مجله حامی نو

نقد و تحلیل معماری کانون توحید

نقد و تحلیل معماری کانون توحید
کانون توحید، بنایی چهار طبقه با نمای آجری است. بیشتر سطح بستر طرح توسط فضاهای بسته اشغال شده است و تنها دو حیاط کوچک در منتهی الیه جنوبی بستر طرح، نور و تهویۀ هوای فضاهای انتهایی ساختمان را تأمین می کنند.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: کانون توحید
طراح: میرحسین موسوی


تاریخ شکل گیری اثر: 57- 1350 ه. ش.
کارفرما: کانون امیرالمؤمنین (ع)
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 1,200 متر مربع
مساحت زیر بنا: 2,500 متر مربع


کانون توحید، بنایی چهار طبقه با نمای آجری است. بیشتر سطح بستر طرح توسط فضاهای بسته اشغال شده است و تنها دو حیاط کوچک در منتهی الیه جنوبی بستر طرح، نور و تهویۀ هوای فضاهای انتهایی ساختمان را تأمین می کنند. درطبقۀ زیرین- هم تراز با حیاط های یاد شده- نماز خانۀ آقایان، کلاس درس، و فضاهای اداری و خدماتی مجموعه قرار گرفته است. طبقۀ همکف که هم تراز کوچه شمالی است واجد نمازخانه و کلاس های درس بانوان است، و دردو طبقۀ فوقانی، سالن اجتماعات و ملحقات آن جای گرفته اند. یک مسیر ارتباطی درطول ساختمان ارتباط بخش ورودی و فضاهای بسته شمال ساختمان با بخش جنوبی آن را برقرار می کند.


نمای ساختمان


نمای شمالی ساختمان کانون توحید تنها نمایندۀ بیرونی بنا، یا به عبارتی «صورت» آن است. با آنکه این نما از لحاظ اندازه تفاوت زیادی با نمای بناهای اطرافش ندارد، اما به واسطۀ طرح متکثیر و شکستگی ها و پس و پیش نشستن هایش از نماهای سادۀ خانه های همسایه متمایز است و پرتراش و پرماجرا جلوه می کند.


درنمای ساختمان احجام و اشکال همگی راستگوشه اند و صورت های مدور در آن دیده نمی شود؛ جنس نما تماماً از آجر است و در آن از تزئینات و ریزه کاری های متداول در بناهای مذهبی- مانند کاشیکاری و کتیبه های خطی- اثری به چشم نمی خورد. در واقع تزئینات و ظرایف نما به سطوح قاب شدۀ مشبک آجری محدود شده است. با این حال بنا، یادآور معماری سنتی ایران و بیش از همه یادآور بناهای شهردزفول است.


نمای ساختمان را می توان به پاره های متعدد و متفاوت تقسیم کرد؛ پارۀ سمت چپ با احجام و تکه های درشت که اغلب توخالی اند؛ پارۀ سمت راست با قاب بندی های خردتر که بیشتر با سطوح پر یا مشبک های ریزآجری که نسبت به نما چرخیده و ظاهراً نقش «منار» را ایفا می کند. این پاره های متفاوت بی آنکه با هم ترکیب شوند یا قصۀ واحدی را بازگو نمایند در کنار یکدیگر نشسته اند؛ حتی «منار» که در میانۀ صحنه نشسته به دلیل ارتفاع زیاد و صورت متمایزش نقش پیوند دهندۀ اشکال چپ و راستش را ایفا نمی کند. نمای ساختمان کانون توحید در عین حال که به واسطۀ رنگ گرم و دلپذیر مصالح، مشبک کاری ها و اشکال راستگوشه اش طعم و مزۀ سنتی دارد، از بابت نحوۀ ترکیب بندی این اشکال یادآور زیباشناسی مدرن است.


تکه تکه شدن نما، بنای کانون توحید را از «یادواره ای شدن» دور می کند و به آن رنگ و بویی «خانگی» می بخشد؛ در عین حال تفاوت صورت این بنا با خانه های همسایه- چه از بابت اشکال و چه از لحاظ جنس و رنگ مصالح- آن را از همسایگانش «متمایز» می کند. فاصلۀ بسیارکم نما از خیابان شمالی- انتخابی که مانع از به وجود آمدن جلوخانی برای بنا شده است- این تصور را به وجود می آورد که ساختمان، علی رغم تواضعی که در آن احساس می شود، مایل است چشم ها را به خود بخواند و عابران را متوجه خویش سازد.


در نمای اصلی، «پله» نقش مهمی ایفا می کند. طراح، پله را در نما به اشکال مختلف به کار می گیرد؛ جایی آن را در غلاف تمام بستۀ منار جای می دهد، و در جای دیگر حرکت پله و گاه پاگرد آن را کاملاً نمایان می سازد. در حقیقت، بازی سطوح پر و خالی و چرخش احجام در نما بیش از هر چیز زاییدۀ بازی با پله ها است. تصمیم طراح برای اهمیت بخشیدن به پله ها تحرکی در نما پدید می آورد و آن را قدری «مجسمه وار» می سازد.


نمای ساختمان کانون توحید متشکل از پاره هایی است؛ پاره هایی که به تدریج نسبت به هم عقب می نشینند و بالا و پایین می روند. بدین ترتیب نما متحرک و پویا می شود، و مهم تر آنکه ساختمان از صورت تک بنا خارج می شود و به هیئت مجموعه ای از بناها جلوه می کند. در این وضعیت نمای ساختمان- برخلاف نماهای منظم سنتی- دیگر مخاطب خود را به استقرار در نقاط (یا نقطۀ) خاصی برای تماشا مقید نمی سازد.


طراح برای نمای ساختمان ترکیبی پویا اختیار کرده است. در چنین ترکیبی، تشخص بخشیدن به اجزای طرح چندان ضروری به نظر نمی رسد. ظاهراً همین انتخاب است که موجب شده تا ورودی ساختمان نیز کاملاً از دیگر عناصر همنشین خود متمایز نشود: پله های ارتباطی تا نزدیکی حد شمالی زمین جلو می آیند تا میل طراح را برای ورود به ساختمان بدون گذر از فضایی واسط یا یک ایوان ورودی اعلام دارند.


همنشینی اجزای متعدد و ترکیب پویای نمایی که چندان هم وسیع نیست موجب می شود که مخاطب نما را قدری پر تراکم احساس کند؛ گویی درمجالی کوتاه مطالب بسیار زیادی به بیان درآمده باشد. با این حال همۀ آنچه در این نما به هم آمده است- از شکل و مصالح- به گونه ای است که ساختمان را محترم، متواضع، و گشوده بر اجتماع جلوه می دهد.


سازماندهی فضایی


 چنانچه در اجزای تشکیلدهندۀ طرح تأمل کنیم قاعدۀ بعضی فضاها مانند نمازخانه، دفتر کانون، و هشتی مقدماتی سرویس های بهداشتی/ وضوخانه ها را منظم می یابیم، در عین آنکه در سازماندهی فضاها قانونمندی خاصی مشاهده نمی کنیم. به این ترتیب چنین به نظر می رسد در حالیکه در اجزای تشکیل دهندۀ بنا، طراح کم و بیش از نظم بهره می برد، در ترکیب بندی آنها چندان مقید به نظم نیست.

 

فضاهای بستۀ کانون توحید حدود سه چهارم از بستر طراح را اشغال کرده اند. تنها دو قطعه فضای بازکوچک در دو گوشۀ غربی و جنوب شرقی زمین باقی مانده است، و به این ترتیب فضای باز وسیعی دراین ساختمان وجود ندارد. اندازۀ کوچک حیاط ها، محل استقرار آنها، و همچنین بسته بودن برهای شرقی و غربی ساختمان سبب می شود که تعداد محدودی از فضاهای بستۀ مجموعه امکان رو گشودن به فضای باز بیابند، و در عین حال فضاهای بستۀ طرح- چه آنها که از حیاط های کوچک جنوبی نور می گیرند و چه آنها که به کوچۀ شمالی پنجره باز کرده اند- گفتگویی جدی با فضای باز ندارند.


اگر به سازماندهی فضایی در طبقات مختلف ساختمان دقت کنیم سه بخش اصلی را در آن می یابیم: بخش زیرین که مهمترین شخصیت فضایی آن «نمازخانه» است؛ بخش میانی که «کتابخانه» در آن بازیگر اول صحنه است؛ و بخش فوقانی که خود مشتمل بر دو طبقه از ساختمان است و تنها «سالن اجتماعات» و فضاهای مرتبط با آن را درخود جای می دهد.


بخش «سالن اجتماعات» در مقایسه با بخش های دیگر حجم و سطح بزرگی دارد. زیرا به تنهایی بیش از نیمی از فضاهای بستۀ ساختمان را اشغال کرده است. این نوع تقسیم بندی سطوح بین بخش های سه گانۀ «سالن اجتماعات»، «نمازخانه» و «کتابخانه»، و همچنین نوع استقرار آنها در مجموعه می تواند مبین آن باشد که کانون توحید بیش از آنکه محلی برای عبادت یا مطالعه باشد مکانی است برای سخنرانی و اشاعۀ افکار؛ مکانی اجتماعی- سیاسی برای متدینین اهل تفکر.


در بیان عناصر سازمان دهندۀ فضای کانون توحید، مهم ترین سهم را باید به محور حرکتی ای داد که از کنار کتابخانه آغاز می شود و تا پلکان مجاورحیاط جنوب شرق ادامه پیدا می کند. این محور همچون «کوچه ای» سرپوشیده است؛ کوچه ای که واجد سطوح مختلف است؛ فضای نیمه بازی که جانشینی برای حیاط های میانی در بناهای قدیمی می شود؛ و گویی وظیفۀ اصلی اش آن است که واردشوندگان را به نمازخانه برساند. کوچه در ترازهای مختلف مناظر متنوعی را در حین گذر پیش چشم می آورد، و در یک زمان ما را از وقایعی که در نقاط مختلف بنا رخ می دهد با خبر می کند- پدیده ای که طرح «کانون» را به آثار مدرن نزدیک می کند. طراحی کوچه ای در چند سطح و نوع خاص ارتباط آن با فضاهای پیرامون به گونه ای است که گویی طراح مایل است موجودی بیافریند که نه یک بنای منفرد، که خود به مثابه «مجموعه ای از بناها» باشد. آیا این همان خصلتی نیست که در ترکیب بندی ن مای ساختمان نیز سبب کثرت و گونه گونی اشکال شده است؟


طراح کانون توحید در سازماندهی فضایی مجموعه از ایجاد پیش فضا در محل ورودی اصلی ساختمان خودداری می کند؛ از سوی دیگر بخش های مختلف مستقر در ترازهای مختلف ساختمان را با پله های متعدد به هم متصل می سازد؛ به علاوه کوچه ای چند سطحی را به عنوان عامل اصلی سازماندهی فضایی به کار می گیرد. این تصمیم ها سبب می شود که طرح از سادگی و صراحت دور شود و قدری پیچیده جلوه کند. و این کیفیت نیز بار دیگر ترکیب بندی نمای ساختمان را به یاد می آورد.

  • نقد و تحلیل معماری کانون توحید
    تصویر شماره 1 :: نقد و تحلیل معماری کانون توحید
  • نمای شمالی
    تصویر شماره 2 :: نمای شمالی
  • نقد و تحلیل معماری کانون توحید
    تصویر شماره 3 :: نقد و تحلیل معماری کانون توحید
  • برش عمودی طولی
    تصویر شماره 4 :: برش عمودی طولی
  • نقد و تحلیل معماری کانون توحید
    تصویر شماره 5 :: نقد و تحلیل معماری کانون توحید
  • نقد و تحلیل معماری کانون توحید
    تصویر شماره 6 :: نقد و تحلیل معماری کانون توحید
تبلیغ با میترا نت