهه با شرايط خاص چه رفتاري از خود نشان مي دهيم به اين بستگي دارد كه چگونه اطلاعات محيط را در ذهن خود طبقه بندي و سازماندهي كرده ايم. براي توضيح اين موضوع، روانشناسان شناختي به تشبيه ذهن به كامپيوتر روي مي آورند. وقتي داده ها وارد كامپيوتر مي شوند قبل ازثبت بايد پردازش شوند و نوع آن-ها مشخص شود، بين اين انواع انتخاب صورت گيرد و در مراحل بعدي است كه جهت ثبت داده ها براي هر موضوع پوشه مرتبط با آن را مي سازيم. پس از آن، هر بار كه قصد ثبت موضوع مشابه را داريم آن را درون پوشه مذكور قرار مي دهيم. حال اگر پس از مدتي به اطلاعات در زمينه آن موضوع نياز داشته باشيم، مجددا به همان پوشه مراجعه مي-كنيم. در اين شرايط، نوع سازماندهي اطلاعات ثبت شده (پوشه ها) مسير ما براي دستيابي به اطلاعات مورد نظر را تعيين خواهد نمود.


اما اين ديدگاه در توجيه تجربه ما از يك مكان چگونه است؟ براي پاسخ به اين سوال يك محله، يك فضاي شهري يا يك بخش خاص را در شهر محل سكونت خود در نظر بگيريد. از اين يادآوري اين قسمت از شهر چه چيز براي شما تداعي مي شود؟ آنچه در ذهن شما تداعي مي شود تعيين كننده انتظارات شما بوده و باعث مي شود رفتار خود را بر اساس اين انتظار تنظيم كنيد. به عنوان نمونه، واژه شهربازي براي ما شادي و هيجان را تداعي مي كند. بنابراين هنگام حضور در يك شهربازي مي خنديم و حتي جيغ مي زنيم! اما بديهي است كه چنين رفتاري را در يك كوچه مسكوني انجام نمي دهيم.

تبلیغ با میترا نت