مجله حامی نو

نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی

نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
بناهای ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی، مجموعه ای است متشکل از ساختمان اصلی، سالن اجتماعات و ساختمان چایخانه. مجموعه در گوشۀ شمال شرقی بستر طرح استقرار یافته و باقی زمین به پارکینگ اختصاص داده شده است.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
مشاور طراح: مهندسین مشاور امانت و همکاران


تاریخ شکل گیری اثر: مرحلۀ اول 56- 1355 ه. ش.
مرحلۀ دوم 66- 1364 ه. ش.
گروه طراحی: مرحلۀ اول: حسین امانت
مرحله دوم: مهدی حجت، باقر آیت الله زادۀ شیرازی
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 30,000 متر مربع
مساحت زیر بنا: 14,000 متر مربع


بناهای ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی، مجموعه ای است متشکل از ساختمان اصلی، سالن اجتماعات و ساختمان چایخانه. مجموعه در گوشۀ شمال شرقی بستر طرح استقرار یافته و باقی زمین به پارکینگ اختصاص داده شده است. ورودی اصلی ساختمان به شکل حیاطی که نسبت به خیابان شمالی به اندازۀ یک طبقه پایین نشسته طراحی شده، و دسترسی دیگری نیز از همین جبهه به ساختمان وجود دارد، که به «سر در هال زری بافی» معروف است . ورودی های دیگری که در شمال و شرق وجود دارند، ورودی های سواره و خدماتی اند. نمای ساختمان ها از آجر زرد رنگ پوشیده شده است. نورگیرهای کوچک و بزرگ متعدد روی بام ها از مشخصه های این بنا به شمار می روند.
طراحی و اجرای ساختمان سازمان میراث فرهنگی که در ابتدا به عنوان مرکز کارگاه های هنرهای سنتی طراحی شده، و اجرای آن نیز تا حدود سال 1357ه. ش. به نیمه رسیده بود، پس از وقفه ای در سال 1364ه. ش. مجدداً آغاز شد. این بنا نهایتاً در سال 1366 ه.ش. به بهره برداری رسید.


سیمانی بیرونی و طرح نما


ساختمان های مجموعۀ سازمان میراث فرهنگی بناهایی حداکثر سه طبقه با نمای آجری اند که در میان حیاط های متعدد استقرار یافته و نسبت به یکدیگر پس و پیش می نشینند. بر بالای این احجام آجری سقف های گنبدی و نورگیرهای شیشه ای متعددی دیده می شود. پس و پیش نشستن احجام نسبت به هم موجب می شود که ساختمان تکه تکه، و همچون بخشی از بافت شهری به نظر آید. ردیف نورگیرهای ممتد بخش میانی (راستۀ بازارچه)، و سقف های مدور کوچک و بزرگی که امتداد آنها را قطع می کنند حالت های «بافت گونۀ » بنا را تشدید می کند. نظم و ضرباهنگ قوی نورگیرها و سقف ها همچون شیرازه ای تکه های مختلف ساختمان را به هم می دوزد و موجب انسجام آنها می شود.


استفاده از آجر در تمامی سطوح نماها، مجموعه را تک مصالحی و تک رنگ می کند؛ این امر ضمن آنکه موجب انسجام سیمای بیرونی مجموعه می گردد، خاطرۀ بناهای سنتی را نیز در مخاطب بیدار می کند. عامل دیگر برای یکپارچگی سیمای بیرونی این بنا، طرح نماهای آن با زبانی بالنسبه واحد و لحنی ثابت است. طراح معدودی عناصر مشخص و تعریف شده را به مثابه تک واژه های طرح بر می گزیند، سپس با ترکیب آنها عباراتی را تحت قواعدی مشخص خلق می کند؛ و در نهایت تمامی داستان نما را با استفاده از همین عبارات و واژگان آشنا بیان می نماید.


عناصر اصلی نما یا همان تک واژه هایی که به آن اشاره شده عبارتند از:
1- پنجره های قدی سه یا چهار دهنه که معمولاً در ترازهای همکف حیاط ها به کار می روند.
2- پنجره های باریک و کشیده، که در قاب آجری فرو نشسته قرار می گیرند و در ترازهای بالاتر از همکف استفاده می شوند.
3- طاقنماهای قوسی شکل فرو نشسته با قاب مستطیل شکل پیرامونی، که وظیفۀ ایجاد نقاط عطف در میانۀ نماها را برعهده دارند.


عبارات ترکیب شده از عناصر اصلی نما در جای جای طرح دیده می شوند؛ همچون ترکیب پنجره های قدی با یک پنجرۀ باریک در وسط که در اغلب نقاط نما وجود دارد. در حالاتی خاص از یک عبارت، عبارات جدیدتری ساخته می شود؛ مانند تکرار چهارتایی عبارت یاد شده که تمامی نمای چایخانه براساس آن طراحی شده است؛ یا ترکیب سه تایی آن که نمای رواق های دو طبقه را می سازد. گاه طبقۀ دیگری هم بر سر رواق واقع می شود؛ و در این موارد تنها یک پنجرۀ باریک در وسط طبقۀ فوقانی به این مجموعه اضافه می شود.


نوع ترکیب بندی این عبارات، زیر نقشی مثلثی شکل را القا می کند، مشابه زیر نقشی که در طرح اغلب نماهای سنتی دیده می شود- و اشاره ای است به حرکت و صعود به بالا. در تمامی این ترکیب ها اصل مهمی رعایت شده است، و آن تغییر تدریجی و لایه لایۀ نما از سطوح شفاف زیرین به سطوح توپر و حجیم در بالا است. ظاهراً طراح در ایجاد این کیفیت تعمد دارد، و مصادیق آن را در قرار دادن بخش توپر و سنگین فوقانی بر پایه های ظریف و نازک رواق ها، یا نشاندن طاق نمای بزرگ قوسی شکل بر بخش زیرین جدارۀ جانبی رواق ها به کار گرفته است. وجود سطوح نسبتاً وسیع آجری که گاه تنها توسط یک شکاف یا پنجرۀ باریک کم عمق در میانه شکافته می شوند کیفیتی صفحه ای به نقاطی از نما بخشیده است، و با طرح پنجره های فرو نشسته در درون قاب های قوسی شکل و پنجره های قدی در عمق نشستۀ تراز همکف در تعارض قرار می گیرد. شکست ساده و کم تفصیل سطوح افقی و عمودی آجری- مانند آنچه در زیر سقف های رواق ها اتفاق افتاده است- نیز از مصادیق این معماری صفحه ای است. طراح با آنکه در نقاطی از نما، عناصر تشکیل دهندۀ آن را در قاب هایی در کنار هم تکرار می کند، اما از «قاب سازی» در نما به منظور ایجاد تراش و حجم سازی (و گاه داستان گویی) که در معماری سنتی وجود دارد آگاهانه طفره می رود. این تصمیم طراح، بعضی اصول «زیباشناسی مدرن» را به بنا می افزاید.


«قرینه سازی» اصل دیگری است که طراح بدون تقید کامل، آن را در نقاطی از نما به کار بسته است. نمونۀ بارز نماهای قرینه در این مجموعه نمای جنوبی حیاط ورودی است. اگر چه که در اینجا نیز دو بخش فرو نشستۀ طرفین قاب میانی که ظاهراً به منظور تأکید بر این عنصر مهم نما ایجاد شده اند، موجب طرفین انفصال و گسستگی در نما گشته اند.


گاه قرینه سازی های نما نسبت به محور تقارنی پنهان یا کم تأثیر شکل گرفته است، یا اساساً تنها در حیاط ورودی و حیاط جنوبی که نسبت به محور راستۀ بازارچه متقارن اند. اما این تقارن در فضای واقعی هیچگاه بخت دیده شدن پیدا نمی کند، چرا که اصولاً منظری به این سو وجود ندارد. همچنین اند احجام پیش نشست و متقارن رواق ها در جنوب ساختمان رستوران و شرق راستۀ بازارچه- که به همان ترتیب از هیچ کجا قابل رؤیت نیستند. گاهی هم طراح تعمداً از ایجاد تقارن پرهیز می کند؛ مانند آنچه در جوانب شرق و غرب حیاط ورودی اتفاق افتاده است.


در ترکیب احجام بنا از کوتاه و بلند شدن آنها برای ایجاد تنوع، و گاه حتی برای معنا بخشیدن به آنها استفاده شده است. نمونۀ موفق این شیوه در نمای شمالی بخش کارگاه ها دیده می شود. حرک تدریجی احجام از سردر کم ارتفاع مجاور خیابان تا سقف بلند و آشکار هال مرکزی، نگاه مخاطب را رفته رفته به سوی مقصد نهایی- یا همان سقف مدور چشمگیر- معطوف می گرداند. در نمونۀ دیگر، نمای جنوبی حیاط ورودی که نسبت به دو جدارۀ شرقی و غربی حیاط کوتاه تر است با همین شیوه متمایز شده و بیشتر در زاویۀ دید قرار می گیرد و لذا اهمیت پیدا می کند؛ اگر چه که همین کوتاه شدن نما موجب شده است که نمای جنوبی از قراولان یمین و یسار خود خردتر بنماید.


استفاده از تکرار، و وجود ضرباهنگ در تکرار عناصر، اصول دیگری اند که طراح در خلق نماهای مجموعه از آنها بهره می جوید. اگر چه که نفس استفاده از این دو اصل نماها را تا حدودی سنتی می کند، اما فقدان نقاط شروع و خاتمه و گاه نقاط عطف میانی مؤثر موجب می شود که نماها کیفیتی متفاوت با نماهای سنتی پیدا کنند. نمونۀ بارز این مطلب طرح نمای شمالی ساختمان کارگاه ها است که در آن علی رغم وجود یک نقطۀ عطف مهم (سر در ساختمان کارگاه ها)، به دلیل آنکه پنجره ها در تکراری منظم و بی انتها بر سطح نما حرکت می کنند و حتی نما را دور می زنند و بر نمای حیاط ورودی نیز ادامه پیدا می کنند، نمی توان آن را نمونه ای کاملاً منطبق بر طرح نمای بناهای ایرانی قلمداد کرد.


سازماندهی فضایی


سیری در فضاها


برای آشنایی با طرح، می باید که بخش های مختلف آن را بشناسیم و فضاهای گوناگون را یک به یک درک کنیم؛ آنگاه زنجیرۀ ارتباطی میان این اجزا یا به عبارتی انتظام فضایی طرح را دریابیم. به این منظور در مقام یک ناظر ناآشنا با ساختمان از ورودی اصلی مجموعه (حیاط ورودی) وارد می شویم، و بخش های مختلف مجموعه را منزل به منزل طی می کنیم. هر منزل، محلی خواهد بود برای تأمل، و گفتگو پیرامون آن فضا و بخش های جنبی مرتبط با آن.


منزل اول: حیاط ورودی- حیاط ورودی که تقریباً به ارتفاع یک طبقه از پیاده روی شمالی (خیابان آزادی) پایین تر نشسته است حکم ورودی اصلی مجموعه را دارد. وجود پلکان عریض و دو اتاقک طرفین آن که سکو یا صفه هایی را در تراز پیاده رو می سازند، ظاهراً تأکیدی است بر مدخل این حیاط از سمت شمال؛ اگرچه که فقدان یک دروازۀ ورودی مشخص، این حیاط را به عرصه ای زیر دست خیابان و نه ورودی رسمی و اصلی ساختمان مبدل ساخته است. طرح این حیاط کاملاً منظم، هندسی و متقارن است، و باغچه ها و آبنمای میانی آن بر دو محور شرقی- غربی و شمالی- جنوبی تأکید می کنند. جدارۀ غربی حیاط را ساختمان مرتفع آمفی تئاتر می سازد که به جز در محل ورودی سالن انتظار چشم دیگری به سوی حیاط باز نمی کند، و کاملاً نسبت به آن بی اعتنا است. جدارۀ شرقی حیاط هم، علی رغم وجود پنجره های بزرگ سرتاسری در تراز همکف، توجه چندانی به حیاط نمی کند. متقارن نبودن نما، و پیروی نکردن ترکیب عناصر آن از طرح منظم و دو محوری حیاط مهم ترین عاملی است که موجب می شود این جداره و فضاهای بستۀ پشت آن با حیاط اتصال قوی پیدا نکند. محور شرقی- غربی حیاط به دلایلی که ذکر شد، محور کم اعتباری است. در مقابل، نمای جنوبی که توسط جداره های طرفینش قاب می شود و طرحی متقارن دارد، و مخصوصاً از بابت منظره ای که از حیاطی دیگر در پشت قاب میانی نما خبر می دهد، موجب تأکید بر محور شمالی- جنوبی حیاط می شود. این موضوع، حیاط را به گذری برای رسیدن به منزل بعدی تبدیل می کند- امری که با طرح مرکز گرای باغچه ها و آبنمای میانی متناقض است.


منزل دوم: ایوان دو طرفه (هشتی)- ایوان دو طرفه فضایی است با قاعدۀ هشت ضلعی، آبنمایی در میان، و سقفی بلند و نبستاً مفصل که نورگیری سقفی در میان دارد. بدین ترتیب، این فضا نقطۀ مکثی در مسیر حرکت مخاطب از حیاط ورودی به دیگر فضاهای مجموعه است؛ اگر چه از همسایگان آن هر یک به نوعی میل به حرکت را در مخاطب بیدار می کنند: از یک طرف حیاط جنوب ایوان مخاطب را جذب می کند؛ این حیاط که از بدو ورود به حیاط ورودی در پیش رو قرار می گیرد مقصد نهایی حرکت در امتداد محور شمالی جنوبی حیاط ورودی است. همسایۀ شرق و غرب ایوان نیز راستۀ بازارچه مانندی است که از سمت شرق به فضای گشودۀ هال مرکزی و از سمت غرب به فضاهای اداری و خدماتی مجموعه ختم می شود. وجود طاق ها و نورگیرها در سقف این راسته و فضاهای نمایشگاهی طرفین بر جذابیت آن می افزاید. به این ترتیب مخاطب در تردید میان مکث در فضای منظم این هشتی یا حرکت به سوی حیاط جنوی یا راستۀ بازارچه سردرگم می ماند؛ و البته در این رقابت همسایگان، راستۀ شرقی شرایط پیروزی قطعی تری را فراهم دارد.


سمت شرق به فضای گشودۀ هال مرکزی و از سمت غرب به فضاهای اداری و خدماتی مجموعه ختم می شود. وجود طاق ها و نورگیرها در سقف این راسته و فضاهای نمایشگاهی طرفین بر جذابیت آن می افزاید. به این ترتیب مخاطب در تردید این مکث در فضای منظم این هشتی یا حرکت به سوی حیاط جنوبی یا راستۀ بازارچه سردرگم می ماند؛ و البته در این رقابت همسایگان، راستۀ شرقی شرایط پیروزی قطعی تری را فراهم دارد.


منزل سوم: راستۀ بازارچه- راستۀ بازارچه در فاصلۀ میان ایوان دو طرفه و هال مرکزی رونق و پویایی بیشتری از نواحی دیگر آن دارد. این بخش، مکان عملکردهای نمایشگاهی تر و به عبارت دیگر عمومی تر و پر تحرک تر مجموعه است. طاق و نویزه های تکرا شونده، فضاهای حجره مانند اطراف، و تناسبات فضا همگی پویایی و تحرکی را که لازمۀ چنین فضایی است ایجاد می کنند. طرح خاص بازارچه این توقع را در بازدید کننده ایجاد می کند که در انتهای آن با واقعۀ معماری مهمی روبه رو شود.


منزل چهارم: هال مرکزی- راستۀ بازارچه در امتداد محور طولی خود، با اختلاف سطح قابل توجهی در حدود یک طبقه، به فضای باز و گشودۀ هال مرکزی می رسد. قاعدۀ هال مرکزی، هشت ضلعی نیمه منتظم بزرگی است که از همه طرف توسط فضاهای بسته مجموعه احاطه شده است. سقف مدور و مرتفع این فضا با نظمی شبیه به سقف فضای هشتی، اما کمی پیچیده تر ساخته شده است. شکسته شدن هندسۀ فضا توسط دو پلکان جانب شرق، وضوح نداشتن ارتباط فضای هال مرکزی با فضاهای همجوار، و دیوارهای بلند تمام بستۀ پیرامونی، همراه با بزرگی بیش از اندازۀ فضا که چشمگیرترین خصوصیت آن محسوب می شود، موجب شده که اگرچه مخاطب با ورود به هال مرکزی تحت تأثیر آن قرار می گیرد، اما میل به ماندن و تأمل در فضا را پیدا نمی کند. از طرفی اختلاف ترازهای میان هال مرکزی با فضاهای همجوار، و فقدان ارتباطی روشن میان آنها، هال مرکزی را به یک گرۀ ارتباطی بسیار بزرگ شبیه کرده است؛ گرۀ ارتباطی بزرگی که مخاطب را میان ماندن و رفتن حیران نگاه می دارد.


منزل پنجم: حیاط کارگاه های هنری- کارگاه های هنری به شکل ساختمانی بر گرد یک حیاط در شمال هال مرکزی قرار گرفته اند. وجود حیاط به عنوان یک فضای مکث تعریف شدۀ هم محور با هال مرکزی بر اهمیت بخش کارگاه ها می افزاید و ظاهراً پیوندی میان آن با هال مرکزی پدید می آورد. حیاط کارگاه ها طرح بسیار منظمی دارد. شکل قاعدۀ آن خالص، و رخبام جداره های آن منظم است، حیاط سازی با استفاده از الگوی «چهار باغچۀ پیرامونی و آبنمایی در میانه» شکل گرفته است. وجود درختچه هایی در این باغچه ها بر تناسب و زیبایی فضای آن می افزاید. فضاهای هم تراز با حیاط همگی توسط پنجره های قدی بزرگ به سوی آن باز شده اند. به طور خلاصه به نظر می رسد که این، یک حیاط مطبوع و دلچسب سنتی ایرانی است؛ و به این ترتیب می توان همجواری آن را با هال مرکزی به فال نیک گرفت. اما توجه به این نکته اهمیت دارد که بدانیم این حیاط دل انگیز یک طبقه پایین تر از هال مرکزی واقع شده است، و در حقیقت با آن ارتباطی ندارد. در عوض حیاط با تراز زیرین هال مرکزی که محل سرویس های بهداشتی مجموعه است، برخی کارگاه های کوچک، نمایشگاه و سرویس های بهداشتی مجموعه است، برخی کارگاه های کوچک، نمایشگاه و بخش آرشیو نمایشگاه مرتبط است. به این ترتیب حیاط کارگاه ها به دلیل همجواری با فضاهای سرویسی یا انبار گونه، تا حدودی نقش حیاط خدماتی را ایفا می کند. کارگاه های زری بافی که جزو اصلی ترین فضاهای پیرامون حیاط اند نیز به دسترسی مستقیمی به آن دارند و نه نگاهی جدی به سوی آن می افکنند. پنجره های این دو کارگاه، روزنه هایی باریک و کشیده هستند که در قاب هایی زاویه دار نسبت به سطح نما قرار گرفته اند، و لذا امکان ارتباط بصری با فضای حیاط را نیز محدود می کنند.


منزل ششم: هال زری بافی- دو کارگاه زری بافی در شمال حیاط،به گرۀ مهم دیگری می رسند که قاعدۀ هشت ضلعی و سقف بلند و مفصلی شبیه به سقف ایوان دو طرفه دارد؛ و نام آن «هال زری بافی» است. این گره- با یک طبقه اختلاف تراز با حیاط- بر آن مشرف است، بی آنکه ارتباط مستقیمی با حیاط داشته باشد. هال زری بافی از جانب شمال به خیابان آزادی متصل می شود. اگر از این هال بیرون برویم با سر در نسبتاً مفصل آن روبه رو می شویم، که در میان ردیف منظمی از پنجره های باریک و مکرر به شکل آشنای «طاقنمای قوسی درمیان قاب فرو نشستۀ آجری» به خوبی خود را از دیگر عناصر نما متمایز می کند. دو بخش فرو نشستۀ طرفین این قاب، و همچنین ریتم یکنواخت و کم صدای پنجره ها موجب می شود که سردر به عنوان نقطۀ مکث و توجه نما، به خوبی جلوه کند. با دقت در نمای این قسمت در می یابیم که سر در هال زری بافی نه فقط از لحاظ شکل، که از لحاظ پیوند با عناصر هم محور با خود- مانند سقف مدورهال زری بافی، حجم بلند جنوب حیاط کارگاه ها، و سقف بلند و متمایز هال مرکزی- نیز مورد توجه و دقت طراح قرار گرفته است. توالی گره ها و فضاهای مهمی که به دنبال این سردر می آید (هال زری بافی، قاب میانی نمای شمالی حیاط، حیاط کارگاه ها و هال مرکزی) صرف نظر از مسائلی که در مورد اتصال این بخش ها ذکر شد تأییدی است بر آنکه این سر در فقط یک خروجی یا ورودی مختصر برای بخش کارگاه ها نیست؛ بلکه می تواند یکی از ورودی های مهم مجموعه باشد و حتی قادر است با حیاط ورودی رقابت کند و آن را به درجۀ دوم اهمیت تنزل دهد.


تأملی در نحوۀ همنشینی فضاها


با خروج از هال زری بافی گردش در مجموعۀ فضاهای بنا به پایان می رسد- مجموعۀ فضاهایی که در امتداد محورهایی متقاطع و متعامد شکل گرفته اند و مخاطب را به همراه خود در جهات و امتدادهای مختلف به حرکت در می آورند. مبدأ این حرکت حیاط ورودی است که در امتداد شمال- جنوب به آن وارد می شویم؛ پس از رسیدن به ایوان دو طرفه و تغییر جهت در امتداد راستۀ بازارچه به هال مرکزی می رسیم، و سپس به فضاهای جنبی آن هدایت می شویم. در اینجا طراح سلسله فضاهایی خلق کرده است که پی در پی هم می آیند، و با تغییر جهت ها و ایجاد تنوع فضایی- احساس حرکت در یک «بافت شهری» را به مخاطب القا می کنند- امری که در سیمای بیرونی مجموعه نیز دیده می شود.


مقید نبودن به یک امتداد ثابت در حرکت، ایجاد فضاهای متنوع و پویا که در طول مسیر حرکت به گره های متعددی می رسند، و فضاهای جنبی و حاشیه ای که از گره ها و نقاط عطف طرح آغاز می شوند و خود نظم تازه ای را شکل می دهند، نکاتی است که طرح این مجموعه از انتظام خودروی (Organic) بافت های شهری و بازارهای سنتی به وام گرفته است. به عبارت دیگر طرح، انتظام خودرویی دارد، که در قید امتدادهای متعامد، هندسۀ منظم و اشکال راستگوشه قرار گرفته است.


با انتخاب این انتظام فضایی، طراح در دام ظریفی گرفتار آمده است. به کارگیری توأمان دو گونه از انتظام فضایی که ماهیت متفاوت، و حتی متضادی دارند پیچیدگی هایی در طراحی به وجود می آورد؛ دو انتظامی که یکی بیشتر در بافت ها و فضاهای شهری قدیم مشاهده می شود و دیگری متعلق به تک بناهای سنتی است؛ یکی حرکت و پویایی و ابهام و عدم وضوح را به دنبال می آورد و دیگری موجب سکون و وضوح و خوانایی می شود. طراح به دنبال خلق فضاهایی است که از یک سو ویژگی های یک بافت شهری و از دیگر سو انسجام و وحدت و وضوح و خوانایی داشته باشند. رهایی از این دام، هم دقت درطرح عناصر و اجزاء- یا همان منازل طرح- را می طلبد، و هم توجه به مفاصل یا نقاط اتصال منازل طرح را. آنچه یکپارچگی و وضوح طرح را کمرنگ کرده است از طرفی به طرح هر یک از اجزای سازندۀ این مجموعه بر می گردد، و از طرف دیگر به نحوۀ پیوند و اتصال میان منازل و مراتب مختلفی مربوط می شود؛ مسایلی از قبیل طرح غیر متمرکز حیاط ورودی، طرح هال مرکزی و پیوند نخوردن آن با فضاهای جنبی شمال و جنوب، و مانند آن- نکاتی که در بحث پیرامون منازل مختلف طرح به تفصیل بیان شد.


با هویدا شدن سر در هال زری بافی- که ورودی نسبتاً مهمی برای مجموعه به نظر می رسد- شمایل انتظام فضایی پنهانی شکل می گیرد. در این انتظام با ساختمان واحدی در شرق روبه رو هستیم که محور طولی آن جایگاه فضاهای مهم بسته و باز متعددی است. از طرف دیگر این ساختمان ازجانب غرب رو به حیاطی دارد که توسط راستۀ بازارچه به دو تکه تقسیم می شود. شواهد صدق این انتظام تازه، متعدد است. نمایش سردر و سقف ها و احجام پله پله بر محور طولی ساختمان در منظر بیرونی، و تقارن دقیق احجام بیرون نشستۀ رواق ها در جوانب جنوب، غرب و شرق- که تأکیدی است بر وجود محورهای عرضی (راسته بازارچه) است و طولی- نشان آن است که با ساختمانی رو به شمال که ضمناً نگاهی به جوانب غرب و شرق دارد مواجهیم. اگر چه که این نگاه به سوی غرب به واسطۀ محوری که به شکل راستۀ بازارچه عرض اندام می کند جدی تر از دیگری به نظر می رسد.


در این انتظام جدید با ترتیب و توالی رسمی تری روبه رو هستیم؛ سلسله فضاهایی که در امتداد یک محور واحد در پی هم می آیند و بنابر این تحرک و تنوع کمتری از انتظام فضایی اول در آن دیده می شود. اگر چه که در اینجا هم طرح با رو کردن به سوی غرب و حیاط های غربی، و با حجم بخشیدن به محور شرقی- غربی (راستۀ بازارچه) معنایی دو پهلو و ظریف پیدا می کند؛ امری که مجموعه را از یکنواختی و تک لحنی بودن در می آورد.


با وجود شواهدی که بر وجود این انتظام فضایی صحه می گذارند، مسائل دیگری نیز در طرح وجود دارد که با این نظم جدید در تعارض و تقابل است. مهم ترین آنها فقدان ارتباط و اتصال درونی میان مراتب مختلف فضایی در امتداد محور طولی (شمالی- جنوبی) ساختمان است؛ که پیش از این مفصلاً دربارۀ آن صحبت شد. ایجاد تقارن دقیق توسط احجام رواق ها در سه جانب شرق، غرب و جنوب و سپس پوشاندن منظرۀ آن توسط ساختمان های چایخانه و آمفی تئاتر، یا بی اعتنایی به آن با مسدود کردن منتهی الیه غربی راستۀ بازارچه از دیگر تناقضات طرح با این انتظام فضایی است. در صورتی که حیاط غربی بنا را فضای باز واحدی بدانیم که توسط راستۀ بازارچه و ایوان دو طرفه به دو تکه تقسیم می شود، طرح باغچه ها و آبنماها نیز می بایست که شکل دیگری می یافت تا وحدت میان این دو تکه را بهتر القا کند.


ابهام و سر در گمی میان دو انتظام فضایی شرح داده شده است- که هر یک شواهد بسیاری بر له و علیه صدق خود دارند- مهم ترین نکته ای است که درتحلیل این بنا معلوم می شود؛ ابهاماتی که اصل و ریشه در «بحران ورودی ها» و «بحران گره ها و اتصالات» دارند. واضح نبودن مراتب اهمیت ورودی ها (حیاط ورودی و سر در هال زری بافی)، و ابهام در اتصال و ارتباط فضاهای باز و بسته و نیم باز، و همینطور در گره های ارتباطی عواملی اند که مانع صراحت و وضوح انتظام فضایی می شوند. به راستی آیا باید طرح را براساس انتظام اول بررسی کنیم و تناقضات طرح را سهوی تلقی کنیم؟ در اینصورت ظاهر شدن سر در شمالی (درمحل هال زری بافی) و پیکر شاخص ساختمان کارگاه ها را باید فرزند ناخواستۀ طرحی بدانیم که در آن فضاهای حاشیه ای و جنبی بیش از فضاهای اصلی (یا دست کم همپای آنها) مهم شده اند؛ یا شاید طرح را باید براساس انتظام دوم بخوانیم. و ناهماهنگی های درونی آن را به حساب کم دقتی های طراح، یا تغییرات پدید آمده در برنامۀ فضایی درطول زمان بدانیم؟


اگرتصور کنیم که طراح آگاهانه این دو انتظام فضایی متفاوت را همراه با هم در مجموعه به کار برده است، باید قبول کنیم که «ایجاد ابهام» اصل مهمی برای او بوده است، و ابهام واجد معنای گسترده ای است واقع بر طیفی که یک سر آن«رمزآلود بودن اثرمعماری»، و سر دیگر آن «ناخوانایی« و «عدم وضوح» طرح است؛ از این دو، اولی صاحب ریشه هایی در سنت معماری ایرانی، و دومی خاصیتی است که می تواند موجب تزلزل در معانی ورودی ها، گره ها، مسیرها و حیاط ها شود.


علی رغم آنچه با نگاه موشکافانه دربارۀ این بنا گفته شد اگردوباره در قالب ناظر تازه وارد و ناآشنای مجموعه قرار گیریم و به داخل مجموعه رویم با فضاهایی شکیل، منظم و خوش ساخت مواجه می شویم. استفاده از قوس ها، طاق و تویزه ها و آجر در فضاهای بیرونی و درونی موجب می شود که خاطره از معماری سنتی ایرانی با ساخت منظم و مرتب همراه شود؛ و تجربۀ فضایی مطبوع و آرامش بخشی را شکل دهد. استفاده ازالگوی بازارهای قدیمی همانگونه که پیش از این نیز به آن اشاره شد تجربۀ شیرینی را برای مخاطبین شکل می دهد، و در این میان فضای کم و بیش تاریک و خنک این راسته، با دیوارهای آجری و طاقنماهای طرفین و تناسبات کشیده محور میانی این تجربه را واقعی تر می نمایاند.

  • منظر ساختمان از بالا
    تصویر شماره 1 :: منظر ساختمان از بالا
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 2 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 3 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 4 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 5 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • حیاط ورودی از سمت شمال
    تصویر شماره 6 :: حیاط ورودی از سمت شمال
  • حیاط جنوبی
    تصویر شماره 7 :: حیاط جنوبی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 8 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 9 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 10 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 11 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 12 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
    تصویر شماره 13 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی سازمان میراث فرهنگی
تبلیغ با میترا نت