مجله حامی نو

لویی کان؛ زندگی نامه و آثار معماری

لویی کان؛ زندگی نامه و آثار معماری
لويي كان در 20 فوريه سال 1901 در جزيره اوزل واقع در استوني (روسيه) متولّد مي شود. خانواده او در سال 1905 به ايالات متحده آمريكا مهاجرت مي كنند و او را در 17 ماه مارس 1974 به علت حمله قلبي، دارفاني را وداع مي گويد. مرگ او در ايستگاه فيلادلفيا در شهر نيويورك هنگام بازگشت از مسافرت هندوستان اتفاق افتاد.
مقاله های بیشتر از معماری

زندگي نامه لويي كان

لويي كان در 20 فوريه سال 1901 در جزيره اوزل واقع در استوني (روسيه) متولّد مي شود. خانواده او در سال 1905 به ايالات متحده آمريكا مهاجرت مي كنند و او را در 17 ماه مارس 1974 به علت حمله قلبي، دارفاني را وداع مي گويد. مرگ او در ايستگاه فيلادلفيا در شهر نيويورك هنگام بازگشت از مسافرت هندوستان اتفاق افتاد. او يك زندگي پرماجرا را گذرانيده  است. در اينجا زندگي نامه او را در قالب يك سري آرشيتكت و پرفسور  به طور خلاصه معرفي مي كنيم.

تحقيقات و مطالعات در زندگي شغلي او

20 ـ 1912 دبيرستان مركزي و اكادمي هنر هاي زيبا در پنسيلوانيا. براي اين مطالعه، لويي كان تعداد زيادي جايزه دريافت مي كند.
26 ـ 1925 كان با همكاري با جان موليتوريك دفتر كار افتتاح مي كند. در اين دفتر آقاي كان مسووليت طرح بزرگداشت يكصد و پنجاهمين سال استقلال آمريكا را به عهده مي گيرد.
29 ـ 1928 به اروپا سفر مي كند.
1930 با آژانس پل كرت همكاري مي كند.
33 ـ 1932 سازماندهي و مديريت مجله تحقيقات معماري را به عهده مي گيرد. 30 نفر از مهندسين معمار و مهندسين ساختمان اين گروه تحقيقاتي را تشكيل مي دهند و مورد شرايط مسكن در فيلالفيا مطالعه مي كند. موضوعات مورد مطالعه عبارت است از طرح واحدهاي مسكوني . طرح هاي شهرسازي  و سازماندهي محلات مسكوني و روش هاي اجراي ساختماني جديد.
1935 ـ عضويت در انستيتو معماران آمريكايي را مي پذيرد. وفعاليت شغلي خود را به صورت مستقل آغاز مي كند.
1937 مشاور مسوول خانه سازي فيلادفيا مي شود.
1939 مشاور مسوول خانه سازي ايالات متحده مي شود.
42 ـ 1941 شريك موسسه  جرج ها مي شود.
43 ـ 1942  شريك موسسه جرج ها و اسكار استونوف مي شود.
52 ـ 1946 مشاور كميسيون شهرسازي فيلادفيا مي شود.
51 ـ 1950 در آكادمي آمريكايي شهر رم مقيم مي شود.
1959 سخنراني پاياني دهمين گردهم آيي بين المللي معماران را در شهر اوترلو در هلند انجام مي دهد.
1960 در همايش جهاني طراحي در توكيو شركت مي كند.
1961 مشاور كميسيون شهرسازي فيلادلفيا مي شود.
1962 در جلسه عمومي رويال انستيتوي بريتانيا در لندن سخنراني مي كند.
1968 عضويت كميسيون هنرهاي زيبا فيلادفيا را مي پذيرد.
57 ـ 1947 پرفسور و مدرسه معماري و شهرسازي ميت ـ (بنياد آلبرت فارول بنيس).
 1956 پرفسور مدرسه معماري  و شهرسازي ميت ـ (بنياد آلبرت فارول بنيس).
1957 پرفسور معماري در دانشگاه پنسيلئانيا.
1960 رئيس دانشكده هاي معماري. يال .هاروارد و دانشكده هاي كاليفرنيا و هوستن و كارولين شمالي.
1962 رئيس دانشكده فيلادفيا ـ اونتاريو و شيكاگو. اعطاي مدارك افتخاري  ـ مشاركتها و همكاريها.
1964  به عضويت انستيتو ملي هنر و ادب منصوب مي گردد. دكتراي افتخاري معماري  در دانشگاه كارولين شمالي به او داده مي شود.
1965 دكتراي هنرهاي زيبا در دانشكده يال به او اعطاء مي شود.
1966 ـ به عضويت آكادمي سوئدي هنرهاي زيبا منصوب مي شود.
1967 دكتراي حقوق دانشكده ي ساله به او تقديم مي شود.
1968 به آكادمي آمريكايي هنر و علوم مي پيوندد.
1970 به انستيتو آمريكايي معماران ملحق مي شود و  عضويت انجمن پادشاهي هنر در لندن به او داده مي شود. دكتراي هنرهاي زيبا از طرف كالج بارد به او اعطاء مي شود.
1971 دكتراي هنرهاي زيبا از طرف كالج بارد به او اعطاء مي شود.
1973 عضويت آكادمي آمريكايي هنر و ادبيات را مي پذيرد.

نمايشگاه ها

30 ـ 1929 در آكادمي هنرهاي زيبا نمايشگاهي از تابلوهاي  نقاشي با موضوعات مسافرتهاي او به قاره اروپا در شهر پنسيلوانيا برگزار مي كند.
1936 در موزه هنرهاي مدرن نيويورك نمايشگاهي تحت  عنوان (معماري ساختمانهاي  عمومي) برگزار مي كند.
1936 نمايشگاهي تحت عنوان «برج هاي انستيتو تحقيقات پزشكي». در موزه هنرهاي مدرن برگزار مي كند.
1965 نمايشگاه موزه هنري جوللا
1966 نمايشگاه موزه هنرهاي مدرن نيويورك.
1968 نمايشگاه كاخ برگزاري گردهم آيي ها در ونيز.

جوائز و تقدير نامه ها

1960 جايزه آرنولد برونر را توسط انستيتو ملي هنر و  ادبيات دريافت نمود.
1961 بورس تحقيقاتي جهت تجزيه و تحليل هاي پيشرفته در زمينه معماري را از بنياد گراهام دريافت نمود.
1962 مدال افتخار به خاطر اجراء نمونه هاي ارزنده از مجتمع هنري فيلادلفيا.
1969 مدال نقره از دانشگاه  كانكتنيكوت به خاطر كمكهاي شايان در زمينه هنري و مدال طلا از انستيتو آمريكايي معماري در دانشگاه فيلادلفيا.
1970 مدال طلا از بخش نيويورك انستيتو آمريكايي  معماري.
1971 مدال طلا از انستيتو معماري آمريكا.
1972 مدال طلا از انستيتو معماري انگلستان.

هرگاه دست ساخت انسان در يك محوطه ي عمومي شهري، مورد بازديدو توجه مردم قرار گيرد، بديهي است كه اغلب مورد بحث و گفت و گو و انتقاد و تجزيه و تحليل قرار خواهد گرفت. بويژه معماري و ساختمان سازي كه در واقع انعكاس و بيان ملموسي است از دوران ايجاد آن و مصالح به كار رفته در آن كه به آساني قابل دسترسي بوده و طرف اغلب مردم مورد ارزش يابي قرار خواهد گرفت.

در هر حال،  در تجزيه و تحليل كار يك هنرمند معمولاً دو برداشت از آن صورت مي گيرد: در برداشت اول، هنرمند مانند يك مترجه و بيان كننده ي عقايد عمومي زمان خود محسوب مي شود و آنگاه در برداشت بعدي، نقش او همچون يك عامل محرّك در تبلور همان عقايد و افكار ظاهر مي شود. اما اگر يك كار هنري در جريان تكامل تاريخي قرار نگيرد و بخاطر نظرات شخصي، به عمد از آن جدا شود؛ بديهي است كه آن دو برداشت از هنرمند سازنده اش، ديگر معنا و مفهوم خود را از دست خواهد داد. اغلب آثار معماري به اين گروه وابسته است. ارج نهادن به ارزشهاي باطني اين  آثار و ارتباط آن با معمار طراح، داراي حالت انفعالي و غير واقعي است؛ چرا كه اين گونه آثار، خارج از كليه ي قراردادها و پيمانهاي زمانه بوده و هرگز به خواسته ها و منافع عمومي جواب نمي دهد.

البته بايد تفهيم شود كه مسأله ي فوق، در شكل ظاهري آن آثار كمتر از محتوايشان  ديده مي شود. بدترين وضعيتي كه در دنياي امروز به نظر مي رسد حالتي است كه در آن هر كس قصد دارد قوانين شخصي خود را اجرا كند. در حالت مطلوب تر ايجاد ارتباط با واقعيت ها و مسايل مربوط به آنها، از طريق تضادها، مخالفت با آراي عمومي و اجتناب از درك آن واقعيتها برقرار مي شود. در نتيجه در چنين شرايطي هنرمند به سرنوشت اجتماع و سنتهاي موجود در آن وابسته خواهد بود.

گرچه هنرمندان هرازگاهي وانمود مي كنند كه در آزادي هاي شخصي مجازي زندگي مي كنند؛ ولي نقش واقعي هنرمند آن است كه جريان پديده هاي اجتماعي را  دنبال كرده و خويشتن را با شباهت سازي  در مخاطره اندازد تا بتواند ترجمان نظريات و خواسته هاي اجتماعي كه در آن زندگي مي كند باشد يا به عبارت بهتر؛ كوشش كند تا  بتواند روابطي بين دنياي بي كران و انساني كه در عوض داراي دنياي محدودي است برقرار سازد. از ديدگاه يك فرد مسئول، وظيفه اي هنرمند آن است كه سعي فراوان كند تا دنياي مطلوب تري به وجود آيد. بنابراين با اين آگاهي و بيداري وجدان است كه مي گوييم نمي توان با آسودگي زير سقف آسمان دراز كشيدن، آينده را ساخت؛ بلكه از طريق كار و كوشش سنگين و خستگي ناپذير است كه كار آينده در رابطه ي تنگاتنگ با واقعيت امروز به حقيقت خواهد پيوست.

فهرست آثار معماری و شهرسازی لويي كان

خانه ها

49 ـ 1945 خانه فليپ ك. روچ: پنسيلوانيا، مونتگمري كانتري.
49 ـ 1947 خانه وينستو توم كينز: پنسيلوانيا، جرمن تون، طرح
49 ـ 1948 خانه مورتن ويس: پنسيلوانيا، مونتگمري كانتري.
1949 خانه ساموئل جنل: پنسيلوانيا، مونتگمري كانتري.
1950 خانه كوب شرمن: پنسيلوانيا، مونتگمري كانتري.
53 ـ 1952 مجموعه واحدهاي مسكوني ميل كَريك (مرحله اول) پنسيلوانيا، فيلادلفيا.
1953 خانه رالف ربرتز. ژرمن تاون: پنسيلوانيا. طرح.
1954 خانه فرانسيس آدلر: پنسيلوانيا، فيلادلفيا، طرح.
59 ـ 1957 بازپيرايي و توسعه و پلان مسكوني خانواده اپروينن و دروتي شاو در پنسيلوانيا، فيلادلفيا.
61 ـ 1957 خانه فرد.ا. كلور: شهر كمپ دن نيو جرسي.
1958 خانه لاورنس موريس، مونت كيسكو. طرح.
1959 خانه روبرت فليشر، الكينس پارك، پنسيلوانيا،  طرح.
61 ـ 1959 خانه برنارد شاپيرو در شهر ناربرس، پنسيلوانيا.
62 ـ 1959  مجموعه واحدهاي  مسكوني ميل گريك (مرحله دوم): فيلادلفيا، پنسيلوانيا.
65 ـ 1960 خوابگاه دانش جويان دانشكده ي برن مار، پنسيلوانيا.
1960 خانه نورمن فليشر در شهر هات برو، پنسيلوانيا.
1965 خانه اشريك فيلادلفيا، پنسيلوانيا.
1966 خانه اشترون، واشنگتن دي. سي.

مكانهاي مراسم مذهبي

1954 كنيسه ي آداس جشوردن، در شهر الكينس پارك، پنسيلوانيا، طرح.
67 ـ 1959 اولين كليساي وحدتي، در شهر روشتر، نيويورك
68 ـ 1965 دير خواهران مقدس فرقه ي دومنيكن: شهر مديا، پنسيلوانيا، طرح.
1966 نمازخانه آندره آي مقدس در كاليفرنيا. طرح
1968 كنيسه هوروا در اورشليم. طرح.

مراكز فرهنگي

53 ـ 1951 نگارخانه هنر در دانشگاه يال، نيوهاون، كانكتنيكوت.
57 ـ 1955 موسسه علمي پژوهش ها و مطالعات پيشرفته، كمپاني گلين مارتين در شهر فورت ميد، مريلند.طرح.
1956 كتابخانه دانشگاه واشنگتنف سن لويي، ميسوري، (جايزه اول مسابقه طرح).
65 ـ 1959 موسسه علمي سالك براي پژوهش هاي زيست شناسي: كاليفرنيا.
1960 ساختمان شهرداري بريستول: پنسيلوانيا، طرح. دانشگاه شيمي در دانشگاه ويرجينيا. طرح. تالار دانشكده داروسازي دانشگاه ايالات وين:ميشيگان . طرح.
1963 موسسه علمي دوليت هند: احمدآباد، هندوستان.
1964 تالار اقيانوس شناسي موزه تاريخ طبيعي يبودي نيوهاون. طرح.
67 ـ 1964 مدرسه ي هنر فيلادلفيا، پنسيلوانيا، طرح.
72 ـ 1967 موزه هنر كيمبلي در تگزاس فورت ورس. كتابخانه و تالار نهارخوري. آكادمي فيليپ اگزتر.
1968 مركز مطالعات مكانيك و حمل و نقل دانشگاه تل آويو.
77 ـ 1969 مركز هنر و مطالعات بريتانيا دانشگاه يال، نيوهاون.
1973 كتابخانه امور مذهبي دانشگاه كاليفرنيا، بركلي. طرح.

مكان هاي رفاهي و خيريه

1948 ساختمان يادبود توسعه ملي جفرسون، سن لويي، ميسوري (برنده ي جايزه اول)
50 ـ 1949 ساختمان درمان شفيعي، فيلادلفيا، پنسيلوانيا، بيمارستان پنسيلوانيا.
1950 ساختمان ساموئل ردهيل فيلادلفيا بيمارستان رواني، فيلادلفيا
59 ـ 1954 مركز جامعه يهودي، ترنتون، نيوجرسي. طرح.
56 ـ 1955 حمام عمومي، نرنتون، نيوجرسي.
57 ـ 1956 مسابقه يادبود هانري فرمي، شيكاگو، ايلي لوئيس (جايز اول مسابقه)
61 ـ 1960 مسابقه يادبود فرانكلين.د.روزولت.واشگتن دي.سي. (جايزه اول مسابقه).
1961 كشتي رودخانه تايمز جهت سمفوني و نيد آمريكايي، كلوپ شناسي پيلموت پنسيلوانيا. پاويون جنرال موتور، در نمايشگاه جهاني سال 1964 در نيويورك. طرح.
64/1961 زمين ورزش براي مجتمع مسكوني نيويورك (با همكاري، نقوشي). مركز هنري، بنياد فورت واين، شهر فورت واين ايالت اينديانا. طرح.
73 ـ 1962 مركز حكومت بنگلادش در داكا.
1963 بيمارستان مركزي ايوب و مدرسه درمان بيماريهاي استوايي در شهر داكا، بنگلادش.
67 ـ 1964 اتحاديه ي بين المللي مباني، فلوريدا. طرح.
1965 اسلام آباد، مركز پاكستان غربي.طرح.
73 ـ 1966 تاثير هنرهاي نمايشي بنياد فورت واين، ايالت اينديانا.
69 ـ 1967 بناي يادبود شش ميليون يهودي، باتري پارك، نيويورك. طرح. بنياد سلامتي فكر نيو بريتانيا، پنسيلوانيا.. طرح.
1969 كاخ گرد هم آيي ها، شهر ونيز. طرح.
1970 مركز برنامه ريزي تنظيم خانواده، كاتماندو، نپال .
73 ـ 1971 طرح «اينرهاربور»، بالتيمور، مريلند.
1972 مركز دولتي توسعه هيل، اورشليم، اسراييل.طرح.
1973 بناي يادبود فرانكلين روزولت، جزيره روزولت، نيويورك.طرح. مركز هنري پوكون، پنسيلوانيا. طرح. مركز جديد امور اداري بنگلادش در شهر داكا.

مكان هاي كار

1948 طرح ابعاد تغييرات اصلاحي در داخل ساختمان شركت نفت رادبيل، فيلادلفيا، پنسيلوانيا.
56 ـ 1954 طرح ساختمان مركز پزشكي فدراسيون كار آمريكا، فيلادلفيا، پنسيلوانيا.. (در سال 1973 تخريب شد).
61 ـ  1957 ساختمان آزمايشگاه هاي پژوهش هاي پزشكي ريچاردز واقع در دانشگاه پنسيلوانيا. ساختمان آزمايشگاه هاي پژوهش هاي زيست شناسي دانشگاه پنسيلوانيا.، فيلادلفيا.
61 ـ 1958 ساختمان مجله تريبون در شهر گرينزبورگ. پنسيلوانيا.
61 ـ 1959 طرح كنسول گري ايالات متحده در لوآندا (آنگولا).
1961 شركتكار برونندوم، آشيارنيا گارا نيويورك. مغازه ها و انبارها و شعبه هاي شركت در آتلانتا. جورحيا، مونتن ويو، كاليفرنيا. طرح.
70 ـ 1966 كارگاه هاي شركت اوليوتي، هاريزبورگ. پنسيلوانيا.
73 ـ 1966 ساختمان برج ادارات كانزاس سيتي، كانزاس. طرح.

شهرسازي

54 ـ 1946 گزارش محوطه مثلثي شكل براي كميسيون. شهرسازي فيلادلفيا، پنسيلوانيا.
1951 طرح سازماندهي محوطه شرقي قطب فيلادلفيا، پنسيلوانيا. (با همكاري دي. مك آليستر و تاي اينك).
53 ـ 1951 طرح سازماندهي منطقه جنوب غربي معبد در  فيلادلفيا ـ پنسيلوانيا. (با همكاري آقايان دي ـ مك آليستر و تينگ).
62 ـ 1956 مركز شهر فيلادلفيل، ايالت فيلادلفيا، پنسيلوانيا. طرح.
1957 ساختمان برج مطالعات براي موسسه ي علمي بتن (با  مشاركت با آن تاي اينگ) طرح.
62 ـ 1961 تجديد ساماندهي منطقه شرق خيابان ماركت براي بنياد گرابام .طرح.
64 ـ 1963 شهرسازي شانديگار، مركز حكومت استان گوجارات: هند. طرح.
73 ـ 1968 توسعه مجدد محوطه هيل سنتر. در شهر نيوهاون، ايالت كانكتنيكوت. طرح.



هنر معماري

كارهاي معماري لويي كان، از طريق پنج اصل ثابت قابل تشخيص است: 1 ـ احساس تركيب در كلّ بنا 2ـ استفاده از مواد و مصالح ساختماني متناسب با طبيعت آنها.  3 ـ احساس فضاي معماري به عنوان هدف اصلي.  4 ـ  اهميت نور به منزله ي بخشي از طرح.  5 ـ تناسب ها  و ارتباط هاي معمارانه.

1 ـ احساس تركيب در كل بنا

در زمينه فلسفي، بيشتر روي  كرد لويي كان به موضوعات وحدت و يكدست بودن شكل نهايي كار معماري است.

فرضيه ي او در مورد تركيب بخش هاي مختلف ساختمان با نظريه و تعريف زيبايي «سان توماس داكويين» منطبق مي شود و كان به طور آشكار، نظريه ي سان تو ماس را نقل مي كند كه در آن زيبايي به چهار عامل مشروط مي شود: تماميت، همگني، تقارن و منحصر بفرد بودن. از نظر لويي كان تماميت در معماري از طريق خودكفايي به دست  مي آيد و همگي در آن است كه نتوان قسمتي از چيزي را بدون در هم ريختن كل آن از آن جدا كرد. به عبارت ديگر، اگر بخشي از طراحي را جدا كنيم، تمام طرح به هم خواهد ريخت. تقارن، در ارتباط بين قسمتهاي مختلف است و در پايان، حالت انحصاري  وضعيتي است كه يك شي مانند شي ديگري  نباشد و آن شي داراي حالت منحصر به فرد باشد.

ايجاد تفاوت براي مشخص كردن فضاهاي خدماتي و فضاهاي اصلي يك طرح معماري، بر آن دلالت دارد كه لويي كان سعي مستمر بر روشن سازي مقصد كليه ي  اجزاي طرح ـ كه در تركيب كلي آن وارد مي شوند ـ دارد. مخصوصاً در مورد  حمام هاي بناي مركز گردهم آيي يهوديان ترنتون و علاوه بر همه، در بناي اصلي پروژه آن مركز، تفاوت بين قسمتهاي  مختلف بنا مشخص است.

در طرح خانه ي آدلر تشخيص فضاهاي متنوع آسانتر است. همچنين ساختمان آزمايشگاه دانشگاه ريچارد ـ كه فضاهاي آن تفاوت هاي واضحي مي باشد ـ مثال بهتري است. تركيب و آميختگي سازه هاي باربر با  فضاهاي متنوع آن در طرح نمايش گاه هنر دانش گاه يال به اجرا درآمده و به واقعيت رسيده است. ولي تنها بعد از پروژه ي  ترنتون بود كه كان كاملاً متقاعد شد كه امكان اجراي  چنين طرح هخايي به خوبي وجود دارد. در ساختمان انستيتو سالك اسكلت بنا به گونه اي متفاوت از يك عضو ساده ي بابر تغيير شكل يافت.

در اين مثال سازه ها نقاط ثابتي را تشكيل مي دهند كه از تفكر اصلي فضاي معماري قابل تفكيك بوده و در هم آميخته شده اند.

لويي كان عقيده ي خود درباره ارزشهاي ثابت و شكل دهنده ي تركيب كلي معماري را در مورد شبكه ي خيابان ها و معابر شهر فيلادلفيا نيز بر حسب درجه بندي حجم عبور و مرور به كار برده است. او در اين طرح ترافيكي، خطوط اصلي ارتباطات را احياء كرده و بدين جنبه هاي زشت بهره برداري از خيابانها را به ابعاد  جديد حركت و ارتباط تبديل كرده است و سادگي و مناسبت هاي داخلي بين  قسمت هاي مختلف بخش قديمي شهر را نيز بازيابي نموده است.

در طرح كلي شهر داكا ارزشهاي ظاهري و سمبوليك سازه ها از طريق  ايجاد تركيب وجا نمايي خاص خود، داراي نقش بسيار مهمي شده است. در اين طرح، شهرك مجلس و مجموعه موسسه هاي فرهنگي در مقابل يكديگر واقع شده و بدين طريق اولين آداب و رسوم زندگي اجتماعي انسان يادآوري مي شود.

كان در طرح مركز هنري فورت واين با انجام پژوهش ها و بررسي هاي  مهم و با ارزش، در تركيب كل بنا، در اطراف حياط ورودي فضاهايي را قرار مي دهد و در كل بنا موفق مي شود حالت شك و ترديد و بلاتكليفي كه در الحاق  قسمت هاي جدا از هم و نامناسب ظاهر شده است را برطرف سازد. زماني كه تركيب معماري مورد بحث قرار مي گيرد لازم است عقايد لويي كان را در يك زمينه ي تاريخي قرار دهيم.

 از ابتداي قرن حاضر، در مدرسه ي  معماري هنرهاي زيباي پاريس، (بوزار) يكي از  موضوعات مهم و قابل توجه، مساله ي تركيب در سنت هاي معماري بوده است. لويي كان از نوشته هاي پروفسور معروف آن مدرسه ي معماري يعني «ژولي گادت» اطلاع كامل را بدست آورد. همانطور كه كارهاي يكي از شاگردان خوب آن مركز يعني  «توني گارنيه» را نيز شناسايي كرده بود . ولي علاوه ب همه اينها لويي كان تحت نفوذ شديد افكار پرفسور «آگوست چويسي» قرار داشت. اين شخص هم زمان با گارنيه بود ولي موضع گيري اش كاملاً در نقطه مقابل او قرار داشت.

البته نفوذ آگوست چويسي  در افكار لويي كان به خاطر ايده هاي مكتوب او نبود (چرا كه كان به زبان فرانسوي آشنا نبود و اساساً علاقه ي زيادي به خواندن متون و مطالب نداشت) بلكه از طريق نقشه ها و تصويرهاي كتاب تاريخ معماري او بود كه براي كان آموختگي تعيين كننده اي حاصل  شد. كان عملاً منابع ديگري را براي فراهم كرد تا روش هاي  دانشگاهي، سنتي فرانسوي را با عقايدي پيشرفته ي قرن بيستم هماهنگ سازد. او براي نيل به اين هدف روش خود را بر فصل مشترك آن دو پايه ريزي كرد كه عبارت بود از نظم در طراحي. در اين روش، دو عامل مهم معماري يعني زيبايي و ايستايي در هم آميخته مي شوند.

2 ـ استفاده از مواد و مصالح ساختماني، متناسب با طبيعت آنها

دومين مشخصه ي كارهاي  لويي كان را مي توان در ارتباط بين هنرهاي دستي و مصالح ساختماني تعريف كرد. ديوارهاي انستيتو سالك كه از طريق قالب بندي با بتون مسلح ساخته شده از نمونه هاي بارز و زنده ي نماسازي به طريق هنرمندانه است. آزمايشگاه هاي ريچاردز شايد اولين بنايي باشد كه در آن بتون پيش فشرده به كار رفته و هر عضو بتوني ، در مجموعه ي تركيب ساختمان جزء مكمل قلم داد مي شود.

كارهايي كه لويي كان در هندوستان اجرا كرد موقعيت استفاده از آجر را براي فراهم كرد. آجر نه تنها از جمله مصالح ساختماني است كه بيش ترين استفاده از آن در ساختمان مي شود؛ بلكه از بهترين و مناسب ترين آنها  نيز مي باشد. آجر در دست هاي لويي كان زندگي جديدي پيدا مي كند. او با تركيب آجر و سيمان روش بي سابقه اي را خلق كه ضمن كسب استحكام بيش تر، ارزشهاي آن نيز به خوبي حفظ مي گردد.

3 ـ احساس فضاي معماري به عنوان هدف اصلي.

لويي كان بر اساس يافته هايش كه از طريق تجربه هاي مثبت او در هندوستان و انتقال آنها به آمريكا حاصل شد ساختمان هايي مانند كتاب خانه ي اكستر و تأتر فورت وين و بعد از مئتي كنيسه ي هوروا در اورشليم را طراحي و اجرا كرد اين بناها عمدتاً هر كدام از دو قسمت تشكيل شده كه هر قسمت در ديگري ادغام شده است. قسمتي كه بيش تر شامل بخش هاي داخلي و مركزي  ساختمان  مي شود و  بايد بار زيادي  را متحمل شود، از بتون مسلح ساخته شده و قسمت هاي ديگر كه ابعاد كوچك تر و فضاي محدودتري را داراست براي حفاظت از شرايط خارجي، با آجر ساخته شده است.


4-اهميت نور به منزله ي بخشي از طرح

نور طبيعي، هويت يك اتاق را تعيين مي كند و طرح و نقشه ي ساختماني، نور را در قسمت هاي  مخصوص  به خود پراكنده مي كند. كان در اسكيس معبد يوناني پارتنون اجزاي ضخيم و توپر ، مانند ديوارها و ستونها را با رنگ سياه مشخص كرده است. در بناي معبد، اينها از جمله اجزاي  لازم و كافي به حساب مي  آيند. اين صرفه جويي طبيعي در اجزاي مهم بنا، يكي از نگراني ها و اشتغالات فكري كان، از  ابتداي كارش بوده است، گرچه او هيچ گاه آن را به اين روشني بيان نكرده است. وي در كارهاي اوليه اش سعي كرده تا يك توزيع منطقي در قسمت هاي پر و خالي نمادها بوجود آورد. به طوري كه باز كردن يك سوراخ در ديوار براي ايجاد يك پنجره را كار خودسرانه قلم داد مي كند. بدين ترتيب نماي خانه ي ويس از تركيب پانل هاي متحرك عمودي درست شده كه در هر زمان مي توان طبق شرايط مورد نظر آنها را تغيير داد. در حالي كه در خانه ي فليشر شكل ظاهري گشودگي در ديوار از نحوه ي تابش نور حكايت مي كند، اما در ساختن كنسول گري لواندا يك انتخاب جديد براي مسأله ي نور بكار رفته است يك ديوار شيك در جلوي سطح پنجره قرار مي گيرد و بدين ترتيب شدت نور و انعكاس تابش آن را ملايم مي سازد.

در بناي كنيسه ي يهوديان فيلادلفيا يك راه حل بسيار جالب و بسيار بي سابقه به كار  رفته است: در جلوي پنجره ها اتاقكي ساخته شده كه نفوذ نور را به اندازه ي مورد نياز به داخل فضا كنترل مي كند ولي بهترين و موفقيت آميز ترين روش به اجرا در آمده، تركيب بين قسمت هاي پر و خالي در ساختمان آزمايشگاه هاي پژوهش هاي پزشكي ريچارد است. در اين ساختمان، طرح كلي بنا از يك سري فضاهاي مربع شكل كه در اطراف آنها ستون هايي قرار دارد تشكيل شده تا نور را به داخل برج هاي  بخش هاي خدماتي و يا بخش هاي مربوط به آن هدايت كند.

كان، در طرح جديد بازسازي يك ساختمان ـ كه خيابانهاي شهري در چهارطرف آن قرار دارد ـ شيوه ي جديدي را ابداع مي كند كه در آن يك رديف مكانهايي كه هر كدام داراي  كاربري مخصوص به خود مي باشند، پيش بيني مي شود. عبارت « مكان يابي» در اين طرح، شايد تعبير صحيحي نباشد؛ ولي بيش تر فضايهايي منظور است كه كاربري هاي متفاوت به آنها اختصاصداده مي شود و ايجاد تمايز بين آنها، تقسيم نور و پيش بيني مقدار آن با دقت و مطالعه ي كافي انجام مي شود. به هر صورت معماري، همچون عضوي كه فعاليتهاي انساني را سامان  دهي مي كند تعريف شده است. اين عضو عبارت است از مكاني كه انسانها در آن، به خوبي آموزش مي بينند، با يكديگر ديدار كرده و روش هاي زندگي كردن را متظاهر و آشكار مي سازند.لويي كان موفق مي شود با پرهيز از مستقل كردن اسكلت باربر ديوارهاي جدا كننده در ساختمان، فن آوري در معماري را متحول سازد.

5 ـ تناسب ها و ارتباط هاي معمارانه

عامل ديگري كه موجب تداوم منطقي تركيب معماري مي شود رابطه و تناسب بين اجزا و فرم هاي ساختمان است؛ چه از لحاظ مواد و مصالح ساختماني و چه از جنبه ي اشكال و ابعاد آن. اين عامل همواره براي معماران و طراحان ساختمان ايجاد نگراني كرده است. آنان براي كشف راه حل هاي اين مساله، گاهي موضوع را در محورهاي گسترش خطي و زماني در نماهاي فضايي و حالتهاي هندسي آن مطرح كرده اند. چنان كه در طرح ويلاي آدريانا، امپراتور روم در شمال شهر رم يا در ساختمان صومعه اي لاتورت كه لوكور بوزيه آن را طراحي كرده است. كان در اين مقوله، رابطه ها و تناسب هاي معماري را در كاربرد سازه هاي باربر آن عنوان مي كند. او واحد تناسب يا مدول را فاصله ي موجود بين دو ستون و يا دو عضو باربر مي داند.

در خانه هاي آدلر و دوره، اتاق ها نسبت به محورها جابجا شده و در برج ريچارد و يا ساختمان جمعيت ميل گريك ، اتاقها حالت دوراني و گريز از مركز را دارا مي باشند. ولي در ساختمان بر اين ماور مساله ي ارتباط بين قسمت هاي مختلف با مهارت و روشي مبتكرانه، حل شده است. سه قسمت مربع شكل، از ناحيه ي گوشه ها با يكديگر متصل شده و بدين ترتيب امكان آن بوجود آمده كه كان با نهايت توانايي معمارانه اش، مشكل پيوند كلي بنا را حل نمايد. عوامل  مشترك در كارهاي لويي، اين باور را در ذهن انسان بوجود مي آورند كه اين كارها، شواهد انكار ناپذيري از كيفيت هاي خوب معماري بوده و ارزشهاي آنها با گذشت زمان بيش تر مشخص مي شوند. به هرحال كار او تاريخي نيست. بدان معنا  كه او گسترش را با مفاهيم معماري مدرن انجام نمي دهد و البته اين بدين معناست كه او به راه حل هاي ساده معماري منطقي كه از طريق آموزش تاريخي به دست آمده متمايل شده است. شايد بتوانيم كارهاي او را بدون زماني بناميم كه در تضاد و تقابل با نيازهاي امروزين قرار ندارند. زيرا اگر چه با گذشت زمان ابزار ها و نشانه ها تغيير مي كنند، ولي در معماري كميتهايي وجود دارد كه عمدتاً به تاريخ و گذشت زمان وابسته نيستند. همچنان كه خود كان گفته است:« تا زماني كه پولي وجود دارد، معماري نيز وجود خواهد داشت.

تبلیغ با میترا نت