مجله حامی نو

نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت

نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
ساختمان مدرسه در بستری سبز بر فراز تپه ای بنا شده است. بستر طرح، مستطیلی به ابعاد 170×110 متر است. فضاهای بسته که بر گرداگرد زمین استقرار یافته اند عموماً کم ارتفاع و یک طبقه اند، و باغی به ابعاد 130×80 را در میان می گیرند.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: مدرسۀ عالی مدیریت
مشاور طراح: مهندسین مشاور عبدالعزیز فرمانفرمائیان و همکاران


تاریخ شکل گیری اثر: 50- 1349 ه. ش.
کارفرما: شرکت ایران کانتینر
گروه طراحی: نادر اردلان، یحیی فیوضی
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 22,400 متر مربع
مساحت زیر بنا: 7,000 متر مربع


ساختمان مدرسه در بستری سبز بر فراز تپه ای بنا شده است. بستر طرح، مستطیلی به ابعاد 170×110 متر است. فضاهای بسته که بر گرداگرد زمین استقرار یافته اند عموماً کم ارتفاع و یک طبقه اند، و باغی به ابعاد 130×80 را در میان می گیرند. ورودی ساختمان به شکل بنایی دو طبقه در شرق بستر طرح بنا شده است. در میانۀ باغ، ساختمان کتابخانه- بنایی سه طبقه با قاعدۀ هشت و نیم هشت- از فراز سکویی به هر سوی باغ می نگرد. اضلاع شمالی و جنوبی باغ را حجره های دانشجویان اشغال کرده اند که در دل دیواری قطور پنهان شده و جداره های باغ را می سازند. ساختمان مدرس ها در جبهۀ مقابل ساختمان ورودی و در ترازی پایین تر نسبت به آن واقع شده است.


مدرسۀ عالی مدیریت به عنوان شاخه ای از دانشگاه هاروارد ایالات متحدۀ آمریکا بنا بود که با همکاری استادان آن دانشگاه به تربیت مدیران و متخصصین بخش های خصوصی و دولتی بپردازد. بعد از انقلاب اسلامی، این مدرسه با نام دانشگاه امام صادق (ع)، اهداف دیگری را در پیش گرفت. در سال های اخیر ملحقاتی همچون مجموعۀ خوابگاه ها و مسجد به طرح اولیه اضافه شد، و عملیاتی از قبیل اضافه شدن بخش هایی به ساختمان مدرس ها، اضافه شدن زیرزمینی به عنوان سالن قرائت به کتابخانه و به دنبال آن برچیده شدن آبنمای سکوی میانی، و تغییراتی در سالن غذاخوری و حجرات دانشجویان در آن انجام گرفت. در تحلیل این اثر، طرح اولیه بدون تغییرات و اضافات یاد شده مدنظر قرار می گیرد.


مدرسه و پیرامون آن


مجموعۀ مدرسۀ عالی مدیریت در شمای کلی بنایی «قلعه مانند» است که «باغی» در میان و فضای سبز پر درختی در پیرامون دارد. بستر مشجر این بنا که دور از بافت متراکم شهر و متمایز از آن واقع شده است آن را عزتمند می سازد و از میان درختان فراز تپه به خوبی می نمایاند. از هئیت قلعه مانند و تمام بستۀ بنا چنین برمی آید که بهره گیری از چشم اندازها و طبیعت اطراف چندان مورد توجه طراح نبوده است؛ اما این موضوع هرگز به معنای کم اهمیت بودن سیمای بیرونی ساختمان نیست؛ زیرا برای مخاطبی که از سوی بزرگراه زیر پای ساختمان- بزرگراه شهید چمران- به آن می نگرد منظرۀ جذاب و رمزآلود ساختمانی که توسط درختان بلند باغ پیرامون محافظت می شود به سادگی قابل چشم پوشی نیست.


برای رسیدن به ورودی چشمگیر بنا که «دروازه ای» است برای ورود به این بنای قلعه مانند، عبور از باغ پیرامون مجموعه و طی مسیری نه چندان کوتاه ضروری است؛ امری که ساختمان را دور از دست و منزوی می نمایاند و به آن کیفیتی «درونگرا» می بخشد.


مدرسۀ عالی مدیریت، مرکزی شبانه روزی با برنامۀ آموزشی فشرده است؛ عملکردی که نیاز به محیطی دنج و آرام دارد. ممکن است چنین به نظر آید که انتخاب «صورتی درونگرا» برای آن بوده است که آرامش و خلوت مورد نیاز حاصل شود؛ اما باید متوجه بود که تنها، انتخاب بستر وسیع و مشجری که بنا را احاطه می کرد و آن را از بافت متراکم شهری و اجتماع جدا می ساخت برای دستیابی به محیط دنج و آرام دلخواه کفایت می کرد، و در چنین شرایطی دیگر ضرورتی بر انتخاب «طرح درونگرا» وجود نداشت؛ لذا این انتخاب را تنها می توان زاییدۀ میل و ارادۀ طراح تلقی نمود.


سازماندهی کلی طرح


مخاطب با عبور از دروازۀورودی، خود را در یک «باغ کوچک» می یابد. کشیدگی این باغ بر محور شرقی- غربی است. سه بازیگر مهم طرح بر محور مذکور نشسته اند: «دستگاه ورودی» در شرق آن، «ساختمان کتابخانه» در میانه، و «بنای مدرس ها» در آخرین نقطۀ غربی آن. کتابخانه از سوی دیگر بر محور شمالی- جنوبی مدرسه واقع شده است و با ساختمان غذاخوری در انتهای شمالی آن گفتگو می کند. در جنوبی ترین نقطۀ این محور نیز در کوچکی به بیرون باز شده است.

 

طرح مدرسه یادآور الگوی باغ ایرانی است؛ البته باغی که با مساحتی کمتر از یک هکتار بسیار کوچک تر از نمونه های سنتی است؛ وجود کتابخانه و سکوی وسیع زیر آن در میانۀ صحنه، این باغ را حتی کوچک تر از آنچه هست نشان می دهد. فرد با گذر از ورودی و پا گذاشتن به فضای باز خود را در درون «حیاطی محصور» حس می کند؛ و همین امر این باغ کوچک را به «حیاطی میانی» شبیه می سازد.


کتابخانه و دستگاه ورودی در گفتگوی با یکدیگر فضای این حیاط را به دو بخش «عمومی» و «خصوصی» تقسیم می کنند؛ بخش عمومی در پوشش هاله ای است که بین ورودی و کتابخانه احساس می شود؛ و بخش خصوصی باقی مجموعه را دربر می گیرد. در نتیجۀ این تقسیم و خرد شدن باغ باز هم کوچک تر جلوه می کند و شباهتش به «حیاط میانی» بیشتر می شود. در طرح حیاط، دو محور طولی و عرضی که توسط ساختمان هایی در طرفین شان بر آنها تأکید شده است می یابیم؛ ظاهراً در این حیاط با انتظامی «چهار ایوانی» مواجهیم. از میان چهار بنایی که در منتهی الیه محورهای حیاط واقع شده اند- خصوصاً اگر از بالا به مجموعه نگاه کنیم- دو تای طرفین محور طولی، یعنی دستگاه ورودی و ساختمان مدرس ها، نمود بیشتری دارند؛ و به این ترتیب می توان به انتظامی «دو ایوانی» در این حیاط نیز قایل شد.


بنای کتابخانه در میانۀ باغ شباهتی به «کوشک» باغ های قدیمی دارد؛ شکل چلیپایی این ساختمان عاملی است که بر این تصور صحه می گذارد، و در جای خود مورد تأمل قرار خواهد گرفت. ساختمان مدرس ها به واسطۀ شیب زمین در ترازی پایین تر از کوشک کتابخانه قرار گرفته و تا حدی در پشت آن پنهان شده است؛ امری که موجب می شود بخشی از محور طولی حیاط که در فاصلۀ میان ورودی و کوشک قرار دارد اهمیت بیشتری پیدا کند و الگوی سومی نیز علاوه بر دو الگوی پیش گفته در طرح سربرآورد؛ طرحی که می توان به آن الگوی «تک ایوان و کوشک» اطلاق کرد.


بنابر آنچه آمد به نظر می رسد که مهم ترین ویژگی این طرح، استفادۀ توأمان از الگوهای متفاوت طراحی و سازماندهی فضایی است؛ طرح مدرسه در میان دو الگوی «ساختمانی بر گرد حیاط مرکزی» و «باغ ایرانی»، درمرتبه سازماندهی فضایی نیز می توان این طرح را براساس الگوی «حیاط مرکزی با چهار ایوان» یا «حیاط مرکزی با دو ایوان» و حتی «باغ با یک ایوان و کوشک» توصیف کرد. در نوسان است. توجه به این نکته ضروری است که تمهیدات به کار رفته در طرح مجموعه بیش از «ترکیب» و «در هم آمیختن» این الگوهای سنتی متوجه «در کنار هم نشاندن» آنها بوده است؛ گویی ایجاد این خصایل چندگانه را باید از نیات اولیه و اصلی طراح برشمرد.


در حرکت آونگ گونۀ فضای باز مدرسۀ عالی مدیریت بین دو کیفیت «حیاط» و «باغ»، طرح جداره های مجموعه حایز توجه است. ضخامت این جداره ها و دروازه هایی که آنها پی در پی و به طور منظم رو به سوی فضای اصلی باز می کنند نشان می دهد که این کالبد نه فقط دیواری قطور و مجوف برای یک باغ، که عنصری واجد شخصیت و در خور اهمیت در طرح مجموعه است.


جدارۀ حیاط، شامل حجره های دانشجویان، مجموعه ای است متشکل از اجزای مستقل تکه تکه، که در ترتیبی خطی انتظام یافته اند. به بیان دیگر، حجره های دانشجویان حلقه های زنجیر، به طور منظم در پی هم می آیند و تنها در گوشه های حیاط چرخشی چهل و پنج درجه دارند. این اتفاق، استثنائاً در نقطۀ دیگری از جدارۀ شمالی نیز رخ می دهد و یک ورودی خصوصی از جانب شمال را شکل می دهد.


فضاهای تشکیل دهندۀ حلقه های زنجیر، طاق های گهواره ای دارند. به این ترتیب، جداره های شمالی و جنوبی مجموعه بام های پرتراشی پیدا کرده اند. این حجم ها از شیب ملایمی که از جانب شرق به غرب در بستر طرح وجود دارد پیروی می کنند. تکه تکه شدن جدارۀ اصلی بنا و پرتراش شدن بام آن، ساختمان مورد نظر را از صورت بنایی واجد بیرون آورده و به مجموعه ای از بناها شبیه می سازد. بواسطۀ رشد درختان محوطه کسی که در معبر پیادۀ بین درختان و جداره های شمالی یا جنوبی گذر می کند چنین می پندارد که در کوچه ای از یک بافت شهری قدم می زند و از جلوی خانه های مختلف می گذرد.


حیاط های کوچکی که از پس جدارۀ باغ هویدا می شوند، حجره های دانشجویان را بر گرد خود دارند. گویی این حیاط ها باغ اصلی را به میان حجره ها می کشانند. دروازه ها تداوم فضایی یاد شده را تنظیم، و بر «تفکیک آحاد درعین پیوند آنها» دلالت می کنند- اصلی که ریشه های عمیقی در سازماندهی فضاهای سنتی دارد.


جداره های حیاط اصلی- با خصایلی که برای آنان برشمرده شد- شباهتی به دیوارهای سادۀ پیرامون باغ های قدیمی ندارند؛ همچنانکه طرح این جداره ها به طرح جداره های مدارس سنتی هم شبیه نیست- حتی اگر در گوشه های بعضی مدارس بتوان حلقه ای از حلقه های زنجیر مورد بحث را یافت. در اینجا طراح نکاتی را از هر یک از دو الگوی «دیوار حیاط» و «دیوار باغ» برگرفته است؛ اما این بار به «در کنار هم نشاندن» آنها اکتفا نکرده، و از «در هم آمیختن» الگوها به «صورتی نو» و «انتظامی تازه» دست یافته است.


عناصر تشکیل دهندۀ طرح


دستگاه ورودی


دستگاه ورودی، بلندتر و پرتراش تر از دیگر حجم های مجموعه، با هیئتی دروازه مانند، ایوانی است رو به بیرون که از اطراف و از مسافت دور دیده می شود. شمایل این ورودی شباهت های زیادی به ورودی های کاروانسراها و برخی مدارس، یا به عبارتی به بناهای مستقل از بافت و تک افتادۀ قدیمی دارد. نمای این بخش تقریباً تنها نمایی از مدرسه است که از بزرگراه شرقی قابل رؤیت است.


ساختمان ورودی در عین دعوت کری، خاموش و با وقار است. ساختمان ورودی بنایی متقارن است، و پشت و رویی مشابه دارد. احجام راه پله در دو منتهی الیه چپ و راست ساختمان، با قاعدۀ هشت ضلعی و بدون هیچ روزنه ای، اختتامی برای بنا فراهم می آورد و ساختمان را «تمام شده» و «بارو مانند» جلوه می دهد. اینجا تنها مکانی است که هم اشراف به بیرون و هم چشم انداز مهمی به داخل مجموعه دارد؛ و از این بابت با دیگر عناصر تشکیل دهندۀ طرح مدرسه متفاوت است.


این ساختمان علاوه بر فضای ورودی که در میانه واقع شده است، بخش اداری- در طبقۀ همکف- و اتاق های اعضای هیئت علمی- در طبقۀ فوقانی- را نیز در بازوهای طرفین خود جای می دهد. پنجره ها در این دو بازو عمودی و کشیده اند؛ و نمی توان گفت که این صورت کشیده و عمودی تماماً تابع طرح فضاهای داخلی است، شاید بهتر باشد که طرح این پنجره ها را براساس نقشی که در طرح نما ایفا می کنند بسنجیم. واقعیت آن است که استقرار پنجره ها در طرفین نما سبب می شود تا چشم انداز اتاق ها به محوطۀ باز کم اهمیت شود؛ اما در مقابل، بر اهمیت پنجرۀ وسیع سرسرای میانی ساختمان که رو به محور اصلی باغ گشوده می شود افزوده گردد.


حجره ها و مدرس ها


انتظام بخشیدن به فضاهایی مخصوص اقامت دانشجویان به دور حیاطی کوچک و دنج، و سپس باز شدن دروازه ای از این مجموعۀ کوچک به محوطۀ اصلی، سبب می شود که ارتباط میان فضاهای اقامتی و محوطۀ اصلی واجد سلسله مراتبی شود. به بیان دیگر، حجره ها مستقیماً با محوطۀ اصلی مربوط نیستند بلکه حیاط های کوچک را واسطۀ این ارتباط قرار می دهند. ترکیب فضایی یاد شده را می توان در حیاط های گوشه ای مدرسه های چهارباغ و صدر اصفهان مشاهده کرد. این سلسله مراتب سبب خصوصی تر شدن محیط حجره های مسکونی می گردد و حسی از اتحاد و خویشاوندی میان افراد درون هر حلقه به وجود می آورد.


هر یک از حلقه های زنجیری که جدارۀ حیاط را می سازند واجد چهار اتاق خواب، یک اتاق نشیمن/ مطالعۀ جمعی و دو فضای سرویس بهداشتی است. اتاق ها اشکال منظمی دارند و در ترکیبی متقارن به دور حیاط شش گوشی انتظام یافته اند و به آن نگاه می کنند. اتاق نشیمن/ مطالعه بین چهار اتاق قرار گرفته و عامل وصل آنها است و از این فضا است که می توان به حیاط اصلی نظر کرد. با این انتخاب ها، کار و زندگی دانشجویان به هم آمیخته شده و محیط دنجی برای آنان فراهم آمده است.


ورود به اتاق های دانشجویان همانند محیط های سنتی مستقیماً از حیاط کوچک شش گوش صورت می پذیرد؛ و اگر چه میان اتاق نشیمن و اتاق های دو جانب آن نیز فضای ربطی وجود دارد اما چنین به نظر می رسد که طراح مایل نیست از فضای نشیمن به عنوان معبری برای رسیدن به دو اتاق همجوار استفاده شود.


انتخاب شکل شش گوش برای قاعدۀ حیاط کوچک ابداع شیرینی است. این شکل، یک قدم از آنچه معمولاً در سنت معماری ایران برای این حیاط ها استفاده شده- یعنی شکل هشت ضلعی- ساده تر و کم تراش تر است؛ و به این ترتیب «مدرن تر» می نماید. در عین حال به سبب استفاده از اشکال سنتی و ارتفاع بلند جدارۀ این حیاط ها فضای آنها به فضاهای سنتی شبیه است. در واقع، فضای داخل هر حجره به خاطر شکل منظم اتاق، وجود طاق گهواره ای بلند، تقسیم بندی های متقارن، و نوع مصالح مورد استفاده، سنتی تر از هر جای دیگر مجموعه جلوه می کند.


بنای مدرس ها در پشت کتابخانه با تواضع بسیار (شاید هم بیش از اندازه)، در دورترین نقطه نسبت به دستگاه ورودی استقرار یافته است. فاصلۀ کمی که میان بنای مدرس ها و کوشک وجود دارد، و اختلاف تراز قابل توجه این دو، مدرس ها را در پس پرده و کم اهمیت جلوه می دهد؛ گویی کوشک، فضاهای آموزشی را در پشت خود پنهان کرده است و اجازۀ ابراز وجود به آنها نمی دهد.


انتظام فضاهای اصلی مدرس ها در طرفین یک سرسرا ورودی یادآور طرح بعضی مدارس قرن نهم هجری است که واجد مدرس یا نمازخانه در کنار ورودی اصلی خود بودند. طرح این بخش، از سه حجم با قاعدۀ هشت ضلعی، دو حجم با قاعدۀ مربع، و دو حجم با قاعدۀ نیم مربع تشکیل شده است. (این ترکیب هشت ضلعی و مربع ما را به یاد نقوش هشت و چهار در گره سازی می اندازد.) مدرس ها دیوارهای بسته، سازۀ نمایان و هندسی، و بالاخره نورپردازی طبیعی از طریق سقف دارند. با این تمهیدات فضایی دلپذیر و آرامش بخش پدید آمده که می تواند مأمن دانشجویان باشد.


کتابخانه


طرح کتابخانه در برش افقی به شکل چلیپایی است، که نسبت به محور اصلی باغ به اندازۀ چهل و پنج درجه چرخیده است؛ چرخشی که در منظر بیرونی بنا چندان به چشم نمی آید. به بیان دیگر میان سازماندهی افقی بنا و واقعه ای که در بعد سوم کتابخانه رخ می دهد تفاوتی هست. این نحوۀ طراحی که در معماری سنتی نیز مصادیقی دارد، شیرینکارهای معماران در طراحی تیمچه ها و بازارهای سنتی را در ذهن تداعی می کند. از طرفی دیگر باید به بنای چلیپایی شکل و پنجره های بزرگی که بین عضو چلیپا قرار می گیرند توجه کرد که گویی چشمان خود را به هشت سوی باغ کوچک مجموعه گشوده است؛ امری که بر کوشک بودن این ساختمان دوباره مهر تأیید می زند.


با آنکه کتابخانه ساختمانی دو طبقه است اما نمود بیرونی آن به صورت بنایی با یک طبقۀ بلند است. ستون های بتنی بلند و بدون انقطاع نمای خارجی، دیوارهای یکپارچه آجری و پنجره های کرکره ای تقریباً سرتاسری در احجام چهارگوشه، و بالاخره سطوح یکدست شیشه ای در میانۀ نماهای کتابخانه، همگی تمهیداتی هستند که برای این منظور اندیشیده شده اند. صفحات کرکره ای یاد شده علاوه بر فواید عملکردی- همچون تنظیم نور فضای داخلی- جداره های بستۀ آجری و بتنی نما را نیز تلطیف می کنند و وجهۀ خانگی تری به بنا می بخشند؛ ضمن آنکه در تقابل با سطوح شفاف شیشه ای، نمود آنها را نیز قوی تر می کنند.


دیوارهای آجری نما که به صورت مورب به داخل فرو می روند و حجم شیشه ای عقب نشسته میان نما را قاب می کنند نقاط مؤکدی را رو به چهارسو می سازند. با آنکه این سطوح فرو نشستۀ نما هیچگاه اعتباری همسنگ اعتبار ایوان ها در ساختمان های سنتی پیدا نمی کنند، اما در تقویت هیئت «کوشک مانند» این بنا بسیار مؤثرند.


زمین مدرسه شیبی از جانب شرق به غرب دارد. ورود به باغ از بلندترین نقطه- از جانب شرق- صورت می پذیرد؛ و فرد پس از ورود، برای رسیدن به کتابخانه باید بر روی شیب حرکت کند و آرام آرام به ترازی پائین تر برسد؛ امری که می تواند از اهمیت کوشک به عنوان نقطۀ اوج طرح بکاهد، و سابقه ای هم در سنت طراحی باغ های قدیمی ندارد. طراح برای رفع این معضل سکویی در پای کوشک ساخته و ارتفاع آن را بیشتر کرده است که بر وسعت کوشک در میانۀ باغ نیز می افزاید؛ و حتی آن را نسبت به باغ بیش از اندازه بزرگ جلوه می دهد.


در طرح کتابخانه- چه در انتظام دو بعدی و چه سه بعدی- اشکال راستگوشه حاکمیت دارند. در استخوانبندی نما آجر حضور ندارد؛ در واقع چارچوب نما را خطوط قاطع سازۀ بتنی می سازد و آجر فقط در قالب صفحات تراش خورده در سطحی محدود بینابین ستون ها را پر می کند. طرح کتابخانه در منظر بیرونی اگر چه صورت ساده و خلاصه شدۀ کوشک سنتی است، ولی با در نظرگرفتن نکاتی که ذکر شد- همچون اختصار در تراش ها و حذف اشکال و خطوط مدور- کمتر از حجره ها به مصادیق سنتی شبیه بوده، و یک قدم به معماری مدرن نزدیک تر شده است. فراموش نکنیم که طراحی بر مبنای همنشین کردن پاره های بزرگ شفاف اگر چه در معماری سنتی هم مصداق هایی دارد، اما در آثار مدرن بسیار به چشم می خورد. با در نظر گرفتن محل استقرار کتابخانه در میانۀ میدان و متقابلاً پنهان شدن حجره ها در پس دیوارهای پیرامونی، چنین تصور می شود که طراح در آشکار ساختن مصادیق «سنت» و «مدرنیزم» در طرح خود نیز سلسله مراتبی را رعایت کرده است؛ و در این کار حجره ها را که سنتی ترین بخش های این مجموعه اند تا حدی در پرده نشانده است.


در سازماندهی فضایی کتابخانه، نشستن چهار فضای مربع شکل متقارن پیرامون یک فضا و رو به سوی آن، به آن فضای مرکزی عزت و اعتبار می بخشد و طرحی مرکز گرا به وجود می آورد. نمایان کردن سازۀ منظم و هندسی سقف، و پاشیدن نور بر پله ای که در مرکز فضا واقع است توسط نورگیر سقفی اهمیت و اعتبار این فضای میانی را دو چندان می کند.


استقرار راه پله در مرکز کتابخانه می تواند به معنای نمایش حرکت در مرکز، مقدم دانستن حرکت بر سکون، میل به عرضۀ مجسمه ای در میان فضا، تأکید بر ارتباط بصری طبقات، و بالاخره «نمایش فکر مدرن در قالب چارچوبی سنتی» باشد. این پله که می توانست مطابق با الگوهای سنتی در گوشه و کنار فضا قرار گیرد اینک در میانۀ فضا نشسته است، گویی کل ساختمان کتابخانه به وجود آمده تا پله را به نمایش بگذارد؛ و به این ترتیب پله به نقطۀ اوج ساختمان تبدیل شده است. همچنانکه خود کتابخانه نیز با طرح چشمگیر و وسعتی که دارد عنصر اصلی و مرکزی بنای مدرسۀ عالی مدیریت، و شاه بیت طرح آن است.

  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 1 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 2 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 3 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 4 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 5 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 6 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • منظره ی یکی از حیاط های شش گوش حجره ها
    تصویر شماره 7 :: منظره ی یکی از حیاط های شش گوش حجره ها
  • تصویری از حیاط حجره ها
    تصویر شماره 8 :: تصویری از حیاط حجره ها
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 9 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
    تصویر شماره 10 :: نقد و تحلیل معماری مدرسه عالی مدیریت
  • پلکان میانی در ساختمان کتابخانه
    تصویر شماره 11 :: پلکان میانی در ساختمان کتابخانه
تبلیغ با میترا نت