مجله حامی نو

نقد و تحلیل مسجد دانشگاه تهران

نقد و تحلیل مسجد دانشگاه تهران
مسجد، از گنبدخانه، حیاط و فضاهای خدماتی جنبی (دفتر مسجد، آبدارخانه و سرویس های بهداشتی) تشکیل شده است. فضاهای خدماتی سطح محدودی از این مجموعه را به خود اختصاص می دهند و در طرح بنا نیز حاشیه قرار گرفته اند؛ واقعیت آن است که عناصر فضایی اصلی مسجد، گنبد خانه و حیاط هستند و این دو، بازیگران اصلی طرح تلقی می شوند. مسجد جفت مناری هم دارد که در دو کنج جبهۀ شمال شرقی حیاط (در طرفین ورودی شمال شرقی) واقع شده است.
مقاله های بیشتر از معماری

نام اثر: مسجد دانشگاه تهران
نام طراح: عبدالعزیز فرمانفرمائیان- ادارۀ ساختمان دانشگاه تهران

تاریخ شکل گیری اثر: 45- 1336 ه. ش.
کارفرما: هئیت مدیرۀ دانشگاه تهران
مجری: معمار فضل الله رحمت اللهی
موقعیت: تهران
مساحت بستر طرح: 3,300 متر مربع
مساحت زیر بنا: 1,200 متر مربع

ساختمان مسجد عبارت است از گنبد خانۀ مکعبی سنگی و بسته به ابعاد 30×30 متر که بر صدر حیاطی به ابعاد 28×20 متر مستقر شده است. گرداگرد حیاط را رواق هایی فرا گرفته اند؛ رواق هایی که در طرح اولیه علاوه بر حیاط، بر گرد فضای سبز شمال مسجد نیز می چرخیدند. فضاهای خدماتی در اطراف حیاط کوچک و مستقلی با قاعدۀ نامنظم در جوار حیاط اصلی مسجد جمع شده اند. برای ورود به مسجد می توان از هر سه ضلع شمال، شرق، و جنوب حیاط عبور کرد. دو منار سنگی بلند و شاخص مسجد، در طرفین ورودی شرقی حیاط قرار گرفته اند.

قطعه زمین وسیعی که در میانۀ محوطۀ دانشگاه تهران به عنوان بستر این مسجد انتخاب شده در ابتدا به زمین های باز ورزشی اختصاص داشت، و بنا بود در شمال آن زمین های تنیس و در جنوب آن زمین فوتبالی احداث شود. در سال 1336 ه.ش. تغییر این تصمیم موجب شد که بخش شمالی زمین به فضای سبز، و بخش جنوبی آن به مسجدی برای دانشگاهیان اختصاص یابد. ادارۀ ساختمان دانشگاه متولی طرح و نظارت بر اجرای این مسجد شد. به این ترتیب مسجد دانشگاه تهران در شمال خیابان شرقی- غربی و کتابخانۀ مرکزی دانشگاه برپاشد.

انتظام کلی مسجد

مسجد، از گنبدخانه، حیاط و فضاهای خدماتی جنبی (دفتر مسجد، آبدارخانه و سرویس های بهداشتی) تشکیل شده است. فضاهای خدماتی سطح محدودی از این مجموعه را به خود اختصاص می دهند و در طرح بنا نیز حاشیه قرار گرفته اند؛ واقعیت آن است که عناصر فضایی اصلی مسجد، گنبد خانه و حیاط هستند و این دو، بازیگران اصلی طرح تلقی می شوند. مسجد جفت مناری هم دارد که در دو کنج جبهۀ شمال شرقی حیاط (در طرفین ورودی شمال شرقی) واقع شده است.

حیاط مسجد، از سه جانب بوسیلۀ رواق محصور شده است. در میانۀ هر رواق مدخلی برای ورود به مسجد وجود دارد و در نتیجه مسجد سه ورودی پیدا می کند. از میان این سه، ورودی شمال شرقی بخاطر استقرار جفت منار مذکور اهمیت بیشتری می یابد و ورودی اصلی و تشریفاتی مسجد تلقی می شود.

حیاط و گنبد خانه در امتداد محور قبله و متصل به یکدیگر قرار گرفته اند، به طوری که در سلسله مراتب جرکت در مسجد، نخست می باید از ورودی ها یا رواق های سه جانب حیاط عبور کرد، به حیاط قدم می گذاشت، و آنگاه در جهت قبله به گنبدخانه وارد شد. می دانیم که ورود به گنبدخانه رو به سوی قبله در سنت مسجد سازی سابقۀ زیادی دارد. در جهت گیری ساختمان به سوی قبله نقش جفت منارها هم البته نقش مهمی است.

در یک جمع بندی کلی از آنچه آمد بایدگفت چنانچه از موضوع حیاط غیر منظم و کوچک جبهۀ شمال غربی و اتاق ها و سرویس های مجاور آن- که نقش حاشیه ای دارند- بگذریم، انتظام فضایی مسجد بسیار ساده است: انتظامی مرکب از «حیاط»، «گنبدخانه» و «جفت منار»، که هر سه پی در پی یکدیگر در امتداد محور قبله قرار گرفته اند. به این ترتیب شناخته شده ترین عناصر کالبدی مسجد ایرانی، در بنای مسجد دانشگاه تهران گرد هم آمده اند؛ «گنبدخانه» آمده است تا تنها فضای بستۀ این مسجد را برای برپایی نماز بوجود آورد؛ «حیاط» به مسجد هدیه شده، زیرا که جزء لاینفک مسجد ایرانی به حساب می آید؛ و بالاخره «جفت منار» در اندام آن جای گرفته تا شمایلی «مسجدوار» به بنا ببخشد و آن را از دیگر بناهای محوطۀ دانشگاه متمایز سازد. ظاهراً طراح از ایجاد انتظام فضایی مفصل و پیچیده ای بافته شده از دروازۀ ورودی، هشتی، ایوان های چهارگانه و مانند آن پرهیز می کند و مسجدی خلاصه شده را عرضه می کند امری که در «مدرن» کردن مسجد بی تأثیر نیست. معمار در این مسیر، عناصر فضایی خود را از میان مجموعۀ کلمات زبان معماری مساجد ایرانی انتخاب می کند و با قرار دادن این عناصر در امتداد محور قبله از همان نظام موجود در سنت طراحی مساجد ایرانی تبعیت می کند. به این ترتیب معمار مسجد، در عین تعلق به پسند و مشرب «مدرن»، خود را از سنت طراحی مساجد ایرانی نیز جدا نمی سازد.

معماری ارکان طرح

معماری حیاط

حیاط مسجد فضای بازی است که تنها توسط رواق های سه طرف محصور شده است. به این ترتیب، حیاط مسجد دانشگاه تهران برخلاف حیاط های سنتی با فضاهای متعدد احاطه نشده است و به همین خاطر اصول «درونگرایی» و «توجه به مرکز» آنچنان که در مساجد سنتی جاری است، در آن ملاحظه نمی شود. رواق های گرداگرد حیاط نیز در ایجاد «حیاطی میانی» تأثیر زیادی ندارند؛ زیرا اساساً مکانی برای اتراق و نگریستن به حیاط نمی سازند.

حیاط واجد معماری شفاف و گسترده ای است؛ زیرا اگر چه دیوارهای سنگی ساده ای در نمای بیرونی رواق ها قرار گرفته اند اما از آنجا که این دیوارها در کنار واقع اند، دید به درون مسجد را مسدود نمی کنند. دیوارها فاصلۀ کف تا سقف را به تمامی پر نمی کنند و از سقف رواق فاصله می گیرند؛ پس جداره ها را شفاف می کنند و سقف رواق را سبک می نمایانند. به این ترتیب، با آن که دیوارهای مورد بحث کمک می کنند که حیاط از درون قدری محصور بنظر رسد، اما ارتباط بصری و پیوند فضاهای باز و نیم باز بیرون و درون را نیز قطع نمی کنند. به بیان دیگر، دیوارها به مخاطب می گویند که به معماری اصلی بنا تعلق ندارند، بلکه به عنوان اجزای ثانوی طرح، مثلاً عنصری از مجموعه عناصر فضای باز، تنها به نیت ایجاد کیفیت «حیاطی محصور» در طرح بنا ظاهر شده اند.

به این ترتیب، معماری شفاف و باز حیاط نتیجۀ نوع معماری رواق آن است. معماری رواق که از جنس «معماری خط و صفحه» است اجازه می دهد که رواق کماکان باز، و حیاط سهل الوصل بنظر رسد. در شرح معماری رواق باید افزود که سقف کم ضخامت رواق به سبکی بر ستون های بتنی ظریفی نشسته است؛ ستون هایی رعنا و وارونه، خلاف عادات بصری ما.

دیوارهای رواق همچنان که به سقف کاملاً متصل نمی شوند. به ستون ها هم نمی چسبند یا آنها را در ضخامت خود پنهان نمی کنند، و اجازه می دهند که فاصله ای باریک میانشان باقی بماند. به این ترتیب، هم ستون های ظریف به خوبی دیده می شوند و هم سبکی دیوارها و خصلت «ثانوی بودن» آنها مضاعف می شود. این همه، رواق ها را به پردۀ ظریفی  میان فضای خارج و داخل تبدیل می کند. اگر ماجرای «امکان دسترسی به حیاط از جهات مختلف» و «معبر قرار گرفتن حیاط» را نیز به اینها که بیان شد اضافه کنیم، در می یابیم که چرا حیاط مسجد «ظریف»، «باز»، «صمیمی» و «دم دست» جلوه می کند.

«خلوص»، «سادگی» و «اختصار کلام»، کیفیت معماری حیاط مسجد را تشکیل می دهد. اگر در گذشته از اختصار کلام در کل طرح سخن گفتیم اینک در شرح معماری حیاط دوباره با این مفهوم روبرو هستیم- امری که هم در تعداد عناصر تشکیل دهندۀ حیاط تجلی یافته است و هم در پرداخت معمارانۀ آن. در واقع، طرح حیاط تا آنجا خلاصه شده است که باید گفت بیان فضایی آن بیشتر نتیجه «نشانه گذاری هایی» است که با عناصر ساختمانی صورت گرفته است. کل طرح حیاط از پهنه ای سنگفرش شده، رواقی در سه جانب بوجود آمده است. بنابراین، طراح تنها با ترسیم یک پناه ساده در اطراف با کمترین عناصر ممکن به حیاط شکل می دهد. بر کف حیاط جز دو باغچه در طرفین محور اصلی آن، چیزی وجود ندارد. رواق هم به جز سقفی مسطح و ساده- سقفی که فقط با تراش تیرهای بار بر پرداخت شده- و ستون های سادۀ بتنی وارونه (بدون پایه یا سرستون) چیزی ندارد. کف رواق و کف حیاط همسطح اند و اثری از عوامل تفکیک کننده میان آنها نیست؛ در جبهۀ بیرونی رواق، صفحات سنگی توپری قرار گرفته است، خالی از هرگونه تراش و حجم سازی؛ تنها تزیینات فضا، کتیبه ای به خط ثلث بر پیشانی رواق و معدودی سطوح منقوش در نمای بیرونی رواق است. انتخاب طراح، استفاده از عناصر سادۀ ساختمانی و ترکیب سادۀ آنها است؛ و به این لحاظ حیاط، لحن و بیانی مدرن می یابد.

معماری گنبدخانه

گنبد خانه به تنهایی بیش از نیمی از سطح مجموعه را به خود اختصاص داده، و بی هیچ واسطه ای بر کنار حیاط نشسته است. مدخل گنبد خانه فقط رخصت ورود می دهد، اما پیوند بصری مؤثری میان حیاط و گنبد خانه را پدید نمی آورد. در فاصلۀ میان این دو، درگاهی به وجود آمده، و ارتباط میان گنبدخانه و حیاط را به یک دسترسی ساده محدود کرده است.

حضور گستردۀ سنگ بر همه سطوح نماهای مسجد، به ویژه بر نمای گنبدخانه، مسجد را از دیگر بناهای دانشگاه متمایز می کند، و آن را سنگین، جدی و محکم نشان می دهد و «صورتی تاریخی» به آن می بخشد. استفادۀ صرف از سنگ، نمای مسجد را تک مصالحی و ساده می کند. این همه، بنا را پر هیبت می سازد؛ در عین حال، سادگی آن خصوصیات معماری مدرن را نیز تداعی می کند.

    گنبدخانه در منظر بیرونی متشکل از مکعبی بسته و گنبدی به صورت عرقچین است؛ و به دلیل آن که گنبد مسجد حجمی خفته دارد و مکعب زیر آن نیز بلند و رفیع است، لذا در اغلب نقاط مواجهه با بنا، گنبد از نظرها پنهان است؛ به طوری که مشاهدۀ گنبد تنها از فاصلۀ دور میسر است. به این ترتیب مسجد در چشم انداز بیرونی به صورت مکعبی سنگی و بسته می نماید؛ شبیه معابد سنگی شهر اورشلیم و همچنین خانۀ کعبه. از این بابت مسجد دانشگاه تهران در یادآوری خاطره های تاریخی موفق است. شاید بتوان گفت که طراح مسجد به نیت آنکه طرحی نو ارائه نمایند به جای استفاده از الگوهای سنتی به سرچشمه ها توجه کرده است.

گنبد خانه پایۀ مربع شکلی دارد که توسط چهار دیوار سادۀ سنگی ساخته می شود؛ و محراب آن هم بر میانۀ دیوار سوی قبله جای گرفته است؛ اما باید متوجه بود که گنبد خفتۀ گنبد خانه نه بر دیوارهای سنگین پیرامونی، که بر هشت جفت ستون  ظریف مایل تکیه کرده است. با این اوصاف نیمی از معماری داخلی گنبدخانه را دیوارهای سنگی جانبی و سقف مسطح حاشیه ای و چهار ستون سادۀ بتنی؛ و نیم دیگر را پوستۀ بتنی (یا گنبد) و هشت جفت ستون پیش گفته تشکیل می دهد. ستون های این نیمۀ دوم از میان حفره های سقف نیمه اول می گذرند و به سطح گنبد می پیوندند. به این ترتیب طرح گنبدخانه از نمونه های سنتی فاصله می گیرد، و الگویی نو مطرح می شود.

فضای داخلی گنبدخانه همچنانکه گفته شد دارای دو ساختار مجزا است: معماری بخش مکعب شکل گنبد خانه راست گوشه، منظم و کم تزئین است؛ و در مقابل معماری لایۀ گنبد نرم، مورب، پر نقش و رنگین دیده می شود. معماری لایۀ اول کم صدا و ساکت است، چرا که واجد دیوارهای ساده، سقفی مسطح و چهار ستون ساده است؛ در حالیکه معماری لایۀ دوم پر صدا و تأثیرگذار است و بسیار جلوه گری می کند. شکل خیمه مانند این لایۀ دوم به همراه جفت ستون هایش که از پایه تا رأس تناسبات و اندازه های متغیری دارند و به تمامی با خطوط رنگین منقش شده اند، فضای داخلی را مفصل جلوه می دهد. این وضع، خصایل دو گانه ای در فضا ایجاد کرده است و در این میان به درستی مشخص نیست که فضا به کدامیک از لایه ها تعلق دارد. توجه کنیم که ابهام و معنای دوپهلوی فضای داخلی با صراحتی که گنبدخانه در منظر بیرونی دارد کاملاً متفاوت است.

همنشینی حیاط و گنبدخانه

با مقدماتی که دربارۀ معماری «حیاط» و «گنبدخانه» آمد می توان گفت انتظام کلی این بنا با انتظام درونگرا و مرکزی معماری ایرانی متفاوت است. حیاط آن با حیاط مرکزی ایرانی فرق دارد. اگر در معماری مساجد ایرانی و اصولاً اغلب بناهای معماری ایران، حیاط در مرکز قرار گرفته و فضاهای مهم چون گنبدخانه، ایوان و تالار در اطراف آن می نشینند، در معماری مسجد دانشگاه تهران اینچنین نیست. وسعت گنبدخانه در مقایسه با وسعت بقیۀ ساختمان مسجد نیز آن را به عنصر اصلی، و بقیۀ اجزای طرح را به حواشی آن تبدیل می کند. فقدان رابطۀ فضایی میان گنبدخانه و حیاط هم مزید بر این معنا است. به این ترتیب، در طرح مسجد دانشگاه، نقش حیاط به فضایی مقدماتی یا جلوخان بزرگی برای گنبدخانه محدود می شود. با محدود شدن نماز خانه های مسجد به یک گنبد خانه، و با تقلیل نقش حیاط به حد جلو خانی برای گنبدخانه، مفهوم تازه ای از طرح مسجد حاصل می شود.

تقسیم مسجد به دو بخش گنبدخانه و حیاط، یکی خالی و دیگری پر، به حجم آن تنوع داده است. همچنین با بلند شدن گنبدخانه و کوتاه شدن جدارۀ حیاط، یا بسته بودن یکی و شفاف شدن دیگری این معنا مضاعف شده است. معماری حیاط ترکیب خط و صفحه است، در حالی که معماری گنبدخانه معماری ای حجمی است. با این انتخاب، دو دستگاه طراحی در طرح این دو بخش اساس کار قرار گرفته است. از طرف دیگر، حیاط دارای معماری تقسیم شده به اجزا و عناصر کوچکتری است، در حالی که معماری گنبدخانه، ابعاد بزرگ و درشتی دارد. دستگاه اندازه های این دو نیز با هم فرق می کند، و این امر آنها را به دو خانوادۀ متفاوت وابسته می سازد. از اینها مهم تر، حیاط بخاطر کیفیت رواق ها و ابعاد و اندازه هایش، فضایی شفاف و ظریف، صمیمی و سخنگو دارد؛ در حالیکه گنبدخانه واجد هیبتی سرد و خاموش است و به مخاطب لبخند نمی زند. وقتی به همۀ اینها، جفت منار کشیده و بلند نیز اضافه می شود، مسجد باز پر تنوع تر جلوه می کند، و به این ترتیب، به شکل مجموعه ای از فضاهای متباین ادراک می گردد و ترکیب احجام آن چشمگیر می شود.

مسجد و دانشگاه

از آنجا که حیاط با رواق هایی محصور شده که هریک در میانۀ خود مدخلی دارند و حیاط نیز معماری شفافی دارد، پیوند زیادی میان مسجد و محوطۀ اطراف آن بوجود آمده است. به این ترتیب که از سه جهت جنوب شرق، شمال شرق و شمال یا شمال غرب، به آسانی می توان به مسجد وارد شد. دهانۀ بار میانی رواق ها نیز امکان مشاهدۀ حیاط را از همین جهات ممکن کرده است. حیاط، هم بر سر راه است و هم در پیش چشم، و با پلکان مفصلش در مدخل شمال شرقی مردم را به خود دعوت می کند.

به دلیل وجود سه ورودی فوق الذکر، نه فقط امکان ورود مستقیم و آسان به حیاط از جوانب مختلف مهیا شده، که بیش از آن، حیاط به معبر خوبی برای حرکت از یک جانب مسجد به جانب دیگر تبدیل شده است. به عبارت دیگر، فردی که در این محدوده از محوطۀ دانشگاه قصد حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر را دارد، به وضوح در می یابد که حیاط مسجد مسیر مناسبی برای کوتاه کردن راه است.

معبر قرار گرفتن مسجد، نکتۀ مهمی است. زیرا با این عمل پیوند و رابطۀ زیادی میان مسجد- به عنوان فضایی عبادی- و دانشگاه- به عنوان مرکزی علمی و اجتماعی- بوجود می آید؛ مسجد نشسته در میانۀ دانشگاه، افراد را در حین گذر از معابر دانشگاه تهران (که مهم ترین و شناخته شده ترین مرکز علمی کشور است) و انجام فعالیت های دانشگاهی به ناگاه با فضایی عبادی روبرو می سازد و به درون حیاط خود می کشاند.

نحوۀ پیوند مسجد و فضاهای اطراف با نحوۀ ترکیب مساجد سنتی با بافت شهری پیرامون شان بی شباهت نیست؛ مساجد سنتی دست های خود را به درون معابر عمومی یا راستۀ بازارها دراز می کنند و مخاطب را به درون می خوانند؛ زیرا مسجد به عنوان محل فعالیت های مذهبی و فرهنگی، می خواهد همنشین دیگر فعالیت ها در سطح شهر شود. البته فقدان سلسله مراتب در ورود به مسجد دانشگاه تهران، تفاوت قابل توجهی میان آن با مساجد سنتی بوجود می آورد. زیرا بناهای سنتی در عین اشتیاق به همنشینی با فعالیت های اجتماعی، از  ایجاد حریم ها و سلسله مراتب ورود نیز غفلت نمی کنند و مدعوین را تنها به شرط عبور از این مراحل به فضای عبادی خود راه می دهند.

مسجد در کنار محورهای اصلی دانشگاه، و در عمومی ترین بخش آن- جایی که کتابخانه نیز به عنوان مرکز علمی دانشگاه قرار دارد- جای گرفته است. این استقرار بار دیگر باعث افزایش پیوند فضای مسجد با فعالیت های عمومی دانشگاه می شود. به این معنی که اگر پیش از این دربارۀ تأثیر انتظام فضایی مسجد در پیوند محکم فضای عبادی- مذهبی با فضاهای اجتماعی- آموزشی دانشگاه سخن رفت، می توان گفت انتخاب محل استقرار مسجد در بستر دانشگاه نیز از همین نیت نشأت می گیرد.

با آنکه در انتخاب محل استقرار مسجد به قرارگیری آن در قلب دانشگاه دقت شده است، اما باید توجه کرد که ورودی های مسجد هیچ کدام رو به محوطۀ مرکزی دانشگاه باز نشده اند. اساساً بهتر است بگوییم مسجد با ورودی هایش به این مکان پشت کرده است- به مکانی که خود در شکل گرفتنش سهم زیادی دارد. مخصوصاً می توان به ورودی اصلی اشاره کرد که با جفت منار رفیع، رو به جهت شمال شرق دارد و در تصویر کلی، مسجد را متوجه شمال شرق نشان می دهد. پشت کردن مسجد به مرکز دانشگاه تنها محصول جای ورودی های بنا نیست؛ بلکه می توان این امر را بیشتر به استقرار گنبدخانۀ بسته و حجیم در کنار محور عمومی و استقرار حیاط در پس گنبدخانه و دور از این محور مربوط دانست. با این اوصاف به رغم آنکه مسجد در مرکز دانشگاه و در کنار کتابخانه جای گرفته و با این استقرار به اتفاق کتابخانه، محور عمومی پررونقی برای دانشگاه بوجود می آورد، اما با نوع انتظام خود و جهت ورودی هایش، در تعارض با نیت اولیۀ طرح قرار گرفته است. این تعارض خصوصاً از آن جهت آشکار و برجسته است که با استقرار گنبدخانه در جنوبی ترین نقطۀ بستر طرح، در روبروی کتابخانه، و قرار گیری حیاط در جهت مقابل، و جفت منار سمت شمال شرقی، مسجد دانشگاه به نقطه ای در شمال شرقی رو می کند؛ و از آن مهم تر، با این عمل مسجد از مرکز دانشگاه و کتابخانه رو بر می گیرد و به آن پشت می کند. واقعیت آن است که ارتباط مسجد با فعالیت های عمومی پیرامونش قدری مبهم است.

در طرح هادی اولیۀ دانشگاه تهران، نیت آن بوده که دو لایۀ چپ و راست کل بستر، به محل استقرار دانشکده های مختلف اختصاص یابد و بخش میانی به فضای باز عمومی و ورزشی. بعداً با اندیشه استقرار کتابخانه و مسجد در مرکز این فضای باز، هویت بخش میانی تغییر پیدا می کند و در نتیجه، فضای باز به دو بخش شمالی (مسجد) و جنوبی (کتابخانه) تقسیم می شود. در این وضعیت، زمین ورزشی و محوطۀ باز شمالی کاملاٌ از هم جدا شده و هرکدام به یک سو می افتد. حجم مسجد، محوطۀ شمالی را از نظر پنهان، و آن را تا حد منزوی می کند. فضای باز یاد شده به طور اتفاقی کشف می شود و در واقع به محوطۀ باز دانشکده های مستقر در بخش شمالی دانشگاه تبدیل می گردد. به این ترتیب، فضای باز دیگر نمی تواند مطابق نیت اولیه به عنوان یکی از عرصه های عمومی در مرکز دانشگاه ایفای نقش کند. توجه به رابطۀ میان مسجد و محوطۀ باز شمالی می تواند به فهم بهتر حجم مسجد کمک کند. مسجد با استقرار در مقابل محوطۀ باز شمالی، زاویۀ دید به سوی آن را می بندد و خود به بازیگر اول صحنه تبدیل می شود. با چرخش 45درجه حجم مسجد نسبت به محورهای دانشگاه، جلوۀ حجم آن افزوده می شود. با این یکه تازی و نمایش اندام از جهات مختلف، مسجد تبدیل به مجسمه ای می شود که از همۀ زوایا دیده می شود.

  • نمایی از گنبدخانه
    تصویر شماره 1 :: نمایی از گنبدخانه
  • نقشه های مسجد دانشگاه تهران
    تصویر شماره 2 :: نقشه های مسجد دانشگاه تهران
  • نمایی از رواق و حیاط میانی رو به ورودی های شرقی
    تصویر شماره 3 :: نمایی از رواق و حیاط میانی رو به ورودی های شرقی
  • فضای داخلی گنبدخانه
    تصویر شماره 4 :: فضای داخلی گنبدخانه
  • مسجد دانشگاه تهران و فضاهای و بناهای اطراف
    تصویر شماره 5 :: مسجد دانشگاه تهران و فضاهای و بناهای اطراف
تبلیغ با میترا نت