مجله حامی نو

نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر

نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر (ستاد مرکزی وزارت آموزش و پرورش امروز) در بستری تقریباً مربع شکل به ابعاد 68×66 متر در مرکز شهر تهران بنا شده است.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
مشاور طراح: مهندسین مشاور عبدالعزیز فرمانفرمائیان و همکاران


تاریخ شکل گیری اثر: 52- 1349 ه. ش.
کارفرما: گروه صنعتی بهشهر
گروه طراحی: نادر اردلان، هوشنگ جاهد
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 4,800 متر مربع
مساحت زیر بنا: 20,000 متر مربع

 

ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر (ستاد مرکزی وزارت آموزش و پرورش امروز) در بستری تقریباً مربع شکل به ابعاد 68×66 متر در مرکز شهر تهران بنا شده است. فضاهای اداری این مرکز در پنج طبقه بر گرد حیاط میانی نشسته اند، و پارکینگ ها و فضاهای تأسیساتی در دو طبقۀ زیرزمین جای گرفته اند. فضاهای اداری در دو لایۀ رو به حیاط میانی و خیابان طراحی شده اند. تنها در لایۀ رو به خیابان تراز همکف ساختمان تعدادی واحدهای تجاری در نظرگرفته شده است. ورودی اصلی درسمت شرق و ورودی پارکینگ ها در گوشۀ جنوب غربی ساختمان واقع شده است.


نمای ساختمان تماماً با قطعات پیش ساختۀ بتنی اجرا شده است. این قطعات برای اولین بار توسط کارخانۀ ایرانی «آکام بتن»- که در جریان اجرای همین ساختمان شکل گرفت- تولید شد. کارخانۀ دیگری که در جریان ساخت ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر توسط صاحبان شرکت تأسیس شد «آکام فلز» بود که تولید تجهیزات اداری این مرکز را انجام داد.


انتظام کلی طرح


ساختمان گروه صنعتی بهشهر در قالب مکعب مستطیلی بزرگ تقریباً کل سطح زمین را پوشانده است. در میان این حجم، فضای بازی با قاعدۀ مربع وجود دارد که حیاطی میانی برای بنا محسوب می شود. جداره های فضاهای بسته با طرحی منظم و متقارن بر گرد این حیاط میانی حلق همی زنند و چشم خود را به سوی آن می گشایند: نشانه هایی از استفادۀ متهورانه و ظریف طراح از الگوی معماری سنتی ایران در ساختمانی که دارای عملکردی نو است.


وجود حیاط میانی و حلقۀ منظم و متقارن گرد آن ساختمان را «درونگرا» می کند. در عین حال، بنا- مانند همگی ساختمان های امروزی- پنجره هایی بسیار رو به همسایگان و خیابان های اطراف می گشاید، و به این ترتیب واجد «دو رو» می شود. «دو رو» داشتن ساختمان- امری که در الگوهای سنتی نیز بی سابقه نیست- تصمیمی است که ساختمان گروه صنعتی بهشهر را با همسایگانش هم آواز می کند- با بناهایی که همگی رو به خیابان دارند و بر طبق الگوهای شهرسازی امروز شکل گرفته اند.


حیاط ساختمان، در طبقۀ همکف نسبت به طبقات فوقانی جمع تر شده و سطح وسیع تراس مانندی بر روی کف طبقه اول بوجود آورده است.به این ترتیب، حیاط فرو نشسته- با اصطلاحاً «گودال باغچه ای»- نسبت به کف طبقۀ اول پدید آمده است. با این تمهید، طراح طبقۀ همکف را از طبقات فوقانی جدا می کند و بخش خصوصی تری را در مجموعۀ طبقات اداری به وجود می آورد. جداره های بنا در طبقات بالاتر از طبقه اول به تدریج نسبت به حیاط عقب می نشینند؛ و با بزرگتر شدن حیاط، فضاهای بسته از نور و منظر بهتری برخوردار می شوند. در مقابل، نماهای سوی خیابان به جز در طبقۀ نهایی پس و پیش نمی نشینند. دو دستگاه پله و آسانسوری که در لبۀ بیرونی ساختمان، بر محور شمالی- جنوبی استقرار یافته اند تمامی طبقات را به هم متصل می کنند، و به این ترتیب هر یک از این عناصر ارتباط عمودی، دسترسی به نیمی از حلقۀ فضاها در هر طبقه را میسر می سازند.


سازماندهی فضاها


با آنکه طرح طبقات ساختمان یکسان نیست، اما ایدۀ طراحی در چهار طبقۀ فوقانی مشابه است. تفاوت طرح طبقات ناشی از تفاوت عمق حلقۀ فضای بسته بر گرد حیاط است- امری که باعث می شود ابعاد فضاها در طبقات مختلف باهم فرق کند. سازماندهی فضایی طبقات به تبع فرم کلی ساختمان، به شکل حلقه ای منظم است، واجد دو محور تقارن طولی و عرضی متعامد. فضاهای داخلی کاملاً متقارن اند و آرایش آنها از محورهای تقارن یاد شده پیروی می کند.

 

دسترسی به فضاها در هر طبقه، از طریق حلقۀ راهروهای ارتباطی که در دو نقطه به راه پله ها و آسانسورها متصل اند میسر می شود. استقرار این راهروی ارتباطی در میان فضاهای بسته طبقات دو لایۀ بیرونی و درونی از فضاهای اداری به صورت نیم حلقه را به وجود می آورد که یکی رو به بیرون ساختمان و دیگری رو به حیاط میانی دارد. در طول راهروها دوازده فضای مکث به وجود آمده است. اولین پیامد این فضاهای مکث آن است که مسیر طولانی دسترسی به اتاق ها تقسیم می شود و کوتاه تر می نماید. دوم آنکه به واسطۀ این فضاها پیوندی بین دو لایۀ درونی و بیرونی بوجود می آید و دسته بندی فضاها در هر طبقه نیز میسر میشود. فضاهای مکث یاد شده بر محورهای تقارن بنا استقرار نیافته اند بلکه در دو طرف آنها، و همچنین در محل تقاطع راهروهای جبهه های مختلف واقع اند. با عقب نشینی تدریجی طبقات، فضاهای مکث کوچکی که در راهروهای ارتباطی دو طبقه سوم و چهارم وجود دارند با حیاط همجوار می شوند، و به همین دلیل بر ارتباط فضای داخلی و حیاط، و به تبع آن برکیفیت طرح می افزایند.


سازۀ بتنی، بن براساس شبکه ای منظم و متقارن (به ابعاد پایۀ 7×7 و 7×5/3 متر) شکل گرفته است. طراح از هندسۀ موجود در سازه پیروی می کند و نظم آن را محترم می شمارد؛ اما در عین حال در درون این چارچوب کلی فضاهای متنوع بزرگ و کوچکی پدید می آورد. در جهت قائم نیز علی رغم قاب های مکرر متعامد و راستگوشه که تابع طرح سازۀ ساختمان اند، به دلیل عقب نشینی تدریجی طبقات تنوعی در فضا به وجود آمده است.


بر دو انتهای محور شمالی- جنوبی ساختمان، دو برج بتنی، حاوی راه پله، آسانسور و سرویس بهداشتی قرار گرفته که صورتی متمایز از فضاهای اداری دارند. این دو برج نسبت به جداره های نمای حیاط پس و پیش نشسته اند و به دلیل ارتفاع بلندترشان خود را به خوبی نشان داده اند. از طرف بیرون بنا نیز برج جنوبی نسبت به جدارۀ نما عقب نشسته و به این وسیله خود را متمایز کرده است. این احجام تمام بسته و کم تراشی که فضاهای ارتباطی و خدماتی را در خود جای می دهند و بر محور میانی نما مستقر گشته اند، معنایی متفاوت با معنای «ایوان» در معماری ایرانی را به ذهن متبادر می نمایند؛ واقعیت آن است که این دو برج به عوض آنکه نقاط عطفی در میانۀ نما پدید آورند، گردش نرم جدارۀ حیاط را می شکنند و آن را بی دلیل به بالا و پایین می برند.


استقرار سرویس های بهداشتی بر محور اصلی حیاط و ساختمان نکتۀ قابل تأملی است؛ توجه به این نکته مهم است که استقرار سرویس های بهداشتی روبه روی محل پلکان و آسانسورها، ارتباط هال ورودی طبقات با حیاط میانی را کاملاً قطع می کند؛ به این ترتیب، حیاط میانی که در بدو ورود به ساختمان در طبقۀ همکف به زیبایی از مراجعین استقبال می کند و خاطرۀ دلپذیری در ذهن آنان به وجود می آورد، با توجه به آنچه آمد با حرکت در طبقات ساختمان در مهم ترین نقاط این طبقات از نظرها پنهان می شود.


حیاط میانی


ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر، با ایجاد حیاطی میانی در دل خود «عالمی مستقل» پدید می آورد، و در عین پیوند با شهر خود را مستقل از آن می نمایاند. ساختمان با گشودن پنجره های بسیار خود رو به این حیاط به آن عزت می بخشد و آن را به کانونی مهم تبدیل می کند. نیاز به فضاهایی با مساحت زیر بنای حدوداً پنج برابر سطح زمین و وجود حیاطی در میانۀ فضاهای بسته در این طرح، تعداد طبقات ساختمان را به پنج طبقه روی زمین افزایش داده است؛ در چنین شرایطی تمهیدات طراح برای حفظ تناسبات دلپذیر درحیاط میانی از نکات قابل تأمل در این ساختمان است.


عقب نشینی قابل توجه جداره های حیاط در طبقه اول، حیاط تراز ورودی را به گودال باغچه ای مبدل می سازد، با این کار علاوه بر آنکه شخصیت متمایزی برای طبقۀ همکف- که ورودی بنا و ملحقات آن را در بردارد- ایجاد می شود، ارتفاع حیاط هم کوتاهتر از آنچه هست ادراک می گردد. در واقع این طرح به جای یک فضای باز پنج طبقه، با حیاطی مو اجهیم که چهار طبقه ارتفاع دارد، و ضمناً واجد گودال باغچه ای هم هست. عقب نشینی تدریجی طبقات فضای حیاط را گشوده تر و محیط آن را دلبازتر می کند.


عقب نشینی طبقات نسبت به حیاط زاییدۀ میل طراح به خرد کردن ارتفاع بلند حیاط است. اولین عقب نشینی در جداره های طبقه اول به میزان قابل توجهی بر سطح حیاط افزوده است؛ در مرتبۀ بعدی عقب نشینی های تراز دوم و سوم شکل می گیرد که مقدار آن بسیار کمتر از اولی است. نکتۀ مهم دربارۀ طبقۀ نهایی (چهارم) آن است که علی رغم اینکه در این تراز عقب نشینی اتفاق نیفتاده، اما شکل گرفتن فضایی نیم باز در جلوی اتاق ها موجب می شود سایه روشنی در بالای این نمای بلند دو طبقه پدید آید که خاتمۀ خوبی برای جداره های حیاط می سازد. طراح با استفاده از این تمهیدات متنوع حساسیت خود را نسبت به خلق تناسبات دلپذیر نمایش می دهد؛ اگر چه با رشد گیاهانی که به زیبایی از باغچه های مفصل طبقات مختلف بر روی نما ریخته اند بسیاری از این ریزه کاری ها امروز از نظرپوشیده می ماند.


عقب نشینی تدریجی طبقات در دیواره های حیاط تراش ایجاد می کند؛ در عین حال قاب های ظریف و پر عمق بتنی که پنجره های قدی و بزرگ را در میان می گیرند نیز تأثیری مشابه برطرح نما می گذارند. با این همه محیط داخلی مأنوس و انسانی جلوه می کند. در این میان نقش سطوح وسیع آب و حجم سبزه ای که به کل نما تسری می یابد البته نقشی مؤثر است.


تمامی سطح گودال باغچه به آب و سبزه اختصاص داده شده است. پنج آبنمای مربع شکل، یکی درمرکز و چهار آبنما در اطراف آن، به همراه چهار باغچۀ سبز در گوشه ها، کل سطح را پوشانده اند. در چهارگوشۀ حیاط درطبقه اول و باغچه های کوچک طبقات بالاتر نیز گیاه کاشته شده است که لطافتی به فضا می بخشد. نظمی که در طراحی فضای باز وجود دارد حتی در کاشت درختان هم دیده می شود. در مرکز حیا- درمیان حوض- تندیسی وجود دارد.


فضای صمیمی ای که با این تمهیدات به وجود می آید به واسطۀ دو حجم نامأنوس و سنگین محور شمالی- جنوبی دستخوش تغییر می شود. حجم های یاد شده که سرویس های بهداشتی را در بر می گیرند مجسمه های بزرگ این حیاط اند. گویی که این دو حجم بتنی از ساختمان های مدرن به عاریت گرفته شده اند- از ساختمان های غول آسا (Mega- Structures)، که از ترکیب پایه های قدرتمند (Core) و صفحات آزاد (Deck) تشکیل می شوند، و در معماری صمیمی حیاط غریب و بیگانه به نظر می رسند.


نمای بیرونی


نمای بیرونی بنا نمایی متقارن است که منهای تفاوت اندکی در نمای شرقی (نمای ورودی) عیناً در هر چهار جانب تکرار شده است. ساختمان، حجم بزرگی به قاعده ای در حدود 63×63 متر دارد. طراح برای کاهش سنگینی این حجم با تمهیدات مختلف نما را به واحدهای کوچکتری تقسیم می کند؛ مثلاً میانه های حجم را می شکافد و درمحل اتصال نماهای عمود بر هم کنج های فرو رفته ای به وجود می آورد که مانع تداوم نما از یک جانب به جانب دیگر می گردد. از طرفی، وی طبقۀ همکف را با ایجاد رواقی عقب می نشاند و از سوی دیگر طبقۀ فوقانی ساختمان را بر نما طره می سازد، و با این تمهید نما را خرد می کند. با متمایز شدن بخش فوقانی- که خاتمۀ خوبی هم برای نما ساخته است- و ایجاد رواقی همسطح خیابان انتظام نمای ساختمان را می توان به صورت یک طبقۀ پایه، یک طبقۀ پایانی و سه طبقۀ میانی تحلیل کرد- انتظامی کلاسیک که طرح را دلپذیر می کند.


نمای بیرونی دارای تقسیمات متعددی براساس دو پارۀ بزرگ در طرفین و یک پارۀ کوچکتر در میانه است. این کیفیت را می توان بخصوص در نمای ورودی به خوبی ملاحظه کرد. هر یک از دو پارۀ بزرگ طرفین خود واجد تقسیمات کوچکتری براساس هندسۀ سازۀ بنا است. و در دل این قاب ها نیز تقسیمات دیگری توسط تیغه های بتنی بین پنجره ها به وجود آمده است.


طرح نمای ورودی اصلی قابل توجه است. گویی بر سر ورودی، طاق مقرنس ساده شده و درشتی با استفاده از اشکال متعامد و تخت قرار گرفته است. حجم ورودی کاملاً نسبت به پاره های طرفین عقب می نشیند، و به این تمهید جلوخانی در محل ورودی فراهم می آورد. اما به دلیل آنکه بخش زیرین این نما (یعنی در ورودی) کاملاً به عمق رفته و خود را از سطوح بالایی جدا کرده است، جایگاهی نظیر «ایوان» در آثار سنتی پیدا نمی کند.


طرح نمای بیرونی در مقایسه با نمای پیرامون حیاط بسیار «رسمی» است، تقسیم بندی های آن درشت تر و پیوستگی میان آنها کمتر است. نماهای بیرونی- مخصوصاً نمای ورودی- تا حدودی «یادواره ای» است. درمقابل، نمای داخلی «صمیمانه تر» و «خانگی تر» است. گویی نمای بیرونی بر مبنای مناسبات جدی تر شهر و دنیای مدرن، و نمای داخلی براساس مناسباتی عاطفی طراحی شده است.

  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 1 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 2 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 3 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 4 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • منظره ی حیاط به سمت جبهه ی رو به شرق
    تصویر شماره 5 :: منظره ی حیاط به سمت جبهه ی رو به شرق
  • حیاط، آبنما و تندیس میانی
    تصویر شماره 6 :: حیاط، آبنما و تندیس میانی
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 7 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
    تصویر شماره 8 :: نقد و تحلیل معماری ساختمان مرکزی گروه صنعتی بهشهر
  • ورودی اصلی بنا در شرق
    تصویر شماره 9 :: ورودی اصلی بنا در شرق
تبلیغ با میترا نت