مجله حامی نو

نقد و تحلیل مسجد حضرت امیر (ع)

نقد و تحلیل مسجد حضرت امیر (ع)
مسجد حضرت امیر (ع) ساختمانی کم ارتفاع و آجری است که با سازۀ نمایان بتنی در حاشیۀ غربی خیابان کارگر (امیرآباد) شمالی و در همسایگی واحدهای مسکونی، اداری و تجاری واقع شده است، که همگی به حیاطی در میانه می رسند. مهم ترین فضای همجوار با این حیاط درتراز همکف- به جز منار پلکانی- شبستان مسجد است که در دو طبقۀ مرتبط با هم طراحی شده و نمازخانه های بانوان و آقایان را در خود جای می دهد. فضاهای خدماتی و پشتیبانی در اطراف حیاط میانی و در تراز زیرین آن قرار گرفته اند.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: مسجد حضرت امیر (ع)

گروه طراحی: محمد تهرانی، محمد کریم جواهری، یوسف شریعت زاده، محسن میرحیدر، بهنام ثانی


مشاور طراح: مؤسسۀ امیر نصرت منقح- یوسف شریعت زاده و همکاران
تاریخ شکل گیری اثر: 50- 1346 ه. ش.
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 1,100 متر مربع
مساحت زیر بنا: 1,000 متر مربع

مسجد حضرت امیر (ع) ساختمانی کم ارتفاع و آجری است که با سازۀ نمایان بتنی در حاشیۀ غربی خیابان کارگر (امیرآباد) شمالی و در همسایگی واحدهای مسکونی، اداری و تجاری واقع شده است، که همگی به حیاطی در میانه می رسند. مهم ترین فضای همجوار با این حیاط درتراز همکف- به جز منار پلکانی- شبستان مسجد است که در دو طبقۀ مرتبط با هم طراحی شده و نمازخانه های بانوان و آقایان را در خود جای می دهد. فضاهای خدماتی و پشتیبانی در اطراف حیاط میانی و در تراز زیرین آن قرار گرفته اند.

بخشی از حیاط میانی که پیشتر به شکل حیاط فرو نشسته ای طراحی شده بود و دسترسی، نور و هوای فضاهای خدماتی را تأمین می کرد، امروز مسقف شده است. به جز این، طی سال ها تغییرات مستمر دیگری نیز در مسجد پدید آمد؛ در نهایت بخشی از بنای مسجد در سال 1384 تخریب شد و مستحدثاث جدید سیمای مسجد را با آنچه در این مقاله پیش چشم قرار می گیرد به کلی متفاوت ساخت.

درون مسجد

بستر طرح مسجد حضرت امیر (ع) به دو بخش فضای بسته و فضای باز میانی تقسیم شده است. فضاهای بسته بر پیرامون بستر طرح نشسته اند، و فضای باز را که حیاط نسبتاً کوچکی است در میان گرفته اند.
شبستان و منار عمده ترین عناصر اطراف حیاط هستند. به عبارتی مسجد با شبستان، حیاط و منار تشخص یافته است- عناصری که در طرح مساجد سنتی نیز مشاهده می شوند. بخش اصلی حیاط میانی در جهت قبله قرار گرفته است و دو عنصر مهم منار و شبستان در دو سوی آن مستقرند. استقرار حیاط، شبستان و منار نسبت به یکدیگر نظم هندسی مشخصی ندارد- این امر، میان مسجد امیر و آثار سنتی فاصله ای می اندازد.

حیاط میانی

حیاط مسجد، فضای باز کوچکی است با کفسازی ساده که در میان فضاهای بسته بدون نظم هندسی خاصی شکل گرفته است. قاعدۀ این فضا را دو مستطیل، یکی کوچک و یکی بزرگ، تشکیل می دهد. مستطیل بزرگ در جهت قبله واقع است، بین منار و شبستان اصلی. مستطیل کوچک در ابتدا گودال باغچه ای بوده و اینک بر سر بخش های آشپزخانه و سرویس بهداشتی قرار دارد.

جداره های اطراف حیاط میانی گاه یک طبقه و گاه دو طبقه هستند. در طرح جداره های میانی، استقرار بخش های پر و خالی نما از نظم خاصی تبعیت نمی کند. به نظر می ر سد که گشایش هایی که جابه جا بر سطوح بسته پدید آمده، بنا به ضرورت و براساس نیاز فضاهای بسته به دسترسی، نور و تهویه بوده است. از طرف دیگر، اختلاف ارتفاع در نقاط مختلف این جداره ها- که نظم خاصی هم ندارد- صورتی «تصادفی» و «اتفاقی» به نمای حیاط می بخشد.

در حیاط مسجد عنصری که بر مرکز تأکید کند وجود ندارد. معمولاً در مساجد قدیمی «مرکز» با حوض آبنمای میان حیاط تشخص می یابد و توسط ایوان هایی که به سوی این آبنمای مرکزی رو کرده اند «تأیید» می شود. در مسجد امیر موجودی مرکزی وجود ندارد و از چشمان مشتاقی که به مرکز نگاه کند نیز خبری نیست.

در طرح حیاط از تقارن استفاه نشده است؛ نه در قاعدۀ حیاط، نه در جداره ها و نه در همنشین ساختن احجام در کنار یکدیگر. کنار کشیدن منار و همچنین حجم بلند روی شبستان از محور میانی حیاط، عواملی هستند که بر این عدم تقارن تأکید می کنند.

استفاده از مصالح واحد در نمای حیاط عاملی است که میان گونه گونی اجزای حیاط پیوند به وجود می آورد. کتیبۀ کاشیکاری شده ای که در تراز سقف طبقۀ همکف بر گرداگرد نمای حیاط می چرخد نیز ممکن است به نیت یکدست کردن طرح جداره ها خلق شده باشد؛ هر چند که حقیقتاً دلیل وجود آن را به راحتی نمی توان متوجه شد.

گریز از مرکز گرایی، فقدان نظم هندسی مشخص و طرح نامتقارن حیاط و نماهای اطراف آن، که صورتی اتفاقی به آن می بخشد موجب شده تا حیاط میانی که در الگوی سنتی مرکز و کانون توجه و محل سکون و تأمل و نظم دهنده و هدایت کنندۀ باقی عناصر طرح است در اینجا به یک فضای باز «حادث شده » در میان احجام و فضاهای بسته تبدیل شود. در اینجا مرتبۀ حیاط به حد عنصری عملکردی که هوا و نور و دسترسی را برای لایۀ بستۀ دورتادور زمین و فضاهای خدماتی زیرزمین تأمین می کند محدود می شود. در حقیقت این حیاط، آنچنانکه در سنت معماری ایرانی شاهد هستیم، مبدأ طرح، کانون توجه و محل طمأنینه و آرامش تلقی نمی شود و مزیتی بر فضاهای بستۀ پیرامون خود ندارد. نقش آن مشابه فضاهای بستۀ مسجد است؛ فضاهای بسته ای است که سقف ندارد. حیاط با شانه خالی کردن از وظایفی که ذکر شد، این وظایف را بر دوش شبستان اصلی که مهم ترین فضای بسته مسجد است محول می کند.

شبستان اصلی

طرح شبستان مسجد در برش افقی یادآور الگوی «چهار صُفه» است چهار صفه ای که مورد تصرف قرار گرفته باشد. نشانه های این تصرف در الگو فراوان است: چرخش چهار پارۀ پیرامونی نسبت به فضای میانی، و عدم تشابه این چهارپاره (چه در هندسۀ افقی و چه در بعد سوم فضا) نمایانندۀ این حقیقت است. که طراح بی آنکه خود را به نظمی خاص مقید سازد، در کار تصرف در الگوی سنتی برگزیدۀ خویش است.

آنچه فضای شبستان را باز هم از الگوی سنتی مورد بحث دور می کند علاوه بر موارد بالا، کمرنگ شدن اهمیت پارۀ میانی «چهار صفه» به دلایل مختلف است لغزش محورهای حیاط و پارۀ میانی، و پارۀ میانی و محراب نسبت به هم که نشانه ای از میل طراح به «گریز از مرکز گرایی و محور گرایی» است، «عدم تقارن» در طرح پارۀ میانی و همسایگانش، و بریده شدن گوشه ای از فضاهای جنبی شبستان توسط حیاط (که به واسطۀ آن ورود به شبستان از گوشۀ بخش میانی ممکن می گردد) باعث می شود این بخش اهمیت خود را به عنوان مرکز و کانون هندسی فضا تا حدود زیادی از دست بدهد.

شبستان اصلی مسجد واجد سقف بلندی است که پله پله می شکند و بالا می رود، تا در بخش میانی فضا به بلندترین ارتفاع برسد. در این سقف بلند میانی نورگیری در نظر گرفته شده است. در گوشه های فضا نورگیرهای سقفی کوچکتری قرار دارد که نور محدودی به فضا می دهد.

شکستی های سقف به احتمال زیاد به پیروی از ایدۀ اهمیت دادن به سقف در الگوهای سنتی پدید آمده است. سقف پله پله، صورت ساده تر شده سقف های برآمده و مدور قدیمی است که با بیانی مدرن به احجام و سطوح راستگوشه مبدل می شود. استفاده از اشکال راستگوشه مصداقی دیگر از تصرف در الگوی سنتی است که پیش از این نیز به آن اشاره شد.

مصالح فضای داخلی شبستان را آجر، اندود سیمانی، و سنگ مرمر تشکیل می دهد، و کف شبستان نیز مانند اغلب شبستان های دیگر با قالی مفروش است. سنگ مرمر بصورت ازاره ای بلند دور تا دور شبستان می گردد. پوشش باقی دیوار از آجر، و پوشش ستون ها و سقف از سیمان لیسه ای است. در یک نظر کلی در فضای داخلی شبستان گفتگویی میان آجر و سیمان قرار شده که دلپذیر است. در انتخاب مصالح برای فضای داخلی اندود سیمان جای گچ سنتی را گرفته است که از گچ قوی تر می نماید، و به همین دلیل انتخاب موفقی است. نشستن سیمان بر سازه و سقف هایی که سطوح تراش خورده دارند اندود سیمانی را بیش از سطوح آجری به چشم می آورد، و در نتیجه سطوح آجری را به مثابه پس زمینه ای برای سطوح سیمانی جلوه می دهد. انتخاب های طراح برای مصالح فضای داخلی،تداومی میان «بیرون» و «درون» شبستان پدید می آورد، هر چند تفاوت میان تناسبات کشیده داخل با احجام افقی بیرون، این یکدستی را کاهش می دهد .

طرح نمای داخلی شبستان از نظم و قصۀ خاصی پیروی نمی کند. اگر در الگوی سنتی، وجود قاب هایی که با نظم و ضرباهنگ خاصی در کنار هم نشسته اند سلسله مراتبی میان سطوح شفاف و غیر شفاف (پر و خالی) ایجاد می کند، و معمار با استفاده از آنها، داستان نما و نقاط اوج و حضیض طرح را معلوم می کند، در اینجا پنجره ها آزادانه به صورت شکاف هایی با اندازه، شکل و تناسبات متفاوت در هر کجا که نیازی به تأمین نور، هوا و دسترسی بوده است شکل گرفته اند. پنجره های رو به حیاط میانی ارتباط و نحوۀ ترکیب با آن را تعریف نمی کنند، بلکه تنها از امتیاز نورگیری و دسترسی از طریق این فضای باز ارتباطی بهره می برند.

سیمای بیرونی

ساختمان مسجد که دورتادور بستر طرح را اشغال می کند عبارت است از احجام تکه تکه ای که با چرخشی 45درجه نسبت به خیابان در کنار هم نشسته اند، و ارتفاعات متفاوتی دارند. به این ترتیب ساختمان از بیرون به شکل مجموعه ای از احجام متفاوت و مجزا از یکدیگر دیده می شود که در کنار هم پس و پیش نشسته اند. این اجزا و تکه ها در منظر بیرونی اعلام استقلال نمی کنند. اجزا در ترکیب کلی گم اند و بدون تفکیک از یکدیگر کلی واحد را پدید می آورند. به این منظور طراح مسجد از رویۀ وحدت بخشی در استفاده از مصالح بهره برده است. در این رویه، قاب بندی ها و سقف شبستان و مناره از بتن، و سطوح بین قاب ها از آجر خاکی رنگ اختیار شده است. این انتخاب سبب شده تا در بعضی از زوایای دید، کثرت اشکال در بند ترکیب بندی مصالح رام شود.

در مسجد حضرت امیر، طراح عناصر و بازیگران اصلی مسجد را در سیمای بیرونی چندان به نمایش نمی گذارد. برای درک بهتر مطلب می توان نقش ورودی ها، گنبدخانه ها و یا ایوان ها در مساجد سنتی را با موقعیت عناصر سازندۀ طرح مسجد حضرت امیر در سیمای بیرونی مقایسه کرد. در این میانه، تأکید بر مناره یک استثنا است- عنصر مهمی که حضور قدرتمندش آهنگ بازی احجام متکثر پیروی را قدری آرامش می بخشد.

در چنین شرایطی طبعاً گفتگو میان اجزا و عناصر سازندۀ طرح چندان چشمگیر نیست. تنها در جبهه شرقی بنا حجم شاخص منار با احجام شکسته و چرخیدۀ سقف شبستان بده و بستانی پیدا می کند؛ اما در اینجا هم کثرت احجام تکه تکه و مستقل این ارتباط را کمرنگ می سازد. بدین ترتیب می توان گفت که ساختمان مسجد امیر اهل «قصه گویی» نیست. ساختمان واجد بیان است؛ لیکن این بیان آن چنان که در سنت معماری مساجد دیده می شود بیانی صریح و روشن نیست.
نحوۀ ترکیب احجام در منظر بیرونی مسجد انتظام هندسی خاصی را نشان نمی دهد؛ جهت خاصی را نیز القا نمی کند. ترکیب ها در نما «اتفاقی» و «تصادفی» جلوه می کنند. این کیفیت، به بنا صورتی ارگانیک می بخشد. به همین دلیل مسجد را قدری روستایی احساس می کنیم، یا موجودی که در چارچوب زیبا شناسی مدرن شکل گرفته است.

حجم بیرونی ساختمان اغلب بسته است. پنجره ها در نقاط مختلف، با اندازه های متنوع و در ترازهای گوناگون در جدارۀ بسته ظاهر می شوند. ترکیب بندی، انسان را به یاد نماهای بیرونی ساختمان های سنتی- مخصوصاً خانه های سنتی در بافت های قدیمی- می اندازد.

ساختمان مسجد دورتادور حدود بستر طرح را اشغال کرده و کاملاً متصل به ساختمان های همجوار و پیاده روها بنا شده است. این موضوع نشان می دهد که  قصد طراح اتصال و هماهنگی با بافت اطراف بوده و نمی خواسته است که مسجد را از بناهای اطراف جدا کند. ساختمان مسجد به نسبت ساختمان های عمومی که معمولاً احجام بلند و شاخصی دارند، ارتفاع زیادی ندارد. این موضوع و همچنین تقسیم شدن حجم بیرونی ساختمان به احجام کوچکتر موجب شده تا ابعاد و اندازه های ساختمان قدری «خانگی» شود- کیفیتی که مسجد را صمیمی و دوست داشتنی می کند. استفاده از آجر- مصالحی که در بافت های مسکونی بیشتر به چشم می آید- در ایجاد مقیاس خانگی در نمای مسجد بسیار مؤثر است. آجر در نمای مسجد در فرم های ساده به کار رفته و از تزئینات پیچیده خبری نیست.

تکه تکه و بی نظم بودن منظر بیرونی و تحرک ترکیب به دست آمده از احجام موجب شده تا بنای مسجد از صورت تک بنایی عمومی خارج و به «مجموعه ای از بناها» شبیه شود. تحرک و بازیگوشی و شکل خانگی این بنا، گرایش طرح به «بافت های سنتی» را تداعی می کند، که در آن احجام بدون نظم خاص و بنا به مقتضیات نسبت به یکدیگر پس و پیش می نشینند. در اینجا گویی بنا از شکل زمین و گذر مجاور خود تبعیت کرده است و شباهتی به بافت های امروزی مسکونی که در آن خانه ها در قطعات منظم مشابه بنا می شوند ندارد، و به همین دلیل چشم ها را به خود می خواند.

تداعی بافت های سنتی، پرهیز از خلق بنای یادواره ای، و طرح ورودی های آن به شکلی که در مسیر حرکت عابرین ناگهان گوشه ای از فضای داخلی مسجد و حیاط آن را نمایان می کنند، به این مسجد رنگ و بوی خاصی بخشیده است. مسجد حضرت امیر از الگوی رسمی مساجد قدیمی تبعیت نمی کند، بلکه ما را به یاد مساجد کوچک محله ای می اندازد.

با آنکه در طرح این مسجد از  عناصر آشنای مساجد سنتی استفاده شده است، اما شکل این عناصر و جایگاه شان در قالب الگوهای سنتی نمی گنجد. به نظر می رسد که در اینجا  طراح مایل است از شیوه های کلاسیک مسجد سازی اجتناب کند. نمای بیرونی مسجد امیر نمایی پر تحرک است؛ جزئیات زیاد دارد؛ بازیگوش است، این بازیگوشی از طرفی دلپذیر است و شادی و سرور می آورد، و از طرف دیگر آن سکوت، آرامش و طمأنینه را که معمولاً در «مسجد» سراغ می کنیم کمرنگ می کند. از بازی های احجام و پس و پیش نشستن ها و چرخیدن های آنها چنین به نظر می رسد که کالبد مسجد براساس احکام و شرایط برآمده از وضعیت بستر طرح و نیازهای عملکردی شکل گرفته است و نه از قصد طراح؛ امری که در آثار معماران معاصر غرب نیز دیده می شود . این همه می تواند نشانه های گرایش طراح به «مدرنیزم» تلقی شود. از سوی دیگر به یاد داشته باشیم که سادگی، تحرک، بی نظمی و کم تکلفی از خصوصیات مشترک میان «معماری روستایی بومی» و «معماری مدرن» است.

با آنکه به نظر می رسد طراح  انتخاب های خود در سیمای بیرونی را براساس شکل فضاهای داخلی و مقید بودن به حدود بستر طرح، یا نیازهای عملکردی صورت بخشیده است، اما واقعیت آن است که این صورت به ظاهر «حادث شده» و «تصادفی» بیرونی چیزی جز حاصل اختیار طراح نیست. فضاهای بسته ای که بر گرداگرد زمین نشسته اند و جداره های غالباً بستۀ خارجی را می سازند، صورتی «درونگرا» به بنا می بخشند؛ گویی که این جداره ها از واقعه های مهم در درون محافظت می کنند. به درون که می رویم و طرح را از دیدگاه ناظر درون مسجد بررسی می کنیم، نحوۀ انتظام فضاها و شکل آنها دوباره نگاه را به بیرون مسجد متوجه می سازد.

آنچه موجب می شود که بنای مسجد امیر را «درونگرا» بدانیم- یعنی بسته بودن جداره ها و ابهامی که از ترکیب بندی احجام بیرونی برمی آید- در عین حال صورتی مجسمه وار به بنا می بخشد، که آن را دلربا و قابل توجه می سازد. به عبارتی با گردش در فضای داخلی مسجد در می یابیم که اتفاقاً بیشتر وقایع معماری  مسجد در منظر بیرونی آن رخ داده است.

منار مسجد به شکل پلکان بزرگ بتنی ساخته شده است. این منار، بلندترین حجم ساختمان را می سازد و به دلیل شکل، مصالح و ارتفاع و همینطور محل قرارگیری آن در کنج شمال شرقی مسجد و تسلط بر چهارراه مجاور آن به عنوان بارزترین عنصر و نشانه مسجد مطرح است، و بیش از هر عنصر دیگری این بنا را به دیگر مسجدها شبیه می کند. احجام دیگر مسجد که پله پله شکسته اند و در مرتفع ترین نقطه خود به منار نزدیک می شوند بر این عنصر شاخص بنا تأکید می کنند.

طرح منار به شکل پلکانی که در اطراف یک هستۀ مرکزی بالا می رود تا به مأذنه برسد، و نشان دادن حرکت پله ها در حجم آن، میل طراح به ایجاد دینامیزم در بنا را نشان می دهد؛ به نوعی، در ترکیب ساده و افقی احجام دیگر، تحرک و صعود به بالا را القا می کند. خلق یک حجم مجسمه گونه که از بازی، تحرک و ترکیب احجام پله ها و پاگردها شکل گرفته، یکبار دیگر نمایندۀ اهمیت حجم سازی و ترکیب بندی احجام به نیت خلق یک «بیان خاص» است.


منار که تنها عنصر تماماً بتنی مسجد است، به واسطۀ همین تغییر مصالح شاخص تر شده است. ضمن اینکه استفاده از بتن که از فرآورده های معماری مدرن است، در مقابل منارهای مساجد قدیم که معمولاً آجری یا کاشیکاری شده بودند تحولی در عادات بصری برآمده از سنت به وجود می آورد. طرح منار به شکل پلکانی که فرد را به مأذنه می رساند نیز می تواند نشانی از میل طراح به خرق عادات تلقی شود؛ در اینجا نمایش «وسیله ای» برای بالا رفتن، جانشین «مفهوم» صعود می شود.

به این ترتیب با آنکه طراح ایدۀ استقرار منار به نحوی شاخص و به عنوان نشانه ای برای مسجد را از الگوی سنتی مسجد سازی به وام گرفته، ولی در خلق صورت و انتخاب نحوۀ ترکیب آن با باقی عناصر مسجد از تفکری کاملاً مدرن پیروی می کنند. به عبارتی منار این مسجد که تنها عنصر نمادین حجم بیرونی آن است مصداق های تلاش طراح برای پیوند زدن میان سنت و مدرنیزم است.

  • نمایی از ساختمان و منار مسجد امیر
    تصویر شماره 1 :: نمایی از ساختمان و منار مسجد امیر
  • پلان و پلان موقعیت مسجد امیر
    تصویر شماره 2 :: پلان و پلان موقعیت مسجد امیر
  • برش و تحلیل مسجد امیر
    تصویر شماره 3 :: برش و تحلیل مسجد امیر
  • نمایی از مسجد امیر
    تصویر شماره 4 :: نمایی از مسجد امیر
تبلیغ با میترا نت