مجله حامی نو

روانشناسي جنسيت در معماری

روانشناسي جنسيت در معماری
مخاطب فضاي شهري كيست؟ همه؟
مقاله های بیشتر از معماری

آيا اين كلمه "همه" تنها شامل دو دسته معلولين و افراد سالم ميباشد؟ آيا صرف توجه به "گروههاي ويژه" (كه آن هم در بهترين حالت در طراحي شهري در نظر گرفته ميشود) پاسخگوي "همه" خواهد بود؟

واقعيت امر اين است كه، روند سادهسازي و خلاصه كردن چنان تمامي وجوه زندگي ما را آكنده نموده، كه حتي در مطالعات و پيشنهادات طراحي شهري نيز از آن استفاده ميكنيم. به عبارت بهتر، تقليل خصوصيات انسانها به سالم بودن يا نبودن، ما را به اين نتيجه ميرساند كه با در نظر گرفتن اين نكته، نه تنها در طراحي به اهداف خود رسيدهايم بلكه ديدگاهي مخاطبمحور نيز اتخاذ نمودهايم!

اين در حالي است كه انسانها متفاوتند و معيار متفاوت بودن، نه تنها سلامت، بلكه بسياري از ويژگيهاي ديگر را نيز در بر ميگيرد. يكي از مهمترين وجوه تفاوت انسانها كه اغلب مورد غفلت واقع ميشود، بحث جنسيت است.

در حقیقت رابطه «جنسيت» و «فضاي شهري»، امروزه يكي از بحث هاي اساسي در عرصه جهاني است كه نحوه نگرش و چگونگي سازماندهي فضاي زندگي را از جنبه هاي مختلف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و … متأثر ساخته است. با تغيير نقش سنتي زنان و به عبارت دیگر با ورود خانمها به بازار کار و جامعه، اهميتشان در نظام اقتصاد رسمي و نقش تازه آنها در تقسيم كار اجتماعي، كيفيت و نوع حضورشان در عرصه عمومي تغيير ماهوي يافته و مجموعهاي تازه از الگوها را شکل داده است که نمي توان آنها را ناديده گرفت.

با توجه به مردانه بودن طراحي شهرها و فضاهاي شهري، از كيفيت حضور و مشاركت و تعاملات اجتماعي نیمی از جامعه در اين فضاها غفلت شدهاست. در حالی که نگرش جنسیتی در فعالیت زنان و مردان با تحول همه جانبه در تمام عرصهها تغییر کرده و با گذشت زمان بیش از این نیز تغییر خواهد کرد. این تغییر لزوم توجه به این امر را بیش از پیش بر ما آشکار میکند.

در اين راستا، نباید فراموش كنيم که تفاوتهای زنان و مردان نميبايست سبب غلبه حضور یکی بر دیگری گردد و فعالیتهای گروه دیگر را دشوار سازد. این مطلب، محدودیتها و قابلیتهای متفاوتی را ایجاد میکند. در طراحی فضای شهری باید این محدودیتها و قابلیتها را بشناسيم و بر اساس آنها اقدام به طراحی نماييم. البته با توجه به پيچيدگيهاي مسائل انساني در مواجهه با سادهسازيهاي علمي، هدف ما يافتن پاسخي قطعي در اين زمينه نیست

اما با اين وجود ميتوانيم براساس يافتههاي موجود به كنكاش پرداخته و تا اندازهای نسبت به تفاوتهاي ميان زن و مرد چه در زمينه ادراكي و چه در زمينه رفتاري به شناخت بيشتري دست یابيم. شناختي كه بتواند در امر طراحي مثمر ثمر واقع شده و جمع مخاطبان را با توجه به ويژگي هاي آنان مورد خطاب قرار دهد. تنها زمانی میتوانيم انتظار داشته باشيم که طراحی با لحاظ کردن این ویژگیها صورت بگیرد، که افراد درگیر این امر متوجه اهمیت این موضوع شوند، از این رو هدف بحث حاضر ما تأکید بر اهمیت همين موضوع خواهد بود.

روانشناسي جنسيت

همانطور كه اشاره شد، براي انجام عمل طراحي ملزم به دانستن ويژگيها و تفاوتهاي ميان زن و مرد هستيم تا بتوانيم شرايطي فراهم نماييم كه براي هر دو مطلوب باشد. اما چگونه ميتوان به اين ويژگيها و تمايزها دست يافت؟

پاسخ به اين سوال را ميتوان در روانشناسي جنسيت يافت. در روانشناسي جنسيت، تلاش بر اين است كه بر اساس مطالعات روانشناسي هر دو جنس، خصوصيات زنان و مردان در احساس، ادراك، ارزيابي محيط و ديگر ويژگيهاي رفتاري شناسايي شود و تفاوتهاي ميان آنها در نحوه انجام اين فرآيندها بيان گردد.

براي اين منظور، لازم است تفاوت ميان زنان و مردان را از جنبههاي مختلف بنگريم. در اين ميان، سه جنبه زيست-شناختي، روانشناختي و جامعهشناختي، تركيب جامعي را براي بيان وجوه تمايز دو جنس ارائه ميدهد. در جنبه زيستشناختي توجه ما عمدتا به تفاوتهاي فيزيولوژيك خواهد بود؛ در حاليكه در ديدگاه روانشناختي بر تاثير عوامل محيط و وراثت و در نگاه جامعهشناختي صرفا بر تاثير محيط در تفاوتهاي زن و مرد تاكيد خواهيم داشت.

لازم به ذكر است كه، هر كدام از اين جنبهها از منظر خود به موضوع پرداختهاند. هيچيك كامل و همهجانبه نيست و در عين حال نادرست نيز نميباشد. در واقع اين ديدگاهها در تركيب با يكديگر به صورت مكمل يكديگر عمل نموده و نگاهي همهجانبه براي ما فراهم خواهند نمود.

تبلیغ با میترا نت