مجله حامی نو

ورودی محله

ورودی محله
وجود شبكه شطرنجي و تعريض پياپي خيابان‌هاي مسكوني و محلي، نه فقط باري را از دوش ترافيك شهري برنداشته است، بلكه محلات ما را هم كه مي‌توانستند فضاهائي آرام و خودماني براي ساكنين آن باشند، به جولانگاه عبور سواره تبديل كرده است.
مقاله های بیشتر از شهرسازی

اين شبكه شطرنجي كه برگرفته از “طرح تفكيك اراضي” شهرهاي مهاجرنشين در طول تاريخ شهرنشيني است چنان فاجعه‌اي را ببار آورده است كه نه فقط احساس مهاجر بودن را به شهروند القا مي‌كند، بلكه كوچه‌ها و خيابان‌هاي محلي ما را كه مي‌توانستند فضائي براي مراودات همسايگي و بازي كودكان باشند، عرصه ميان‌بر زدن خودروهائي نموده است كه از راهبندان محورهاي اصلي گريخته‌اند.

 

جالب توجه آنكه ترافيك و راهبندان‌هاي محورهاي اصلي نيز تا حد زيادي معلول همين شبكه شطرنجي است. اتصال دهها، كوچه و خيابان محلي به محورهاي عبوري و شهري باعث كاهش سرعت حركت سواره شده است. هر لحظه امكان ورود از اين خيابان‌هاي فرعي وجود داشته، حركت مستقيم و چپگرد خودروها، حركت راحت و كم دغدغه را در خيابان‌هاي اصلي سد مي‌نمايد.

 

بديهي است كه در چنين شرايطي رانندگان در حال حركت، به اميد رهائي از راهبندان به داخل محلات هجوم برده، به دنبال راه‌هاي ميان‌بري باشند كه آنها را از ترافيك موجود خلاص نموده و سريع‌تر به مقصد موردنظر برسانند. بدين ترتيب دور باطل دائماً تكرار مي‌گردد و فقط آنچه باقي مي‌ماند محلاتي شلوغ و بي‌هويت است و خيابان‌هاي اصلي پرتنش.

 

تمام كوچه‌هاي محلات شبيه يكديگر شده‌اند، معلوم نيست كدام اصلي و كدام فرعي است. همه به هم راه دارند و تقاطع‌هاي آنان روز بروز خطرناك‌تر مي‌شوند. به طوري كه شدت خسارت جاني و مالي تصادفات در محلات بيشتر از خيابان‌هاي اصلي شهر شده است. در اين ميان نه مسأله ترافيك سواره شهر حل شده است و نه جائي براي مكث و تعاملات همسايگي باقي مانده است.

 

با نگاهي هرچند گذرا به سابقه شهرنشيني خود شاهد محلاتي هستيم آرام و خودماني. فضائي كه حضور غريبه‌ها در آن به حداقل رسيده بود. ديگران صرفاً به منظور و مقصد خاصي وارد آن شده،كنترل اجتماعي لازم در آن وجود داشت.

 

فضاهاي عمومي‌اش ساكت و خلوت و خودماني بود. خردسال مي‌توانست اولين تجربيات اجتماعي‌اش را در كوچه‌ها بدست آورد، پيران و كهنسالان امكان مكث و حركت آهسته را در آن داشتند. ولي با كمال تعجب، رشد و توسعه علم و ورود تكنولوژي وارداتي يك قرن اخير، به جاي پيشرفت، باعث پسرفت و نابودي كيفيت‌هاي محل زندگي ما شده است. ديگر نه به سنت محله و شهرسازي خود اعتنائي داريم و نه از آخرين دستاوردهاي ملل ديگر استفاده مي‌كنيم.

 

مگر در سنت شهرسازي خود براي حفظ آرامش و جلوگيري از هجوم غريبه‌ها تعداد ورودي به محلات را محدود نمي‌كرديم؟

 

 

برای دانلود فایل کامل این مطلب اینجا کلیک کنید.

 

 

 

تبلیغ با میترا نت