مجله حامی نو

رویکرد رفتاری در روانشناسی محیط

رویکرد رفتاری در روانشناسی محیط
چنانكه از نام اين ديدگاه برمي آيد، اين نگاه در پي بررسي رفتار انسان ها و پيدا كردن عوامل موثر بر اين رفتارهاست.
مقاله های بیشتر از معماری

دومين ديدگاهي كه مورد بررسي قرار مي دهيم ديدگاه رفتاري است. چنانكه از نام اين ديدگاه برمي آيد، اين نگاه در پي بررسي رفتار انسان ها و پيدا كردن عوامل موثر بر اين رفتارهاست. در واقع روانشناس رفتارگرا در پي يافتن چگونگي تاثير عوامل موثر بر رفتار يا آنچه انسان ها انجام مي دهند، خود رفتار را مورد بررسي قرار مي دهد.

 

بر اين اساس، براي بررسي رفتار در اين ديدگاه با چهار مفهوم كليدي سر و كار داريم كه عبارتند از محرك، انگيزه، پاسخ و تقويت. اما منظور از هر يك از اين عوامل چيست؟


1. محرك: محرك عاملي است كه از خارج بر ما وارد مي شود و تعيين مي كند كه چه زماني، كجا و كدام پاسخ (رفتار) را انجام دهيم. به عنوان مثال ظهر يك روز گرم تابستان را در نظر بگيريد، فرض كنيد در چنين شرايطي بيرون از خانه و در يك خيابان آفتابگير قدم مي زنيد. در مسير خود در پياده رو به يك نيمكت كه زير سايه يك درخت قرار داده شده است مي رسيد. در اين وضعيت، وجود نيمكت به عنوان محرك عمل مي كند.


2. پاسخ: پاسخ واكنشي است كه در مقابل محرك از خود نشان مي دهيم. اگر اين پاسخ اكتسابي باشد رفتارگرايان به آن رفتار آموخته شده و در غير اين صورت پاسخ غريزي مي گويند. پاسخ های غریزی به عكس العمل ها و چند واکنش بالقوه در انسان محدود می شود، مانند اينكه وقتي يك جسم به طور ناگهاني به سوي شما پرتاب مي شود به طور ناخودآگاه دست خود را سپر بدن مي كنيد يا خود را كنار مي كشيد. اين عمل تا حدي ناخودآگاه است كه حتي اگر از پرتاب جسم آگاه باشيد، باز هم همين عكس العمل را انجام خواهيد داد. اما به اعتقاد این روانشناسان انسان بیشتر پاسخ های خود را در طی زندگی می آموزد. بنابراين پاسخ شما به اين محرك ها اكتسابي است.


در مثال قبل، اگر شما در شرايط ذكر شده روي نيمكت بنشينيد به محرك پاسخ داده ايد. چنانكه از تعاريف برمي آيد پاسخ شما به اين محرك اكتسابي است.


3. انگيزه: منظور از انگیزه احساس هايي مانند گرسنگی، اضطراب، خشم و ... می باشد که به نوعی میل به عمل را در ما ایجاد می کند. در واقع، انگیزه از یک محرک ناشی می شود و غالبا ما برای کم کردن شدت انگيزه به حرکت در می آیيم.

 

اگر در شرايط ذكر شده در مثال پيش روي نيمكت بنشينيد تحت تاثير انگيزه شما از رفع گرما يا خستگي و... بوده است.
4. تقويت يا تنبيه: ما پس از پاسخ به محرك تحت تاثير انگيزه پاداش يا تنبيهي دريافت مي كنيم كه تقويت يا تنبيه نام دارد. در واقع، اين تقويت يا تنبيه است كه تعيين مي كند در مواجهه بعدي با محرك مشابه فرد چه رفتاري از خود بروز دهد.


در مثال ذكر شده، اگر پس از نشستن روي نيمكت احساس گرما و خستگي شما كم شود تقويت دريافت كرده ايد.


بنابراين، اگر بخواهيم از اين ديدگاه بنگريم، رفتارهاي ما تماما تحت تاثير محرك هاي محيطي هستند. رفتار ما توسط نيروهاي تاثيرگذار بر ما كنترل مي شود و نقش ما در انجام رفتارمان ناچيز است. بنابراين نوع و قوت و ضعف آن به نوع و قدرت و ضعف محرك ها بستگي دارد. در واقع، اين ديدگاه پايه و اساس رفتار را در وجود محرك مي داند و معتقد است اگر محركي وجود نداشته باشد، رفتاري صورت نمي گيرد. بعلاوه، نقش اين محرك ها در تعيين و پيش بيني رفتار بي چون و چراست بطوريكه در شرايط متفاوت و در مورد انسان هاي مختلف، محرك هاي مشابه سبب رفتار مشابه خواهد شد. در حقيقت، بر اثر تكرار محرك هاست كه پاسخي را كه در مقابل آن انجام مي دهيم را مي آموزيم.


بدين ترتيب عامل آغازين و اساسي در شكل گيري رفتار، محرك (كه عمدتا يك عامل بيروني است) مي باشد. اما اينكه در دفعات بعدي برخورد با آن محرك چه رفتاري نشان مي دهيم بستگي به نوع و شدت تقويت و تنبيهي دارد كه بعد از انجام آن رفتار دريافت مي كنيم. اگر تقويت دريافت كرده باشيم به ما مي گويد كه مي توانيم در دفعات در برخورد با اين محرك ها همين رفتار را انجام دهيم و اگر تنبيه دريافت نموده باشيم بسته به نوع و شدت تنبيه، تصميم خواهيم گرفت حتي الامكان آن رفتار را انجام ندهيم. لذا در اين ديدگاه تواما با محرك ها، پاسخ هايي كه در پي محرك ها مي آيند و تقويت و تنبيه هايي كه به تبعيت از پاسخ دريافت مي شود سر و كار داريم.


به عنوان مثال، اگر در فضايي نيمكت، سايبان و چراغ وجود داشته باشد، افراد از آن ها استفاده خواهند كرد و تمايل پيدا مي كنند در فضا بمانند. چنين فضايي سرزنده خواهد بود. بعلاوه نوع محل هاي نشستن نيز بر نوع نشستن تاثير مي گذارد. چنانچه محل هاي نشستن به صورت جمعي و اجتماع گرا باشد افراد به صورت جمعي نشسته و با يكديگر به گفتگو مي پردازند. اما اگر محل هاي نشستن انفرادي يا اجتماع گريز باشد هيچ گونه تمايلي به برقراري تعامل اجتماعي به وجود نيامده و افراد به صورت منزوي مي نشينند.


هر چند این موضوع واقعیتی غیرقابل انکار است ولی نباید باعث مطلق اندیشی ما شود و در در طراحي محيط دچار جبرگرایی محيطي شویم. متأسفانه بر مبنای تأثیر شدید محیط بر انسان برخي شهرسازان و معماران تصور می کنند که فرد تابع كامل محيط پيرامون خود بوده و طبق محرك هاي محيط رفتار مي كند. به عبارت ديگر اينگونه تصور مي شود كه می توان با زیباسازی و طراحي صرفا كالبدي به جلب رضايت شهروندان و حصول به اهدافي مانند سرزندگي، حس تعلق و... رسید. اين در حالي است كه تجربه خلاف چنین تفکر تک بعدی را ثابت كرده است. بسياري از فضاهاي شهري و معماري كه با كيفيت مناسب كالبدي و طراحی اجرا شده اند از نظر كيفيات عملكردي و مفهومي فقير هستند. بسياري از پارك هاي محلي يا پياده روهاي سطح شهر داراي مبلمان شهري با تجهيزات كامل هستند ولي افراد تمايلي به ماندن در اين فضاها ندارند. به همین خاطر فضاهايي بي روح و ناامن ايجاد شده است. بزرگ ترین اشتباه طراحان معقتد به جبرگرایی کالبدی، این مهم است که محیط و تأثیرات آن بر شهروندان را در کالبد، به ویژه بخش قابل مشاهده (بصری) خلاصه کرده و جنبه های دیگر محیطی را فراموش می کنند.

تبلیغ با میترا نت